لالاییِ مادر، با عطرِ سنگر در هم آمیخته و بندِ دلــَش گره خورده به پوتینهای خاکیِ پسرش
ساوجبلاغ(پانا)- در سکوتِ خانهای که روزی پر از عطرِ خندههایش بود، مادری چشم به راهِ فرزند خویش است. هر پرتوِ نور، دعایی برایِ سلامتی اوست و هر صدایِ زنگِ در، تپشی از جنسِ ترس و امید. این روایتِ مادری است که قلبش در میانِ آتشی دیگر میسوزد؛ در انتظارِ بازگشتِ شیرمردی که برایِ دفاع از خاک، راهیِ جبهه شده است.
ارسال دیدگاه