بیانیه خانه تئاتر؛

تئاتر زبان جهانی روح و وجدان بشری است/ فقدان بزرگانی همچون بیضایی

تهران (پانا) - خانه تئاتر در بیانیه‌ای به مناسبت هفته تئاتر، با تاکید بر اینکه تئاتر، زبان جهانی روح و وجدان بشری است یاد و خاطره بزرگان از دست رفته عرصه هنرهای نمایشی کشور همچون استاد بهرام بیضایی را گرامی داشت.

کد مطلب: ۱۶۹۳۳۴۹
لینک کوتاه کپی شد
تئاتر زبان جهانی روح و وجدان بشری است/ فقدان بزرگانی همچون بیضایی

متن بیانیه این نهاد بدین شرح است: در ابتدا کلمه بود و جز کلمه هیچ‌ نبود.

از آن دم که نخستین انسان، در برابر توفان بودن و شدن ایستاد و با کلام خود، معنای بقا را فریاد زد و طنین فریادش در پهنه‌ بی‌کران هستی پیچید تا بگوید: «من هستم»، نمایش زاده شد؛ نه به عنوان یک سرگرمی و تماشای گذرا، بلکه به عنوان تلاشی برای یافتن حقیقت در میانه‌ آشوب، به مثابه‌ نخستین تلاش انسان برای درک معنای بودن.

در این سرزمینِ کهن، نمایش از ابتدا با خون و خاک و اسطوره عجین بوده است. انسان ایرانی خود را در نمایشگانی می‌دید که در آن، مرز میانِ جهانِ زندگان و قلمروِ فرهی، تنها به اندازه یک پرده است. در حماسه‌های پهلوانی، به دنبالِ شکوهِ گمشده‌ خویش بود؛ در سوگِ سهراب، در جست و جویِ معنایِ رنج بود، در نبردهای رستم، به گذر از آزمون‌های اخلاقی می‌اندیشید و در مرگ سیاوش برای پایمردی در حقانیت خون می‌گریست. نمایش در ایران، از طنینِ حماسیِ پهلوانان تا سوگِ سوزناکِ تعزیه‌خوانان، همواره بازخوانیِ نبردِ ابدی میانِ نظمِ آسمانی و آشوبِ زمینی بوده است. مردمان ایران با نمایش، سعی داشتند از میانِ ویرانه‌هایِ تاریخ، ستون‌هایِ حقیقت را دوباره بنا کنند.

اما این هنر جاودانه، تنها محدود به مرزهایِ این دیار نیست. زیرا که تئاتر، زبانِ جهانیِ روح و وجدان بشری است؛ زبانی که در آن، هیچ مرزی وجود ندارد. اکنون هنر نمایش، این میراثِ اساطیری، با میراثِ جهانیِ تئاتر در هم تنیده است. ما از تماشایِ تراژدی‌هایِ سوفوکل یاد گرفتیم که تقدیر، چگونه بر سرِ انسانِ شریف فرود می‌آید. با دیدن آثار اوریپید رنجِ انسانی را یافتیم. در درام‌هایِ عظیمِ شکسپیر، پیچیدگیِ روح انسان را کشف کردیم و آموختیم که چگونه کلمات می‌توانند امپراتوری‌ها را ویران کنند و قلب‌ها را به لرزه درآورند. ما با نگاهِ تیزِ برشت، صحنه را از یک مکانِ رؤیاپردازی، به میدانِ مبارزه برایِ بیداریِ آگاهی بدل کردیم؛ و با واقع‌گراییِ تلخِ آرتور میلر، آموختیم که قهرمان، لزوماً یک موجودِ فرابشری نیست، بلکه می‌تواند انسانی ساده در میانه‌ تلاطمِ یک جامعه‌ در حالِ فروپاشی باشد.

از نظامِ دقیقِ استانیسلاوسکی و گروتفسکی در بازیگری تا جادویِ نور و سایه در تئاترهایِ مدرن، تئاتر همواره تلاش کرده است تا آن شکافِ باریک میانِ «آنچه هست» و «آنچه باید باشد» را پر کند. به همین دلیل است که می‌تواند همواره مرزِ میانِ خیال و واقعیت را جابجا کند.

تئاتر، در جوهرِ خود «دیالوگ» است. تئاتر، هنرِ شنیدن است در جهانی که تنها به فریاد زدن عادت کرده. در دنیایِ امروز، جایی که تفاوت‌ها به شکاف تبدیل شده و گفت و گو در انزوایِ خود گرفتار گشته، تئاتر، سفیرِ فرهنگِ اعتدال است. تئاتر به ما می‌آموزد که چگونه در میانه‌ تضادها، بنشینیم و گفت وگو کنیم؛ چگونه از میانِ تفاوت‌هایِ عمیق، پلی از کلمات برایِ درکِ دیگری بنا کنیم. تئاتر، دیالوگِ میانِ «من» و «تو» است تا به «ما» برسیم.

امسال بزرگداشت صحنه‌ نمایش در ایران، با فقدانی عمیق روبه‌روست. خانواده‌ تئاتر با از دست دادنِ بهرام بیضایی، یکی از ستون‌هایِ بلندِ روایت‌گریِ این سرزمین، به سوگی دراماتیک و اسطوره‌ای نشسته است. او که با قلمِ جادویی‌اش، زبانِ کهنِ اساطیر را به کالبدِ مدرنِ تئاتر دمید؛ او می‌دانست که چگونه با کلمه، می‌توان بر تقدیرِ شوم پیروز شد و از دلِ تاریک‌ترینِ افسانه‌ها و اسطوره‌ها، نورِ حقیقت را بیرون کشید. بیضایی اکنون به جمع همان اسطوره‌هایی که خلق کرد، پیوسته است. جای خالیِ او در میانه‌ دیالوگ‌هایِ ما، همواره احساس خواهد شد. اما پژواکِ کلماتش، در تاریک‌ترینِ لحظات، همچون فانوسی در میانه‌ طوفان، راه را به ما نشان خواهد داد. او رفت، اما روایتِ او، هرگز به پایان نمی‌رسد.

و اما امروز،در این روزگارِ دشوار و پر هیاهو که تفاوت‌ها به شکاف‌هایِ عمیق بدل شده‌اند. تلاطم‌های بی‌شمار و بی‌امان اجتماعی موجب شده‌اند تا شنیدن، دشوارترین هنرِ ممکن باشد. در زمانی که دیوارها بلندتر از همیشه گشته‌اند و سکوت، به تنها راه گریز و گزیر انسان از حقیقت بدل گشته است، تئاتر دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورتی برای بقاست. زیرا که تئاتر، هنرِ گفت وگو است. تئاتر، در ذاتِ خود، نوعی مبارزه با تک‌صدایی و در تضاد با انحصارطلبی است. تئاتر به ما می‌آموزد که چگونه در میانه‌ تضادها، بنشینیم و با دیگری روبه رو شویم. تئاتر، سفیرِ فرهنگِ اعتدال است؛ چرا که در صحنه، هیچ صدایی بدونِ شنیده شدنِ دیگری، معنا نمی‌یابد. تئاتر، به ما یاد می‌دهد که چگونه از میانِ لایه‌هایِ دشمنی و سوءتفاهم، پُل‌هایِ گفت و گو بنا کنیم. در دنیایی که می‌خواهد ما را به انزوا و نفرت و سکوت وادارد، تئاتر فریاد می‌زند: «بیا و گفت وگو کن! بیا و در آینه‌ دیگری، خود را بازشناس!»

در هفته‌ بزرگداشت تئاتر، ما بر این صحنه‌ مقدس بوسه می‌زنیم و درود می‌فرستیم بر تمامِ آن کسانی که با کلام و گفت و گو در نبردِ دائمی با جهل و سکوت حضور دارند. درود بر تمامِ هنرمندانی که در میانه‌ سختی‌ها، به جایِ دیوار ساختن، «دیالوگ» می‌سازند. تئاتر، میراثِ جاویدانِ روحِ ما و راهِ ما به سویِ گفت وگو و حقیقت است.

هفته‌ بزرگداشت تئاتر، مبارک باد!

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار