پانا گزارش میدهد؛
هنرمندان در تنگنای معیشت؛ وقتی صحنه تعطیل میشود و هنرمند راننده اسنپ میشود
تهران (پانا) - پسلرزههای اقتصادی روزهای بحران، حالا بیش از هر زمان دیگری معیشت اقشار مختلف را هدف قرار داده است؛ در این میان، هنرمندانی که همواره در خط مقدم تولید فرهنگ بودهاند، امروز با تعطیلی پروژهها، انباشت بدهی و ناامنی شغلی، به مشاغلی روی آوردهاند که پیشتر هیچ نسبتی با حرفهشان نداشت.
پایان بحران لزوماً به معنای پایان تبعات آن نیست؛ بلکه آنچه پس از فروکش کردن التهابات باقی میماند، فشارهای عمیق اقتصادی و معیشتی است که لایههای مختلف جامعه را درگیر میکند. در این میان، هنرمندان بهعنوان یکی از آسیبپذیرترین اقشار، بیش از دیگران با تبعات این وضعیت دستوپنجه نرم میکنند.
تعطیلی یا تعلیق گسترده پروژههای سینمایی و تلویزیونی در ماههای اخیر، عملاً جریان درآمدی بسیاری از فعالان این حوزه را متوقف کرده است؛ وضعیتی که نهتنها به بیکاری گسترده انجامیده، بلکه موجی از بدهی و فشار اقتصادی را نیز به همراه داشته است.
یکی از بازیگران سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرنگار پانا، با ترسیم تصویری بیپرده از شرایط موجود، میگوید: «وقتی پروژهها یکییکی متوقف شد، من هم عملاً بدون درآمد ماندم. هزینههای زندگی اما متوقف نمیشود. قسطها روی هم جمع شد و چارهای جز این نداشتم که برای گذران زندگی، کارگری کنم.»
وی که نخواست نامش فاش شود خاطرنشان کرد: این روزها در کافه یکی از دوستانم کار میکنم؛ از نظافت گرفته تا هر کاری که لازم باشد. فقط برای اینکه شرمنده خانوادهام نشوم.»
یکی دیگر از هنرمندان سینما و تئاتر که در حرفه چهرهپردازی فعالیت دارد و در بین اهالی هنر شناخت شده است میگوید این روزها با ماشین شخصیاش کار میکند و به قولی راننده اسنپ شده است .
او البته عنوان میکند که از هم صحبتی با مردم بسیار راضی است اما علاقه دارد با فراهم شدن اوضاع بار دیگر به پروژههای سینمایی و تلویزیونی بازگردد.»
این روایتها، تنها نمونهای از واقعیتی فراگیر در میان هنرمندانی است که برخلاف تصویر عمومی، از حداقلهای امنیت شغلی نیز برخوردار نیستند. ساختار اقتصادی حوزه فرهنگ و هنر، بهگونهای است که بخش عمدهای از فعالان آن، به پروژههای مقطعی وابستهاند؛ پروژههایی که با کوچکترین تکانه اقتصادی، متوقف میشوند.
هستند بسیاری از اهالی موسیقی و دیگر هنرها که به دلیل برگزار نشدن کنسرتها، تعطیلی آموزشگاها و .... با مشکلات بسیاری دست پنجه نرم میکنند و باید راهکاری برای حل مشکلات اقتصادی آنها پیدا کرد
در چنین شرایطی، افزایش بیسابقه هزینههای زندگی نیز فشار مضاعفی بر این قشر وارد کرده است. هنرمندانی که تا پیش از این نیز با درآمدهای ناپایدار مواجه بودند، حالا در تأمین ابتداییترین نیازهای معیشتی با چالش روبهرو شدهاند.
کارشناسان حوزه فرهنگ معتقدند، نبود سازوکارهای حمایتی مؤثر، این بحران را تشدید کرده است. در حالی که در بسیاری از کشورها، برای فعالان حوزه هنر در شرایط رکود یا بحران، بستههای حمایتی مشخصی در نظر گرفته میشود، در اینجا خلأ چنین حمایتهایی بهوضوح احساس میشود.

از سوی دیگر، کاهش تولیدات هنری و افت سرمایهگذاری در این حوزه، زنجیرهای از آسیبها را رقم زده که تنها به هنرمندان محدود نمیشود، بلکه کل زیستبوم فرهنگی کشور را تحت تأثیر قرار میدهد. تعطیلی پروژهها، به معنای بیکاری دهها شغل وابسته است؛ از عوامل پشت صحنه گرفته تا نیروهای فنی و خدماتی.
آنچه بیش از همه در این میان نگرانکننده است، عادی شدن این وضعیت است؛ شرایطی که در آن، تغییر شغل اجباری هنرمندان از صحنه به مشاغل خدماتی، دیگر نه یک اتفاق استثنایی، بلکه به یک روایت تکرارشونده تبدیل شده است.
با این حال، در دل این فشارها، یک واقعیت قابل توجه نیز وجود دارد؛ تلاش برای حفظ کرامت انسانی. هنرمندانی که ترجیح میدهند به هر شکل ممکن کار کنند، اما دست نیاز به سوی دیگران دراز نکنند. تلاشی که اگرچه قابل احترام است، اما نمیتواند جایگزین سیاستگذاریهای حمایتی و ساختاری شود.
امروز، معیشت هنرمندان دیگر یک مسئله صرفاً صنفی نیست؛ بلکه به شاخصی از وضعیت کلی اقتصاد و میزان تابآوری اجتماعی تبدیل شده است. اگر این روند ادامه یابد، نهتنها معیشت هنرمندان، بلکه نفس تولید فرهنگی نیز با تهدیدی جدی مواجه خواهد شد.
امروز می بینیم که دولت برای کمک به خانوادههای ایرانی و حل برخی از مشکلات اقتصادی کالا برگو یارانههایی را اختصاص داده است . چه خوب است برای فرهنگ و هنر کشور نیز یارانهای به نام یارانه فرهنگی در نظر بگیرد تا هنر و فرهنگ در ناکجاآباد اقتصادی قرار نگیرد
بیتردید، خاموش شدن چراغ صحنهها، تنها به معنای توقف یک اجرا نیست؛ بلکه نشانهای است از کمرنگ شدن حیات فرهنگی جامعه است، واقعیتی که نمیتوان و نباید نسبت به آن بیتفاوت ماند.
ارسال دیدگاه