نسا نیکو*
نگاهی به فیلم «قمار باز»/ توقف سینمای راهبردی در گلوگاه ایده
تهران (پانا) - «قمارباز» نخستین فیلم بلند محسن بهاری، با یکی از بروزترین و در عین حال مغفولماندهترین سوژههای سینمای ایران به جشنواره فیلم فجر آمده است.
جنگ سایبری. کارگردان در نشست خبری فیلم بهدرستی تأکید میکند که «جنگ امروز فقط توپ و تفنگ نیست» و میدان اصلی آن، شبکههای اطلاعاتی، نظام بانکی و زیست دیجیتال شهروندان است. همین گزاره، «قمارباز» را در سطح ایده، به اثری مهم و حتی ضروری بدل میکند. اما مسئله اصلی اینجاست که سینما نه با اهمیت موضوع، بلکه با چگونگی روایت آن قضاوت میشود.
بهاری گفته است که فیلمنامه فیلم بر اساس دو ماجرای واقعی نوشته شده؛ هک یک بانک و شناسایی یک جاسوس در فضای خانگی. این اتکا به واقعیت، اگر به درستی دراماتیزه شود، میتواند به خلق تریلری پرتعلیق و متکی بر اضطراب معاصر بینجامد؛ اضطرابی که از نفوذ نامرئی در امنترین فضاها زاده میشود. با این حال، «قمارباز» در همان گام نخست، در ترجمه واقعیت به درام دچار لکنت میشود.
فیلم آگاهانه به سراغ روایت تکلوکیشنی رفته است؛ تصمیمی که هم جسورانه است و هم پرریسک، بهویژه برای یک فیلم اول. سجاد نصراللهینسب، تهیهکننده فیلم، در نشست خبری بهصراحت اذعان کرده که زمان تولید بسیار محدود بوده و اگر فرصت بیشتری وجود داشت، فیلمنامه میتوانست پختهتر شود. این جمله، شاید مهمترین کلید خوانش فیلم باشد. «قمارباز» دقیقاً شبیه فیلمی است که انگار در مرحلهی بازنویسیهای نهایی متوقف شده؛ طرح دارد، ایده دارد، اما به پرداخت نرسیده است.
در چنین شرایطی، فیلم تلاش میکند بار شخصیتپردازی را بر دوش طراحی صحنه و آکسسوار بگذارد. کارگردان توضیح داده که پیانو، چیدمان خانه و حتی خرگوش خانگی برای نمایش «دکوری و توخالی بودن» شخصیت فرید طراحی شدهاند. این نمادپردازیها در سطح مفهومی قابل دفاعاند، اما جای خالی کنش دراماتیک را پر نمیکنند. سینما زمانی شخصیت میسازد که مخاطب، انتخاب و تصمیم شخصیت را ببیند، نه صرفاً نشانههای اطراف او را.
مشکل اساسیتر، ساختار روایت است. فیلم به جای حرکت تصاعدی، در یک وضعیت نسبتاً ثابت باقی میماند. اطلاعات بهتدریج افشا میشوند، اما این افشاگریها به تغییر بنیادین موقعیت منجر نمیشوند. در نتیجه، تعلیق شکل نمیگیرد، بلکه صرفاً به تعویق میافتد. گفتوگوها کارکرد توضیحی دارند و اغلب آنچه باید در عمل دیده شود، در دیالوگ گفته میشود.
از منظر اجرایی، «قمارباز» دقتهای قابل توجهی دارد؛ از کنترل صداهای محیطی گرفته تا تلاش برای رعایت منطق حقوقی روایت. بهاری حتی در پاسخ به پرسشها تأکید کرده که ورود مأمور امنیتی به خانه از منظر حقوقی بررسی شده است. اما مشکل اینجاست که این دقتهای فنی، زمانی به چشم میآیند که بدنهی درام جاندار باشد؛ در غیر این صورت، به جزئیاتی تزئینی بدل میشوند.
در نهایت، «قمارباز» بیش از آنکه یک تریلر امنیتی کامل باشد، فیلمی درباره اهمیت یک موضوع است، نه خود آن موضوع. اثری که میخواهد هشدار بدهد، اما هنوز زبان سینمایی هشدار دادن را پیدا نکرده است. فیلمی که نشان میدهد در سینمای موضوعمحور، نیت خوب و سوژه مهم، بدون فیلمنامهای پخته و زمان کافی، به نتیجه نمیرسد.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
ارسال دیدگاه