ماجراجویی حماسی با مرشد میرزاعلی؛
رستمهای کوچک، آماده نبرد با اهریمنها
گلوگاه (پانا) - پیشکسوت نقالی و پژوهشگر حوزه هنرهای آیینی کشورمان، از قهرمانان درسهای واقعی زندگی و رازهای شاهنامه میگوید و اینکه چگونه همانند پهلوانان ایرانی قوی و دانا باشیم.
مرشد محسن میرزاعلی، پیشکسوت نامآشنای نقالی و شاهنامهخوانی، نویسنده، محقق و پژوهشگر حوزه هنرهای آیینی کشورمان و از چهرههایی است که بارها با حضور در قاب تلویزیون، روایتگر حماسههای پهلوانان این سرزمین برای کودکان و نوجوانان بوده است. گفتوگوی خبرگزاری پانا شهرستان گلوگاه با این مرشد پیشکسوت به حضورتان تقدیم میشود.
دل پر از اندوه، اما مشت گرهکرده برای مبارزه!
*سلام و احترام خدمت شما بزرگوار، از حال و هوای این روزهایتان بگویید؟
به نام خداوند جان و خرد؛ کِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد؟ یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد. این روزها دلم پر اندوه، چشمانم گریان، سینهام پر آه ولی مشتهایم برای رویارویی با اهریمن(آمریکا و اسراییل) گره کرده است.
درسهای شاهنامه: دشمن را بشناس و مثل پهلوانان بجنگ/مثال شهید لاریجانی در شاهنامه همانند گودرز، استاد و معلم رستم است
*به عنوان مرشد و کسی که دستی بر شاهنامه و تاریخ حماسی این مملکت دارید، درباره دشمنان این سرزمین و سرنوشت آنان در تاریخ برایمان بگویید؟
شاهنامه حکیم فردوسی پُر از درسهای حکمت است، ولی چند درس اساسی از آن را بهصورت خلاصه میگویم. فردوسی گفت: در مورد دشمن خودت رایزنی کن و او را بشناس؛ دشمن تو حسود بیرحمی است که دین و هویت تو را نشانه میگیرد. قویترین دشمن تو جهل تو و بهترین دوستان تو خرد و ایمان تو هستند. با توکل بر خداوند و با قدرت ایمان و تقوا در مقابل دشمن بایست. شکست برای تو که دانایی، ایمان و فرهنگ داری بیمعناست و تا پای جان مقاومت کن. اتحاد مردم یعنی قدرتی شکستناپذیر و اتحاد آگاهی و قدرت، راهگشا و نگهبان میهن و وطن است. اگر ایرانیان خودشان را نشناسند، هویتشان را فراموش کنند و تحت تأثیر القایات دشمن باشند، پدر و پسر و نسلهای متفاوت در مقابل هم میایستند، ولی پیروز میدان آن کسی است که فریب اطلاعات دشمن را نخورده است.
بنده ویدیویی از «شهید علی لاریجانی» دیدم، مثال او در شاهنامه همانند گودرز، استاد و معلم رستم است. او از خاطره ملاقاتش با هنری کیسینجر (Henry Alfred Kissinger) مشاور امنیت ملی آمریکا گفت که او بیان کرد:«ما آمریکاییها در خاورمیانه خیلی از کشورها را به راحتی و آسانی در قدرت خود حل کردهایم؛ بهجز دو کشور و آن دو مصر و ایران هستند، چون آنها حایز پیشینه و تمدنهای کهن هستند.» من به عنوان یک هنرمند آیینی و شاهنامهپژوه میخواهم نکتهای اضافه کنم و آن این است که شاید افکار عمومی جهان از آسیبدیدن آثار تمدن مصر یا ایران جریحهدار شود و حتی برای آمریکا و اسراییل اهمیت نداشته باشد، ولی ایران حاوی فرهنگی است که در مقابل دشمنانش آن چنان مقاومت میکند که آنها را از پای در میآورد یا آنکه با حماسههایش کاری میکند که آنان تا ابد لعن و نفرین شوند. این ویژگی در شاهنامه در داستان «سوگ سیاوش» معنا دارد و مفهوم ساده و ملموس آن در «قیام کربلا» است. یزید فکر میکرد که با کشتن امام حسین(ع) و به اسارت بردن خانوادهاش، تاریخ را خودش مینویسد، ولی تاریخ او را نوشت.
نبرد حق و باطل در شاهنامه؛ رستم فرزند آگاهی و قدرت و پیروزی در همراهی توأمان این دو است
*شاهنامه و دیگر نگارههای اساطیری ما چه سرنوشتی را برای نیروهای اهریمنی و نبرد حق و باطل ترسیم کردند؟
شاهنامه دشمن را دستِکم نگرفته است، بلکه او را به نحوی نشان میدهد که بتوانیم از آن درس مقاومت بگیریم. دشمنِ اصلی را جهل و خامی میداند و مدام میگوید مواظب آن باشید و از آن حذر کنید و ما را از خودرأییها بر حذر میدارد. رستم نماد قدرت مردم است که حمایت او حاکمیت را قدرت میبخشد. خود رستم فرزند آگاهی و قدرت است. شاید بپرسید چگونه؟ پدر رستم زال است. زال نماد آگاهی و بهنحوی بزرگ شده سیمرغ و مادر رستم رودابه فرزند محراب کابلی و او نیز فرزند آژیدهاک(اژدها) نماد قدرت است. این یک موضوع تربیتی است که باید به آن توجه کرد یعنی همانطور که علم و اخلاق را به فرزندان خود یاد میدهیم دلاوری و مدیریت صحیح بر اقتصاد، سیاست و قدرت هم باید در برنامه درسی ما قرار گیرد. هر جا پهلوانان و رزمندگان ایران در کنار دانشمندان و سیاستمداران حکیم بودهاند و تحت ولایت آگاهی و به شرط توکل قدم برداشتهاند، پیروز میدان بودهاند.
حماسه برای بچهها، به آسانی و گاه با شوخیهای نمایشی
*در این روزها چه فعالیتهایی داشتید تا بتوانید رشادتها و مظلومیتهای این ملت و کشور را با زبان حماسه برای جامعه و به خصوص کودکان و نوجوانان منتقل کنید؟
در گام اول سعی میکنم از اخبار درست با خبر شوم، در بین مردم هستم و احوال آنها را مرور میکنم، درسها و مطالعات خودم را با توجه به ملاحظه حوادثی که در آن هستم بازاندیشی میکنم. صادقانه بگویم این روزها حکمت نهفته در هنر حماسی شاهنامه را بیشتر استنباط و درک میکنم؛ تازه متوجه میشوم چرا رهبر شهید بر شاهنامه تأکید داشتند. بخشی از تأملات من در گفتوگو با دوستان پژوهشگر و هنرمندم بهویژه دکتر آذربایجانی صورت میگیرد. من بهعنوان هنرمند وقتی با حوادث و آگاهیها مخلوط میشوم گویی آبستن هنرهایی میشوم که تجلی روح حماسی ایران و ایرانی است. آنجا که مخاطب کودک و نوجوان است، مثل برنامههای شبکه نهال ابتدا در خلوت برای فقدان عزیزان وطن و اینکه ایران را میخواهند صحنه کربلا کنند میگریم. ولی وقتی مقابل دوربین قرار میگیرم با همکاری دوستان هنرمندم سعی میکنم وجوه حماسی و حکمت را به آسانی و گاه شوخیهای نمایشی انتقال دهم؛ زیرا مخاطب کودک و نوجوان را نباید در معرض اطلاعاتی قرار داد که کاملا آن را نمیفهمند. اما وقتی در دانشگاه تهران یا صنعتی شریف با مخاطبان دیگری سر و کار دارم به وجوهی از شاهنامه و حوادث روز میپردازم که گاه تحیر مخاطب و حتی خودم را در پی دارد، مثلاً دشمن، این روزها میخواهد از طریق رسانه ما را فریب دهد و جالب آنجاست که در حماسهسراییهای ما به آنها اشاره دقیق و موشکافانه شده است. یکی از آنها داستانی از برزونامه است که نشان میدهد دشمن چگونه از طریق رامشگری (بخوانید جذابیتهای رسانهای) گروهی از پهلوانان ما را حتی درگیر میکند یا رویارویی دو نسل با فریب دشمن قسمخورده ما در داستان رستم و سهراب کاملا مشهود است. گاه در میادین در کنار هنرمندان مداح و مداحان اهلبیت(ع)، من نیز به نقلهای مرتبط برای بازشناسی دشمن غدار قدیمی میپردازم.
نقل شاهنامه با زبانی روان و علایق نسل جدید
*بعضیها معتقد هستند نقالی و شاهنامهخوانی را باید با ادبیات روانتر و متناسب با علایق این نسل برایشان بازگو کرد. خواستم نظر شما را بپرسم و اینکه چه ایدهها و پیشنهاداتی در این زمینه دارید؟
نقالی دقیقا این کار کرده است؛ خود من با همراهی دوست پژوهشگرم «دکتر احمدرضا آذربایجانی» که این روزها مدام به گفتوگو و تحلیل اوضاع و عرضه آن بر هنر حماسی و اندیشهورز هستیم، مجموعهای از نقالیهای شاهنامه را به روایت «مرشد ترابی» به نگارش درآوردیم و بهحقیقت، اگر شما آن را شروع به مطالعه کنید کتاب را زمین نمیگذارید، گویی تمام داستان امروز اعم از حماسه، سنگدلی و فریبکاری دشمن و ظرایف مقاومت و جنبههای مختلف نبرد و مبارزه را در آن مشاهده میکنید. ای کاش دوستان در رسانه به آن اهتمام کنند. خوشبختانه این کتاب را نیز با همکاری دکتر آذربایجانی در استودیو با اجرایی هنری ضبط و تدوین کردیم.
برنامههای آینده: مدرسههای حماسی برای قهرمانان کوچک/آرزوهایی برای ساختن آیندهای قوی همانند شاهنامه
*انشاءالله پس از این فتح قریب ملت ما و در حوزه انتقال حماسه مردم و نیروهای نظامی بهخصوص برای کودکان و نوجوانان، چه اقداماتی را مد نظر دارید؟
من فکر میکنم باید یک الگوی برنامه درسی در موضوع داستانهای حماسی برای انتقال روحیه مقاومت و افزایش تابآوری هم در مدرسه، هم در دانشگاه و هم در رسانه ملی ایجاد شود. بخشی از حماسهگران ما در جبهههای دفاع مقدس هشت ساله در همین مکتب و در پای هنرهای نقالان و پردهخوانان، ولو در هنرهای قهوهخانهای پایِ درس شاهنامه و درسهای کربلا، درس رشادت گرفته بودند. نمیدانم من از این جنگ جان سالم به در ببرم یا نه (انشاءالله تنتان همیشه سالم باشد)، ولی این آرزو را دارم که کارهای نصف و نیمهای که خیلی از آنها را با دوست پژوهشگر و همراه قدیمیام دکتر آذربایجانی در موضوعی که گفته شد پیش بردهایم به مرحله اجرا درآورم. انشاءالله و به لطف خدای کریم طومارهایی را نوشته و برای بازخوانی هنری و تربیتی داستانهای حماسی در مدارس اجرا خواهیم کرد.
ارسال دیدگاه