مثل فرنگیس حیدرپور..

اجازه نمی‌دهیم کسی به خاک کشورمان چپ نگاه کند

تهران (پانا) – در سال‌های آغازین جنگ تحمیلی، مقاومت مردمی در مناطق مرزی، روایتی از شجاعتِ ساکنانِ بومی بود که داستانی متفاوت از حماسه‌آفرینی را رقم زد. یکی از این روایت‌های کم‌نظیر، مربوط به فرنگیس حیدرپور، دخترِ ۱۸ ساله‌ای است که در بحبوحهٔ هجوم نیروهای بعثی به روستای محل سکونتش، نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.

کد مطلب: ۱۷۰۱۳۷۰
لینک کوتاه کپی شد
اجازه نمی‌دهیم کسی به خاک کشورمان چپ نگاه کند

مواجهه با شرایط سخت جنگی

بر اساس مستندات، در سال ۱۳۵۹ و همزمان با پیشروی نیروهای متجاوز به مناطق مرزی گیلان‌غرب، روستاییان برای حفظ جان خود و خانواده‌هایشان به ارتفاعات و دره‌های مجاور پناه بردند. در حالی که شرایطِ حاکم، تأمین نیازهای اولیه مانند آب و غذا را دشوار کرده بود، تلاش برای بازگشت به محیطِ روستا به امری مخاطره‌آمیز تبدیل شده بود.

یک رویارویی غافلگیرکننده

گزارش‌ها حاکی از آن است که در جریانِ یکی از این بازگشت‌های شبانه، فرنگیس که به همراه پدرش برای تهیه ملزومات راهی روستا شده بود، با دو سربازِ بعثی مواجه شد. در این لحظاتِ حساس، فرنگیس با جسارتی که در تحلیل‌های روانیِ حماسی از آن یاد می‌شود، با استفاده از ابزاری که در اختیار داشت، با یکی از سربازان درگیر شد و او را از پا درآورد. سربازِ دیگر که در مواجهه با این اقدامِ غافلگیرکننده قرار گرفته بود، در نهایت تسلیم شد و توسط فرنگیس به نیروهای نظامی ایرانی تحویل داده شد.

سرمشقِ ایستادگی

این اقدام در آن برههٔ زمانی، بازتاب‌های گسترده‌ای در روحیهٔ مقاومتِ محلی داشت. در حالی که شرایط منطقه برای سکونت ناامن گزارش می‌شد، پاسخِ فرنگیس به درخواست‌هایِ مبنی بر تخلیهٔ روستا، نمادی از تعلق‌خاطرِ عمیق به سرزمین بود: «اینجا خانهٔ من است؛ متجاوزان باید از خانهٔ من بروند.»

این واقعه، در تاریخ شفاهی دفاع مقدس، به عنوان نمونه‌ای از نقشِ غیرنظامیان در دفاع از تمامیت ارضی کشور ثبت شده و همچنان مورد توجه پژوهشگرانِ تاریخِ معاصر است.

IMG_20260521_143238

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار