تهیه‌کننده رادیو و نویسنده کتاب‌های «باغ‌های انبه تهران» و «عبدو و مادر دریا»:

نویسندگی پیش از آنکه خوب نوشتن باشد، خوب دیدن است

هرمزگان (پانا)- تهیه‌کننده رادیو و نویسنده کتاب‌های «باغ‌های انبه تهران» و «عبدو و مادر دریا»، از شیوه خلق داستان، الهام از زندگی و افسانه‌ها و اهمیت شناخت شخصیت‌ها در داستان‌نویسی گفت: نویسندگی قبل از اینکه خوب نوشتن باشد، خوب دیدن است.

کد مطلب: ۱۷۳۸۰۹۱
لینک کوتاه کپی شد
نویسندگی پیش از آنکه خوب نوشتن باشد، خوب دیدن است

معصومه ناصری در گفت‌وگو با خبرنگار پانا درباره شیوه داستان‌نویسی و انتخاب میان طرح‌ریزی دقیق و رهایی در مسیر داستان اظهار کرد: «من بیشتر ترکیبی از هر دو هستم. برای یک اثر، مسیر کلی و ساختار را از قبل مشخص می‌کنم، اما در حین نوشتن به خودم اجازه می‌دهم داستان مرا غافلگیر کند. به نظرم نویسنده باید هم نقشه داشته باشد و هم گاهی اجازه بدهد شخصیت‌ها و اتفاقات، مسیر تازه‌ای به او نشان بدهند.»

وی افزود: «همین نگاه را در کلاس‌های نویسندگی هم دنبال می‌کنم؛ به‌خصوص در کار با کودکان و نوجوانان، دوست دارم چارچوب داشته باشند، اما خلاقیتشان محدود نشود.»

این نویسنده درباره دشوارترین بخش داستان‌نویسی بیان کرد: «برای من شاید سخت‌ترین قسمت، پیدا کردن و حفظ مسیر درست داستان باشد؛ اینکه ایده‌ای که در ابتدا جذاب به نظر می‌رسد، در میانه راه جان خودش را از دست ندهد. شروع مهم است، اما به نظرم میانه داستان جایی است که نویسنده واقعاً باید توانایی خودش را نشان بدهد؛ جایی که باید کشش ایجاد کند و مخاطب را با خودش همراه نگه دارد.»

ناصری درباره چگونگی شکل‌گیری کتاب «عبدو و مادر دریا» و منابع الهام خود گفت: «درباره کتاب «عبدو و مادر دریا» از افسانه‌ها الهام گرفتم. معمولاً جرقه داستان‌های من از زندگی می‌آید؛ از یک آدم، یک خاطره، یک اتفاق ساده، یک گفت‌وگو یا حتی تصویری که ممکن است برای دیگران عادی باشد، اما ذهن من را درگیر کند.»

وی ادامه داد: «همیشه لازم نیست یک اتفاق واقعی را عیناً روایت کنم. گاهی یک واقعیت کوچک در ذهنم تبدیل به یک موقعیت داستانی و بعد یک قصه می‌شود. برای من مرز بین زندگی و داستان خیلی باریک است.»

این تهیه‌کننده رادیو و نویسنده درباره تبدیل یک ایده اولیه به اثر داستانی خاطرنشان کرد: «جرقه ممکن است ناگهانی به ذهن برسد، اما تبدیل آن جرقه به یک اثر، به تمرین، مطالعه، فکر کردن و استمرار نیاز دارد. به‌خصوص چون بخش مهمی از زندگی کاری من با آموزش نویسندگی گره خورده است، نوشتن و فکر کردن درباره داستان تقریباً همیشه بخشی از زندگی روزمره من است.»

ناصری درباره تردیدهای نویسنده در مسیر نگارش یک اثر گفت: «فکر می‌کنم تقریباً هر نویسنده‌ای لحظه‌ای را تجربه می‌کند که از خودش می‌پرسد: «اصلاً این داستان ارزش ادامه دادن دارد؟» برای من هم پیش آمده است. اما معمولاً به جای رها کردن، سعی می‌کنم یک قدم از متن فاصله بگیرم و دوباره به آن نگاه کنم.»

وی افزود: «گاهی مشکل از خود داستان نیست؛ از این است که نویسنده مدتی بیش از حد به آن نزدیک شده است.»

این نویسنده درباره ارتباط شخصیت‌های داستان با تجربه‌های شخصی نویسنده نیز گفت: «حتی اگر شخصیت کاملاً متفاوت از من باشد، معمولاً بخشی از احساسات، تجربه‌ها یا نگاه من به زندگی در او حضور دارد. برای ساختن شخصیت، فقط به ظاهر و گذشته‌اش فکر نمی‌کنم؛ بیشتر برایم مهم است که بدانم چه چیزی می‌خواهد، از چه چیزی می‌ترسد و در یک موقعیت دشوار چه تصمیمی می‌گیرد.»

ناصری در پایان تأکید کرد: «شاید به همین دلیل است که همیشه به هنرجوهایم می‌گویم شخصیت را فقط توصیف نکنید؛ سعی کنید او را بشناسید. چون به نظرم نویسندگی قبل از اینکه خوب نوشتن باشد، خوب دیدن است؛ دیدن آدم‌ها، جزئیات، احساسات و اتفاق‌های ساده‌ای که شاید دیگران از کنارشان عبور کنند.»

وی خاطرنشان کرد: «من این نگاه را در آموزش نویسندگی هم خیلی جدی دنبال می‌کنم؛ اینکه بچه‌ها و بزرگسالان یاد بگیرند زندگی خودشان را دوباره ببینند و از دل آن، داستان پیدا کنند.»

 

خبرنگار : دانش‌آموز آیسان شجاعی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار