روایتی از جواد قارایی، مستندساز؛

از روزهای سخت جنگ تا رویای ایران‌گَرد کوچولو و نتفلیکس!

گلوگاه (پانا) - مستندساز نام‌آشنای کشورمان، از حضورش در میدان جنگ و دغدغه‌های عمیقش برای ایران می‌گوید؛ او از خیانت به وطن گلایه می‌کند و پروژه‌هایی را فاش می‌سازد که می‌توانستند هویت ملی را تقویت کرده و ایران را به جهانیان معرفی کنند، اما در پیچ و خم بی‌مهری‌ها خاک خوردند.

کد مطلب: ۱۶۷۶۹۰۸
لینک کوتاه کپی شد
 از روزهای سخت جنگ تا رویای ایران‌گَرد کوچولو و نتفلیکس!

جواد قارایی، تهیه‌کننده و راوی مستندهای طبیعت با محوریت ایران‌گردی، در سال ۱۳۵۷ در تهران متولد شد. او با مجموعه مستندهای «ایران‌گرد» دریچه جدیدی را برای معرفی میراث فرهنگی و طبیعی ایران گشود.  قارایی حالا در این روزها دوربین فیلمبرداری خود را پایین گذاشته است و با حضور در جمع حافظان امنیت و سلامت، در کنار آنان است. گفت‌وگوی خبرگزاری پانا شهرستان گلوگاه با این مستندساز  به حضورتان تقدیم می‌شود.

از روز اول جنگ تا به امروز در تهران هستم

*از این روزهای خاص و تاریخی برای ما بگویید؟ این روزها را  چگونه سپری می‌کنید؟

اگر بخواهم راجع به این بگویم که الان چگونه روزگار سپری می‌کنم، راستش من از روز اول جنگ تا کنون در تهران هستم و هر جایی و هر کمکی که از دستم برمی‌آمد انجام دهم را دریغ نمی‌کنم؛ از حضور در جمع بچه‌های هلال احمر و بچه‌های نیروی هوایی گرفته تا هر جایی که در این شرایط کمکی از دستم بر بیاید و بتوانم مفید واقع شوم رفتم و در این شرایط قبول مسئولیت کردم. به هر حال اتفاقی که برای کشور عزیزمان افتاده بسیار ناراحت‌کننده است.

درد مشترک؛ از جان هموطنان تا زخم میراث فرهنگی

*نظر شما در مورد تخریب بخشی از میراث فرهنگی و تاریخی کشور در تهاجم دشمن به کشورمان چیست؟

شما در مورد حمله‌ وحشیانه‌ آمریکا و اسرائیل به کشورمان و تخریب بخشی از میراث فرهنگی و تاریخی پرسیدید. قبل از آن‌که در مورد این موضوع صحبت کنم، باید بگویم هیچ چیزی برای من مهم‌تر از جان تک‌تک مردم ایران نیست؛ اما در خصوص دارایی‌های تاریخی، فرهنگی، معنوی و حتی مادی و اقتصادی کشور نیز باید بگویم هر موشک و ضربه‌ای که به هر بخشی از ایران ما وارد می‌شود، همانند ضربه به وجودم است و واقعاً قلب من را پاره‌پاره می‌کند. هر کدام از هموطنان که شهید یا جانباز یا دچار اتفاق و آسیب می‌شوند، واقعاً انگار آن اتفاقات خیلی وحشتناک برای خود و خانواده‌ام افتاده و این موضوع برای من دردآور است.

دشمنانی با تاریخچه سیاه؛ از بمب اتم تا غارت منابع!

*در مورد این‌که دشمن یکپارچگی کشور ما را هدف گرفته چه نظری دارید؟

از این دشمن پست فطرت واقعاً نمی‌توان توقع و انتظاری داشت. دشمنی همانند آمریکا ۲۵۰ سال از عمرش می‌گذرد، اما ۲۳۰ سال آن را به کشورهای مختلف تجاوز و حمله کرده، آن‌ها را چپاول کرده و منابع آن‌ها را به غارت برده و بیش از صد میلیون تن از انسان‌های بی‌گناه را تا کنون کشته است. دشمنان ما این‌ها هستند؛ دشمنانی همانند رییس جمهوری که به بچه‌های ده ساله، به دختر بچه‌های ده ساله تجاوز کرده و آنانی که خون نوزادان را خورده و به چیزی اعتقاد ندارند. آنان نه به خدا، نه به شرافت و نه به انسانیت اعتقاد دارند و هیچ مروتی در آنان وجود ندارد، آن‌ها به غیر از آن‌که روزبه‌روز و به هر قیمتی قوی‌تر شوند، به چیز دیگری فکر نمی‌کنند؛ برای آنان اصلاً اهمیتی ندارد که پیر و جوان و بچه و خردسال را از بین ببرند و کشوری را نابود کنند...اصلاً برایشان اهمیت ندارد. آنان همان‌هایی هستند که بمب اتم بر سر ژاپنی‌ها ریختند، همانانی هستند که در حقیقت ادامه‌دهنده‌ نیاکانشان هستند که در زمان هخامنشیان و همه‌ نیاکان ما در زمان‌های قدیم به کشور ما حمله کردند. آنان همان کسانی هستند که در زمان جنگ جهانی، با وجود اینکه ما گفتیم بی‌طرف بودیم و کاری با کار جنگ با کسی نداریم، ما را مورد تهاجم قرار دادند و سبب شدند تا هشت میلیون نفر از هموطنان و نیاکان عزیزمان به سبب گرسنگی از دنیا بروند. به هر حال برای این‌ها نه قاجار، نه پهلوی و نه جمهوری‌ اسلامی و نه هر حکومتی در ایران مسأله نیست. این‌ها با حکومت‌ها مشکل ندارند... همیشه با ایران مشکل داشتند؛ این‌ها با ایران و تمدن و ریشه‌های آن مشکل دارند.

فراخوان به اتحاد؛ آیا تاریخ را فراموش کرده‌ایم؟

*نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای چه اقداماتی می‌توانند انجام دهند تا این جنایت‌ها در حق مردم به ویژه تاریخ و فرهنگ ما را به جهانیان منعکس کنند؟

اما نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای ما باید به طور کاملاً جهادی و داوطلبانه و با عشق، به میدان و پایِ‌کار بیایند. هر کسی از نگاه خود روایت و از نگاه خود مردم را به اتحاد ملی دعوت کند. هر کسی از نگاه خود این ریشه‌های فرهنگی و هویتی‌مان را عنوان و کوشش کند مردم را در کنار همدیگر متحد و با انرژی و انگیزه‌ بالا نگه دارد و سعی کند به جامعه آگاهی دهد؛ شاید اگر تمام مردم ایران از تاریخ کشور خودشان بیش‌تر و بهتر آگاهی داشتند، شاید اگر تمام مردم ایران از هویت ملی‌ خود اطلاع دقیق‌تر و بیشتری داشتند، این اتفاقات نمی‌افتاد و من احساس می‌کنم که بخشی از این حوادث ناگوار به سبب فراخوان برخی افراد خودفروخته و خائن به وطن بود که سبب شد چند هزار نفر از هموطنان کشته و شهید شوند و در جامعه دوگانگی به وجود آید؛ در صورتی که ما همه یک خانواده‌ایم، همه با هم معترضیم، همه گرفتاریم، همه درد داریم و همگی مشکلات اقتصادی را با تمام وجودمان حس می‌کنیم اما دلیلی نمی‌شود چون پدر و مادرمان، یعنی ایران جان نتوانسته است آن‌گونه که باید به ما رسیدگی کند، ما آن را رها کرده و به آن خیانت کنیم. برای من درد بزرگی است که در این شرایط حساس، کسی به مادر و ناموس خود یعنی ایرانِ خودش، یعنی به کشور خودش خیانت کند.

خیانتکاران به وطن بویی از ایرانی بودن نبرده‌اند

*چه سخنی با دوستداران به ایران دارید؟

من امیدوارم این اتفاق‌هایی که افتاده و بسیار هم تلخ بوده، باعث آگاهی و روشنایی اندیشه و وجود همه‌ هموطنان شود تا به این آگهی نایل شوند که هیچ‌کسی به غیر از خود ایرانی‌ها خوبی این مملکت را نمی‌خواهد و هیچ ایرانی باشرفی به‌ هیچ عنوان به کشورش خیانت نمی‌کند و هرگز به دشمنان کشورش التماس نمی‌کند که به وطنش هجوم برند. (قارایی با ذکر برخی از عناصر وطن‌فروش) آن‌ها دستشان را در دستان آمریکایی‌هایی گذاشتند که حتی به شاه (به عنوان متحد خود) خیانت کردند. کسی که ادعای شاه‌دوستی دارد، چگونه می‌تواند دست در دست کسانی بگذارد که به شاه این کشور خیانت کرده و او را حتی برای مداوا به کشورشان راه ندادند؟ اینان جز ذلت و خواری و نابودی ایران و ایرانی هیچ چیزی نمی‌خواهند و من امیدوارم که همه مردم ایران با اتفاقاتی که در کشور افتاده است آگاه و بیدار شوند و با وجود تمام اختلاف سلیقه‌ها و مشکلاتی که وجود دارد، محکم و متحد در کنار همدیگر و پایِ ایران و ایرانی بایستند و کشور را از این پیچ تاریخی عبور دهند و به امید خدا باعث پیشرفت و قدرت روزافزون ایران شوند.

رویاهای ناتمام؛ ایران‌گرد کوچولو و سفر به سرزمین رویاها در نتفلیکس!

*به عنوان یک مستندساز که در حوزه فرهنگ و میراث طبیعی و تاریخی کشور فعالیت دارید انشاالله بعد از پایان جنگ قصد دارید چه اثری برای روایت این ظلم در حق کشورمان تولید کنید؟

خب من سال‌هاست که دو تا طرح داشتم؛ در کنار ایرانگرد، دوست داشتم «ایرانگرد کوچولو» را برای معرفی هویت ملی کشورمان در میان قشر نوجوان، نونهال و جوان بسازم. شش هفت سال است که طرحش را هم ارایه کردم ولی هیچ جایی حمایت نکردند؛ همه توان، تمرکز و هدفم این بود که نوجوان‌ها و جوان‌ها هویت ملی‌مان را بشناسند تا آن را از غیر طلب نکنند. مسئولان کشور ما مسئول بودند و وظیفه داشتند تا هویت ملی را برای نوجوانان و جوانان ما تبیین کنند و آنان را به آگاهی برسانند اما در این حوزه کم‌کاری صورت گرفت. من خیلی دوست دارم که (انشاءالله) پس از پایان این جنگ و این اتفاقات، همان‌گونه که ایرانگرد را  ادامه می‌دهم در کنار آن «ایرانگرد کوچولو» را بسازم؛ ایرانگرد کوچولو را برای نوجوان‌ها و جوان‌هایمان بسازم تا با کشورمان بیشتر آشنا شوند. در کنار آن طرحی به نام «سفر به سرزمین رویاها» برای مقابله با ایران‌هراسی را مدنظر داشتم که در این مجموعه بتوانیم ایران را به جهانیان معرفی کنیم و بسیار علاقه داشتم که آن را در داخل کشور بسازیم و در نتفلیکس پخش کنیم؛ اما خب آن نیز همانند طرح قبلی شش هفت سال است که ارایه شده و هیچ جایی از آن حمایت نکردند. برای مقابله با ایران هراسی و معرفی ایران به جهان و آگاهی نسل نوجوان و جوان می‌خواستم این دو مجموعه را پیش ببرم اما متاسفانه هیچ کاری صورت نگرفت و هیچ کمکی به من نشد و من این روزهای (جامعه را خیلی وقت پیش) پیش‌بینی می‌کردم و می‌دیدم.

خبرنگار : اویس خادم‌لو

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار