زندگی آرام و بی هیاهو از کنارمان می گذرد
فردیس(پانا)_گاهی که در خیابان قدم میزنیم، زندگی آرام و بیهیاهو از کنارمان میگذرد.
یکی دستش پر از شیرینیست، دیگری لباسی نو خریده؛
کسی در صف فستفود ایستاده، یکی راهی مهمانیست؛
آدمها در رفتوآمد، شهر در جریان،
و همه چیز چنان آرام که انگار هیچ غبار نگرانی در هوا نیست.
اما همینجا، درست وسط این آرامش روزمره،
سؤالی بیصدا از دل بالا میآید:
این آسودگی، این قدمزدن بیدغدغه،
از برکت چه کسانیست؟
از برکت آنهایی که شاید هفتههاست
گرمای خانه و صدای خانوادهشان را نشنیدهاند؛
کسانی که سختی را با شجاعت یکی کردهاند
و مرزهای امنیت را با جان خود حفاظت میکنند.
آنها جنگ را میفهمند…
و ما، امنیت را نفس میکشیم.
به همان سادگی، به همان بداهت.
و همین است که یادمان میآورد:
چقدر بدهکاریم…
بدهکار آرامشی که گاهی حتی قدرش را نمیدانیم.
بیایید خیابانها را تنها نگذاریم؛
بیایید معنای قدردانی را در دلهایمان زنده نگه داریم.
برای سلامت و آرامش سربازان، نگهبانان، پاسداران امنیت،
و همه دلیرانی که بیهیچ نام و نشانی برای ما ایستادهاند،
هدیهای صمیمانه روانه کنیم؛
صلواتی، دعایی، یا حتی یک یادآوری مهربان از ته دل.
و اگر امسال پای سفره هفتسین نشستیم و خندههایمان آزاد بود،
اگر دورهمیهایمان بیدغدغه شکل گرفت،
یادمان باشد که این آسودگی
بر شانههای فداکاری و ایستادگی کسانی بنا شده
که آرامش ما را بر راحتی خود ترجیح دادهاند.
سلامتیشان را از دل بخواهیم…
این کمترین کاریست که از ما برمیآید.
ارسال دیدگاه