مستندهایی که مردم و مسئولان باید ببینند/ از مصائب اهدای عضو تا آشفتگی در جادههای ایران
تهران (پانا) - تعدادی از مستندهایی که در نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» روی پرده رفتند و احتمالا در ماههای پیش رو علاوه بر حضورهای جشنوارهای، در پلتفرم ها عرضه خواهند شد، خاصیتی دوگانه داشتند، فیلمهایی که تماشایشان برای مردم و مسئولان می تواند دریچهای برای حل مشکلات، شناخت مسیرهای تازه و رسیدن به راههایی متناسب با فضای امروز باشد.
سپیده سپهی در «کوروش» به موضوعی خاص اشاره کرده، این فیلم درباره پیوند اعضا و مسئله مهم اهدای عضو برای کودکان است. سپهی در این فیلم، با انتخاب یک پسر ۱۵ ساله به نام کوروش، به زندگی کودکان و نوجوانانی پرداخته که نیاز به اهدای عضو و پیوند قلب دارند. فیلم به موضوع تحریم دارویی اشاره دارد، بحرانی که تخصص و تبحر دانشمندان و پزشکان ایرانی را هم تحت تاثیر قرار میدهد. تماشای «کوروش» تجربه دشواریست، جدال قهرمان فیلم به پیروزی می رسد و او مرگ را شکست میدهد اما تلخی حاکم بر فیلم میتواند هشداری برای مسئولان به ویژه مدیران در حوزه بهداشت باشد.
فرشاد اکتسابی در «چهارراه حوادث» به مسئله ای پرداخته که بارها درباره آن صحبت شده است: تصادف های جاده ای در ایران. این مستند گزارشی که بیشتر بر پایه گفتگو شکل گرفته، از زبان کارشناسان، نیروهای انتظامی و استادان دانشگاه پدیده رانندگی، تصادف و مشکلات جاده ای ایران را مطرح می کند. در این مستند هم پای تحریم در میان است و مشخص می شود که مسائل اقتصادی و کمبودها چگونه مسیر جاده سازی را مختل کرده و در نهایت به افزایش آمار تصادف و مرگ و میر منجر شده است. اکتسابی که در مستند «ف الف» به موضوع فساد اداری پرداخته بود در فیلم تازه اش کوشیده روایتگر چند وجهی یک معصل بزرگ باشد: چرا مردم قربانی تصادف میشوند. فیلم پاسخی جامع و کامل برای این پرسش بنیادین دارد.
این روزها و پس از حوادث اخیر، «گفتگو» به عنوان حلقه مفقوده جامعه ایرانی اهمیت یافته است. دیدگاههای تندرو، از هر سو که باشند با زیر پا گذاشتن منافع ملی میخواهند فضایی تک صدایی ایجاد کنند، توجه به خطوط مشترک مردم ایران و تقویت آن، سازنده اتحادی است که ایران، امروز به آن نیازمند است تا از بحران عبور کند. «آبراه کوچکی در میان هور» ساخته مرتضی پایهشناس فیلمی است درباره «تعامل» و «گفتگو». اگر درباره «کوروش» و «چهار راه حوادث» میتوان گفت که هر دو فیلم موضوع مهمی دارند و ساختاری ساده. در «آبراه کوچکی در میان هور» فرم و محتوا، هوشمندانه انتخاب شدهاند. در لایه اول، فیلم یک مستند مبتنی بر آرشیو است، فیلمی زنده و دیدنی با قهرمانهایی دوست داشتنی، پر از جزییات و باهویت. در لایه دوم، «آبراه کوچکی در میان هور» درباره ایران است، ایرانِ بزرگ، ایرانی که میتواند طعمه توطئه و جنجال باشد. با توجه به مضمون ملی فیلم و رویکردی که به ایران و حفظ هویت آن دارد، بسیار متحمل است که فیلم به جشنواره فجر راه یابد، «آبراه کوچکی ...» از معدود مستندهایی است که به شکلی غیرشعاری و بدون رویکرد سیاسی، منحصرا به موضوع ایران، مردم ایران، یکپارچگی و قهرمانانی پرداخته که بدون توجه به منفعت شخصی برای منافع گروهی تلاش کردند. تماشای این فیلم برای مردم، تقویت کننده حس همدلی و برای مسئولان یادآور روزهایی است که مردم با تکیه بر اتحاد، دوری از گرایشهای سیاسی و در فضایی صادقانه از ایران دفاع کردند.
«شنا خلاف جهت» فیلمی است درباره بیماران مبتلا به اوتیسم، درباره سرطان یا بیماریهایی از این دست مستندهای فراوانی ساخته شده، اما اختلالهایی از جنس اوتیسم، کمتر محل توجه بودهاند. جواد رزاقیزاده با فاصله از فضای «آسانسور» در این فیلم بسیار باارزش، به زندگی خانوادههایی اشاره داشته که درگیر زندگی با بیماران اوتیسم هستند. فیلمی عمیق و انسانی، که تماشای آن برای مبتلایان و خانواده آنان، واکاوی با یک رنج انسانی است. تصویری تکان دهنده، که گاه روشن و گاه تاریک است. جدالی برای کشف روشنی در عمق تاریکی. مدیران و فعالان حوزه بهداشت روان هم می توانند بیننده این فیلم دقیق باشند، فیلمی که میکوشد بدون ادعا، زوایای پنهان روح ناآرام یک بیمار را به تصویر بکشد. مجاهدتی انسانی برای نمایش رنج یک مادر تنها، با لحظاتی احساس برانگیز و به یادماندنی.
در «بدون گریم» سعید پرویزی، صدای خانواده ای شده که مشت نمونه خروار هستند، دو فرزند یک زن، گرفتار بیماری خاصی هستند، مادرِ تنها، میکوشد وضعیت سلامتی فرزندانش را بهبود ببخشد. تماشای این مستند سخت است، تلاش برای به دست آوردن دارو، تامین مخارج، تحریم دارویی و ... اما آنچه فیلم نمایش می دهد حضور یک زنِ قویست. مادری که با وجود بحرانهای فراوان به عشق دو فرزندش، ایستاده و مبارزه میکند. دیدن این مستند برای مدیران، نمایندگان مجلس و وزیر بهداشت و درمان می تواند آگاهی بخش باشد، اگرچه کارگردان به این موضوع پرداخته که متخصصان ایرانی داروی مورد نیاز را ساخته اند اما احتمالا هزینه درمان همچنان تهدید کننده سلامت خانواده های متوسط و ضعیف ایرانیست. مستندهایی از جنس «بدون گریم» با عشق و دغدغهای قابل تحسین ساخته شدهاند، فیلمهایی درباره عشق، مهرمادری و مشکلاتی که ایرانِ امروز به آن مبتلاست و حل آنها می تواند بخش قابل توجهی از جامعه را به آرامش برساند.
تماشای تعدادی از مستندهای نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» یک حقیقت را روشن میکند، سینمای مستند می تواند مهمترین منبع و مرجع برای شناخت ایران امروز، ایران دیروز و مردمانش باشد. چشم اندازی از آینده و فضایی برای ایجاد گفتمان و توجه دادن به کارشناسان تا مسائل را بهتر و دقیق تر ببینند. سینمای مستند در روزهای نه چندان روشن سینمای داستانی، هم تماشایی است، هم تفکر برانگیز.
ارسال دیدگاه