نساء نیکو*
نگاهی به فیلم سینمایی «غوطهور»/ نمونه ای که به درک ژانر نیاز دارد
تهران (پانا) - سرهنگ حسن کارخانه نمیخوابد، اما «غوطهور» هم بیدار نمیشود؛ نخستین فیلم جواد حکمی با تکیه بر یک ایده جذاب ـ پلیسی مبتلا به بیخوابی درگیر پرونده آدمربایی ـ وارد ژانر جنایی میشود، اما در اجرا، تعلیق و روایت، آنقدر کمجان پیش میرود که نه بحران روانی قهرمانش جدی گرفته میشود و نه پروندهای که قرار است موتور محرک داستان باشد.
داستان «غوطهور» درباره سرهنگ حسن کارخانه، افسر پلیسی است که از بیماری بیخوابی رنج میبرد. همسر و فرزند او برای شرکت در مسابقهای به خارج از کشور رفتهاند و این تنهایی، فشار روانی شخصیت اصلی را تشدید کرده است. در همین شرایط، کارخانه درگیر پروندهای پیچیده از آدمربایی میشود؛ پروندهای که بهتدریج او را وارد مسیری فرساینده و مبهم میکند. فیلم میکوشد همزمان با پیشبرد پرونده، وضعیت روانی و آشفتگی ذهنی شخصیت اصلی را نیز به تصویر بکشد، اما این دو خط روایی هرگز بهدرستی در هم تنیده نمیشوند.
در نگاه اول، انتخاب شخصیت پلیسی مبتلا به بیخوابی، ایدهای قابلتوجه است. بیخوابی میتوانست به ابزاری برای تعمیق شخصیت، ایجاد فضای ذهنی آشفته و حتی زیر سؤال بردن قطعیت واقعیت در روایت تبدیل شود. با این حال، فیلم در حد اشاره باقی میماند و از این ظرفیت، استفاده دراماتیک نمیکند. بیخوابی بیش از آنکه عنصری مؤثر در روایت باشد، به یک ویژگی تزئینی تقلیل مییابد.

مهمترین ضعف «غوطهور» فیلمنامهای است که از ساخت تعلیق، که ستون اصلی سینمای پلیسی است، بازمیماند. روند کشف پرونده آدمربایی فاقد منطق تدریجی و ضربآهنگ حسابشده است. سرنخها یا بیش از حد مستقیم ارائه میشوند یا بدون زمینهسازی رها میگردند. برخی موقعیتها معرفی میشوند اما به نتیجه نمیرسند و پیرنگهای رهاشده، انسجام کلی روایت را مخدوش میکنند.
دیالوگها اغلب کارکرد توضیحی دارند و بهجای آنکه از طریق کنش و تصویر اطلاعات منتقل شود، فیلم ترجیح میدهد همهچیز را بیان کند. این رویکرد، نهتنها ریتم فیلم را کند میکند، بلکه فضای رازآلود را نیز از بین میبرد.

سرهنگ کارخانه میتوانست شخصیتی چندلایه باشد؛ مردی میان وظیفه حرفهای، بحران خانوادگی و فرسودگی روانی. اما فیلم هرگز گذشته، روابط یا جهان درونی او را بهدرستی نمیسازد. انگیزهها مبهماند و واکنشها گاه صرفاً در خدمت پیشبرد داستاناند، نه منطق شخصیت. دیگر کاراکترها نیز اغلب تیپیک و کماثر باقی میمانند و هیچکدام نقش تعیینکنندهای در پیشرفت درام ندارند.
جواد حکمی در مقام کارگردان، علاقهمند به ایجاد فضای تیره، قابهای بسته و حالوهوای سرد پلیسی است؛ اما این عناصر فرمی، بدون پشتوانه روایی، به نتیجه نمیرسند. فیلم بیشتر شبیه تمرینی برای ساخت سینمای پلیسی است تا خودِ یک فیلم پلیسی کامل. میزانسنها کارکرد دراماتیک ندارند و کارگردانی، بهندرت موفق میشود تنش را به تصویر منتقل کند.
بازیها عمدتاً متوسط و کنترلشدهاند، اما بهدلیل ضعف شخصیتپردازی، فرصتی برای درخشش پیدا نمیکنند. موسیقی و صداگذاری نیز حضوری خنثی دارند و کمکی به تقویت تعلیق یا فضای روانی فیلم نمیکنند. «غوطهور» از نظر فنی فیلم بدی نیست، اما این کفایت فنی، جای خالی روایت قوی را پر نمیکند.

غوطهور بهعنوان نخستین ساخته جواد حکمی، فیلمی است که ایده دارد اما جسارت و مهارت لازم برای پرداخت آن را نه. اثری که میخواهد در ژانر پلیسی جدی گرفته شود، اما بدون فیلمنامهای منسجم، شخصیتپردازی عمیق و تعلیق واقعی، در سطح باقی میماند. «غوطهور» نه شکست مطلق است و نه تجربهای موفق؛ بلکه نمونهای از فیلمی است که بیش از هر چیز، به بازنگری در روایت و درک ژانر نیاز دارد.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
ارسال دیدگاه