نیمکت‌های دختران میناب

بام و صفی آباد (پانا) _ چهل روز از رفتن شما گذشت اما کلاس درس آرزوهای بزرگتان همچنان برپاست و ما در این شب‌ها میراث‌دار آن شده‌ایم.

کد مطلب: ۱۶۸۴۶۰۲
لینک کوتاه کپی شد
نیمکت‌های دختران میناب

روزهای زیادی را پشت این نیمکت‌ها گذراندید…

به تمام رویاها و آرزوهایی فکر می‌کنم که برای آینده خود در سر داشتید؛

آخر من هم دخترم ،

من هم نوجوانم ،

من هم خوب میدانم حرف‌های کودکی را ،

احساسات ناب دخترانه را ،

آرزوهای...

آرزوهای دخترانه را،

به همه‌ی کارهای بزرگی که می‌خواستید انجام بدهید و خیالات آسمانی‌تان فکر میکنم که حتی گاهی سر کلاس و به دور از چشم معلم زیر زیرکی از آن‌ها می‌گفتید و می‌خندیدید.

و حالا چهل روز است که راهرو خراب شده مدرسه که گاهی از صدای خنده ها و سر و صداهایتان سرش را دستمال می بست امروز به دنبال رد پایی از خنده‌های شما می‌گردد؛

ولی شما دیگر نیستید...

 اما نه!

 شما هستید شما هنوز دانش‌آموزان همین مدرسه‌اید و هنوز در جمع ما حضور دارید؛

اما با همان آرزوهای بزرگتان که حالا ما باید آنها را ادامه دهیم.

شما خیلی زودتر از منی که تحصیلم را تمام نکردم قبول شدید.

شما قبول خرداد نه!

قبول مدرسه هم نه!

 شما خیلی زودتر از آن قبول کارنامه ای سفید و روشن پیش خدا شدید؛

و کلاس درستان را به جایی بالاتر به جایی نزدیک‌تر به خدا منتقل کرده‌اید.

 

نویسنده : مینا قنبری

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار