بیتاب میناب؛ حماسه استقامت و عشق در دل اسفند
شیراز (پانا) - به مناسبت چهلم دانشآموزان شهید مدرسه شجره طیبه میناب، دانشآموز خبرنگار پانا دلنوشته خود را به رشته تحریر درآورده است.
گاهی تاریخ یک سرزمین، در یک روز خاص، در دل یک حادثه ورق میخورد و مردمی را به آزمونی بزرگ فرا میخواند. میناب قهرمانپرور ما نیز، در یکی از روزهای سرد و غمانگیز اسفند ماه، شاهد حماسهای تلخ بود؛ حماسه پر کشیدن فرزندان پاکش، دانشآموزان معصوم و معلمان فداکارش.
آن روز، آسمان میناب نه از ابر، که از غم رفتن نورهای خانه امیدش، گرفته شد. نخلها قامت افراشتند، اما نه از غرور، که از اندوه پرواز کبوتران کوچک سرزمینشان. رود میناب، که همیشه جاری و سرزنده بود، انگار بغض کرده بود و آرام میگریست؛ گویی در دل خروش خاموشش، روایت درد مادران و پدران مینابی را نجوا میکرد.
در آن اسفند بیتاب، شهر، قامت استقامت را به نمایش گذاشت. هر خانهای، سنگری شد برای تحملِ غم، و هر دلی پرچمی شد برای زنده نگه داشتن یاد عزیزان پر کشیده. بچههایی که هنوز طعم شیرین بازی و درس را میچشیدند و معلمانی که با عشق، دانایی را چون چراغی فروزان در دل تاریکیها میافشاندند، رفتند و داغی ماندگار بر دل میناب نهادند.
اما این پایانی بر قصه نبود، بلکه آغاز حماسهای نو بود! اراده پولادینِ مردم میناب، از دل این غم، جوانه زد. "بیتابیِ میناب" در آن روزها، نه از سر ناامیدی، که از جنس دلتنگیِ پدران و مادرانی بود که چشم به راهِ بازگشت عزیزانشان بودند، اما با این باور که راه پر افتخار آنان، در دل فرزندان امروزشان ادامه خواهد یافت.
امروز، میناب با یاد آن حماسه تلخ، اما با روحی استوارتر، به آینده مینگرد. هر زنگ تفریحی که در مدارس میناب به صدا در میآید، پژواک خندههای جاودانه قهرمانان کوچک ماست. هر معلمی که قلم بر دست میگیرد، ادامه دهنده راه فداکاران بزرگ آن روزگار است.
«بیتاب میناب» یعنی در دل هر سختی، امید را جستجو کنیم؛ یعنی یاد شهدا را نه با اشک، که با تلاش و کوشش برای ساختن فردایی روشن، زنده نگه داریم. میناب ما، با تمام خاطرات تلخ و شیرینش، با غیرت مردمانش، با استقامت فرزندانش، همیشه قهرمان خواهد ماند.
ارسال دیدگاه