زنگ تفریح در آسمان

شهرری یک (پانا) ـ دختران و پسران آسمانی‌ میناب ایرانم ، با تصور یک صبح ساده و شورِ کودکانه به مدرسه رفتید و ساعتی بعد با شهادت، حقیقت را آشکار و ظلم را محو کردید؛ اندوهتان سنگین است، اما شجره‌ی طیبه، ثمر داده و یاد شما تا همیشه در دل وطن باقی خواهد ماند.

کد مطلب: ۱۶۹۶۲۰۸
لینک کوتاه کپی شد
زنگ تفریح در آسمان

دختران و پسران آسمانی میناب ایرانم؛ از دست دادن شما عزیزان، اندوهی وصف‌ناشدنی است. تصور صبحی که با لباس و کیف مدرسه، با خداحافظی ساده‌ی همیشگی از مادر و پدرتان، با شور و هیجان کودکانه به راه افتادید تا به مدرسه بروید و ساعتی بعد، زنگ آسمانی شدنتان خورد و جثه‌ی کوچکتان هدف موشک‌های جنایت‌کارترین دولت سرزمین قرار گرفت.

قلبم را می‌فشرد؛ و حسرت این‌که کدامتان دوست داشتید دکتر شوید، حتما آن یکی خبرنگاری را انتخاب کرده بود و دیگری دندان‌پزشکی را...

کسی میانتان بود که می‌خواست معلم شود؛ چه زود معلم شدی عزیزم، چقدر خوب یادمان دادی که عزتمندانه می‌شود جان داد.  

پرشکوه پرواز کرد و با جوشش خون، حق را آشکار و ظلم را محو کرد و مصداق آیه‌ی «جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِل» شد.  

چطور در یک لحظه این همه شاگرد تربیت کردی؟  

شاگردانی که بدون خستگی، پرچم به‌دست، کاری را می‌کنند که قلب تو خواست.  

قطعاً آخرین ضربان قلب کوچکت با این نوا می‌تپید: «بمانید پای وطن».

راستی، چقدر نام مدرسه‌تان زیبا بود؛ خونتان بر ریشه‌های این شجره‌ی طیبه، در خاک ایران جاری شد تا این درخت به آسمان هفتم برسد و شکوفه‌ها و میوه‌های دلِ مادرانِ میناب، در آن‌جا رسیده شده و ثمرِ شجره‌ی طیبه‌ی انقلاب باشند.  

خدا می‌دانست رهبر فرزانه و مهربانمان طاقت غم شهادت شما را نداشت؛ خیلی زود به شما ملحق شد و به جمع دختران و پسران شهیدش پیوست؛ همان رهبری که این انقلاب را بعد از چهل‌وهفت سال به «شجره‌ی طیبه» تشبیه کردند، که اینک ثمر داده است.  راستی، چه سری بین این شجره‌ی طیبه و آن است ...

با تمام وجود، به جایگاهتان غبطه می‌خورم؛ قطعاً که شما شایسته‌ی این انتخاب بودید.  

شما عاشقانِ پیکرِ بی‌سر بودید و به سوی شهادت پرواز کردید.  

سعادتمندی، گوارای وجودتان.

نویسنده : دانش آموز : حانیه ترکمانه

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار