دلنوشته؛

۴۸ ساعت تا پایان قصه؛ خداحافظی با مردی که توی دل‌ها ماند

کرج(پانا)- در حالی که تنها ۴۸ ساعت تا پایان روایت زندگی رهبر شهید باقی مانده بود، نگاه‌ها به واپسین ساعات حیات او دوخته شد؛ ساعاتی سرنوشت‌ساز که نه‌تنها پایان یک زندگی، بلکه آغاز شکل‌گیری روایتی ماندگار در حافظه تاریخی مردم به شمار می‌آید.

کد مطلب: ۱۷۱۶۹۳۶
لینک کوتاه کپی شد
۴۸ ساعت تا پایان قصه؛ خداحافظی با مردی که توی دل‌ها ماند

ساعت‌ها، به عقربه‌هایی از جنس سرب تبدیل شده‌اند؛ سنگین، کند و بی‌رحم. در این اتمسفر غبارآلود انتظار، انگار زمان معنای معمول خود را از دست داده است. ۴۸ ساعت تا پایان قصه مانده است؛ اما کدام قصه؟ قصه‌ای که آغازش در خاکریزه‌های گمنام بود و فرجام او در آسمان بی‌کران. 

این ۴۸ ساعت، شبیه به تپش‌های آخر قلبی است که تمام عمرش را برای نبض دیگران زده است. هر ثانیه، برگی از تاریخ است که ورق می‌خورد. در این فرصت باقی‌مانده، سکوت، سنگین‌تر از فریاد است. نشسته‌ام و به این فکر می‌کنم که چگونه یک انسان می‌تواند تمام ظرفیت بودن را در محدوده‌ فنا خلاصه کند؟ چگونه می‌توان در اوج اقتدار، تواضع را نقاشی کرد و در نهایت سختی، مهربانی را به ارث گذاشت؟

این ۴۸ ساعت، زمان بازخوانی تمام آن‌چیزی است که ما اسمش را فداکاری گذاشته‌ایم، اما تو آن را تکلیف می‌خواندی.  من برای تو معنایی نداشت و تنها ما و هدف جاری بود. این دو روز، فرصتی است برای تماشای آن آخری که نه ترس در آن است و نه تردید؛ طمأنینه‌ای است که تنها در چشمان بندگان خاص خدا یافت می‌شود.

در این ۴۸ ساعت، فرشتگان نیز سکوت کرده‌اند تا لحظه‌ پرواز را تماشا کنند. قصه رو به پایان است، اما این پایان، آغاز یک اسطوره است؛ اسطوره‌ای که نه در کتاب‌های تاریخ، بلکه در جان نسل‌هایی که هنوز نیامده‌اند، تکثیر خواهد شد.

تو می‌روی، اما قصه‌ای که نوشته‌ای، حالا در رگ‌های خاک جاری شده است. ۴۸ ساعت دیگر، وقتی آخرین پرده‌ی این نمایش باشکوه فرو می‌افتد، ما می‌مانیم و این حقیقت تلخ و شیرین که قهرمانان نمی‌میرند. 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : دانش‌آموز: نیلا بنائی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار