معلم من در دنیای مجازی
ناحیه دو یزد (پانا) - وقتی قلم در دست گرفتم تا برای روز معلم، سوژهای انتخاب کنم، دفترچه ذهنم را ورق زدم. از میان همه خبرها و هیاهوهای دنیای پیرامونم چشمم به سوژهای افتاد که شاید دوربینهای بزرگتر ندیده باشند؛ «معلم من در دنیای مجازی».
امسال اولین سالی است که پیراهن خبرنگاری پانا را به تَن کردهام. به من یاد دادهاند که رسالت یک خبرنگار، روایتگری است؛ اینکه بگردم و بهترین داستانها را از اتفاقات پیرامونم به گوش همه برسانم.
وقتی قلم در دست گرفتم تا برای روز معلم، سوژهای انتخاب کنم، دفترچه ذهنم را ورق زدم. از میان همه خبرها و هیاهوهای دنیای پیرامونم، چشمم به سوژهای افتاد که شاید دوربینهای بزرگتر ندیده باشند «معلم من در دنیای مجازی».
معلم عزیزم
امسال کلاس ما نه دیوار دارد، نه نیمکتهای چوبی و نه هیاهوی زنگهای تفریح؛ امسال خانه، مدرسه شده است، اما تو در این کلاس مجازی، کاری کردی که هیچکس ندید. دوربین را تبدیل کردی به پنجرهای که از میان آن نور علم و امید را به اتاق کوچک ما فرستادی.
خبرنگاری من، تازه امسال شروع شده، اما تو سالها است که با جان روایت میکنی. روایت صبوری، روایت آن لحظههایی که اینترنت قطع میشود و تو نگران عقب افتادن ما میشوی و روایت همان لبخند آرامبخشی که از پشت نمایشگر گوشی، خستگی درس خواندن مجازی را از تَن ما میشست.
امروز در تقویم کار خبرنگاری من هیچ تیتری ارزشمندتر از این نیست: معلم من، قهرمان بیادعای این روزها
شاید نشود برایت جشن بگیریم، اما بگذار این متن، گزارش قلبی من باشد از تمام مهربانیهایی که در این فضای سرد مجازی، گرمای زندگی را جاری کرد.
تو به من یاد دادی که خبرنگار فقط خبرها را نمینویسد، بلکه عشق و ایثار را هم باید ببیند و فریاد بزند. تو مهمترین سوژه و زیباترین خبر زندگی من هستی.
روزت مبارک، تقدیم به معلم خوبم سرکار خانم ثریا ایزدی
ارسال دیدگاه