تحلیل مکی، کارشناس مسائل بین‌الملل از الزامات و چارچوب گفت‌وگوهای دیپلماتیک؛

مبنای هر مذاکره‌ای، به رسمیت شناختن برابری حقوقی دولت‌هاست/ نقش ترکیه در حد تسهیل‌گری است، نه تصمیم‌سازی

‌مذاکره واقعی مستلزم توجه به لایه‌های عمیق‌تر مطالبات طرفین است

تهران (پانا) - یک کارشناس مسائل بین‌الملل معتقد است واقعیت‌های میدانی قدرت و تحولات پس از تنش‌های اخیر منطقه، فضای دیپلماسی را وارد مرحله‌ای پیچیده کرده است که در آن نقش میانجی‌ها، خواسته‌های پنهان بازیگران و رقابت‌های کلان جهانی تعیین‌کننده خواهند بود.

کد مطلب: ۱۶۵۹۶۴۷
لینک کوتاه کپی شد
مبنای هر مذاکره‌ای، به رسمیت شناختن برابری حقوقی دولت‌هاست/ نقش ترکیه در حد تسهیل‌گری است، نه تصمیم‌سازی

‌وزیر امور خارجه کشورمان در سفر اخیر خود به ترکیه درباره ورود ایران به مذاکره «از موضع برابر» اعلام آمادگی کرد و گفت برای یک مذاکره واقعی و ثمربخش، ابتدا باید فضای تهدید و فشار از بین برود؛ چراکه بدون ایجاد زمینه مشترک در مورد محتوا، شکل و قواعد مذاکره، پیشرفتی حاصل نخواهد شد. سیدعباس عراقچی تاکید کرد جمهوری اسلامی ایران آماده دیپلماسی منصفانه و متعادل است، اما مذاکرات نباید از طریق دیکته و فشار پیش برود و بدون احترام متقابل و رعایت اصول برابری حقوقی، توافق منصفانه امکان‌پذیر نیست. رضا مکی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با پانا با تمرکز بر واقعیت‌های میدانی قدرت، نقش بازیگران منطقه‌ای و چشم‌انداز مذاکرات ایران و غرب، به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته است.

‌در شرایط کنونی سیاست خارجی، چه معنا و مصداقی از «موقعیت برابر» برای ایران و آمریکا قابل تحقق است؟

تاکید وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران بر مذاکره از موضع برابر، از منظر حقوق بین‌الملل کاملا  قابل فهم و قابل دفاع است؛ چراکه هر دو کشور دولت‌هایی مستقل هستند و اصل برابری حقوقی دولت‌ها یکی از مبانی پذیرفته‌شده نظام بین‌الملل به‌شمار می‌رود.

در عین حال، واقعیت‌های میدانی سیاست خارجی نشان می‌دهد که دو طرف از نظر ظرفیت‌ها، ابزارها و محدودیت‌ها در موقعیت‌های متفاوتی قرار دارند. در عمل، هیچ مذاکره‌ای ـ چه در عرصه سیاست خارجی و چه در سایر حوزه‌ها ـ با برابری کامل قدرت میان طرفین آغاز نمی‌شود و هر بازیگر پیش از ورود به گفت‌وگو، ارزیابی مشخصی از توانمندی‌ها و چالش‌های خود و طرف مقابل دارد.

بر همین اساس، اگرچه از منظر حقوقی می‌توان از برابری سخن گفت، اما در سطح عملی و در میدان سیاست قدرت، تحقق مذاکره کاملا برابر با چالش‌هایی مواجه است. از این رو، دو طرف ناگزیر هستند ضمن پایبندی به اصول حقوقی، راهبردهای خود را با در نظر گرفتن واقعیت‌های میدانی تنظیم کنند. در این چارچوب، تبدیل چالش‌ها به نقاط قوت اهمیت اساسی دارد، هرچند با توجه به شرایط فعلی و محدودیت‌های زمانی، به‌ویژه در سایه افزایش تنش‌های منطقه‌ای، تحقق کامل چنین راهبردی با دشواری‌هایی همراه شده است.

ترکیه در معادلات منطقه‌ای چه نقشی می‌تواند ایفا کند و آیا می‌تواند به شکل‌گیری مذاکرات سازنده کمک کند؟

ترکیه در سیاست منطقه‌ای خود ملاحظات خاصی دارد که بخشی از آن به الزامات ژئوپلیتیکی و بخشی دیگر به شرایط سیاست داخلی این کشور بازمی‌گردد. از نگاه آنکارا، هرگونه تحول امنیتی یا نظامی در ایران می‌تواند پیامدهایی مستقیم و غیرمستقیم برای ترکیه به‌همراه داشته باشد.

در حوزه داخلی، یکی از نگرانی‌های اصلی ترکیه، پیامدهای احتمالی یک درگیری نظامی و تاثیر آن بر ثبات سیاسی و اجتماعی این کشور است. چنین تحولی می‌تواند موج جدیدی از مهاجرت و بی‌ثباتی در مناطق مرزی ایجاد کند؛ به‌ویژه آنکه بخش‌هایی از مرز ایران و ترکیه در مناطق کردنشین قرار دارند و از حساسیت‌های امنیتی خاصی برخوردارند.

از منظر ژئوپلیتیکی نیز بی‌ثباتی در ایران می‌تواند به گسترش ناامنی در منطقه منجر شود و معادلات ترکیه در حوزه انرژی، ارتباطات منطقه‌ای و تعامل با بازیگران خلیج فارس را تحت تاثیر قرار دهد. افزون بر این، از نگاه آنکارا، تضعیف جایگاه ایران می‌تواند ـ در چارچوب رقابت‌های طبیعی منطقه‌ای ـ زمینه افزایش نفوذ بازیگران رقیب، از جمله رژیم صهیونیستی، را فراهم کند؛ موضوعی که برای ترکیه نیز مطلوب نیست.

مجموع این عوامل موجب شده است که ترکیه ترجیح دهد تنش‌ها از مسیر سیاسی و دیپلماتیک مدیریت شوند. با این حال، حتی در صورت ایفای نقش میانجی، ترکیه صرفا می‌تواند نقش تسهیل‌گر گفت‌وگوها را بر عهده داشته باشد و تصمیم‌گیری نهایی در هر مذاکره‌ای در اختیار طرف‌های اصلی، یعنی ایران و آمریکا، خواهد بود. تحقق چنین نقشی نیز منوط به آن است که دو طرف، در شرایط فعلی، اراده واقعی برای ورود به مذاکره داشته باشند.

چه چارچوب‌هایی می‌تواند مبنای مذاکرات واقعی میان ایران و غرب قرار گیرد؟

مسئله اصلی در روابط ایران و آمریکا، رقابت راهبردی ایالات متحده با چین است. از نگاه واشنگتن، پرونده ایران بخشی از این رقابت کلان محسوب می‌شود و آمریکا تلاش دارد با کمترین هزینه، بیشترین امتیاز را در این چارچوب به دست آورد. این واقعیت در تحلیل هرگونه مذاکره میان ایران و آمریکا باید مورد توجه قرار گیرد.

در این میان، اروپا نیز در عمل در مسیری حرکت می‌کند که از سوی ایالات متحده ترسیم می‌شود. از نگاه مقامات آمریکایی، مطالباتی همچون تضمین امنیت رژیم صهیونیستی و جهت‌دهی به کنش‌های راهبردی ایران در چارچوب نظم امنیتی مورد نظر واشنگتن، از جمله محورهای اصلی این سیاست به شمار می‌رود؛ نظمی که هدف آن مهار نفوذ فزاینده چین در خاورمیانه و خلیج فارس است.

بر این اساس، هرگونه مذاکره واقعی مستلزم توجه به لایه‌های عمیق‌تر مطالبات طرفین است. در هر مذاکره‌ای، علاوه بر مطالبات رسمی و اولیه، خواسته‌های بنیادینی وجود دارد که اگر نادیده گرفته شوند، حتی توافق‌های اولیه نیز به نتایج پایدار منجر نخواهند شد. تجربه برجام نیز نشان داد که بی‌توجهی به این لایه‌های عمیق‌تر می‌تواند توافق‌ها را با چالش مواجه کند.

با این حال، باید توجه داشت که حل‌وفصل این مطالبات بنیادین لزوما در چارچوب مذاکرات رسمی دوجانبه امکان‌پذیر نیست و نیازمند سازوکارهایی فراتر از گفت‌وگوهای متعارف دیپلماتیک است. در شرایط فعلی و با توجه به روند تحولات، دستیابی سریع به چنین چارچوبی با موانع جدی روبه‌روست.

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار