عرفه،ضیافت اشکهای بی صدا در آغوش بی کران خدا
رودهن(پانا)-عرفه لحظه تلاقی اشک و استجابت است. امروز، گویی زمان در نقطه عطفی از ابدیت ایستاده است. صحرای عرفات، تنها یک مکان نیست؛ وسعتی است به اندازه تمام دلتنگیهای بشری که در پی آغوشی برای آرام گرفتن است.
صدایی در جان کائنات طنینانداز است؛ صدایی که نه با زبان، که با نبض تپنده قلبهای عاشق شنیده میشود. امروز، روزی است که خداوند مهربان، بیش از هر زمان دیگری به بندگانش نزدیک است. درهای آسمان گشوده شدهاند تا بندهای نباشد که با چشمان خیس و قلبی شکسته، دست به دعا بردارد و دست خالی بازگردد.
عرفه، ضیافت «اعتراف» است؛ اعتراف به تمام آنچه میان ما و خالقمان فاصله انداخته بود. اما زیباترین بخش این روز، نه در این اعتراف، که در آن لحظهای است که میفهمیم حتی پیش از آنکه ما لب به سخن بگشاییم، او در پی بخشیدن بوده است.
او می بخشد تا بخشیدن را به بندگانش بیاموزد.
امروز، هر دعایی که از سر صدق باشد، به بال ملائک مینشیند و راهی ملکوت میشود. فرقی نمیکند کجای این زمین خاکی ایستاده باشیم؛ در ازدحام دعای عرفات، یا در گوشهای خلوت از اتاقمان؛ کافی است چشم ببندیم و زمزمه کنیم: خدایا! من آمدم، با کولهباری از خطا، اما با امیدی که به کرم تو دارم.
تمام امید مان وقتی از همه چیز و همه کس خستهایم تو هستی.
امروز، روز آشتی است؛ روزی که تمام گرههای کور زندگی، در برابرقدرت بیپایان مهر پروردگار، سست وبه لطف او باز میشوند.
خداوندا ،دعای امسال ما با سالهای دیگر فرق دارد یک ایران از تو یک چیز میخواهد
آرامش را به کشور عزیزمان ایران برگردان.
ارسال دیدگاه