کارگردان نمایش رقص ابلیس:
«رقص ابلیس»؛ روایت هنری شهادت دانشآموزان میناب در شهرستان بروجن است
بروجن (پانا) - کارگردان نمایش «رقص ابلیس»، با اشاره به الهام این نمایش با بهرهگیری از نمادپردازی و زبان هنر، ضمن گرامیداشت یاد شهدای دانشآموز، مخاطبان بهویژه نسل نوجوان را به شناخت حقیقت، همدلی، مسئولیتپذیری و ایستادگی در برابر خشونت و بیعدالتی دعوت میکند.
محسن مقیمیان کارگردان نمایش رقص ابلیس، در گفتوگو با خبرنگار پانا در رابطه با اجرای نمایش گفت: «در حقیقت، ایده اصلی نمایش رقص ابلیس از خودِ مفهوم ابلیس و سرپیچی او از فرمان الهی شکل گرفت. روایت نمایش از آنجا آغاز میشود که ابلیس از سجده در برابر انسان سر باز میزند و به سبب این نافرمانی از درگاه الهی رانده میشود. پس از آن، ابلیس سوگند یاد میکند که انسان را فریب دهد و او را به سوی گمراهی، خشونت و خونریزی بکشاند.»
وی ادامه داد: «رقص ابلیس عنوانی نمادین است. ابلیس در این نمایش تنها یک شخصیت مشخص نیست، بلکه نماد خشونت، غرور، قدرتطلبی و تاریکیای است که از نابودی زندگی انسانهای بیگناه لذت میبرد. وقتی کودکان و دانشآموزان قربانی خشونت میشوند، گویی شر بر ویرانههای آرزوهای آنان به رقص درمیآید. اما معنای نهایی نمایش، پیروزی ابلیس نیست؛ زیرا یاد شهدا، حقیقت زندگی آنان و ایستادگی خانوادههایشان اجازه نمیدهد تاریکی آخرین تصویر این روایت باشد. در برابر رقص ابلیس، ما روشنایی نام و خاطره کودکان شهید را قرار دادهایم.»
مقیمیان همچنین با اشاره به پیام این نمایش به نسل نوجوان و جوان تصریح کرد: «مهمترین پیام نمایش این است که امنیت، آرامش و فرصت زندگی و تحصیل، ارزشهایی ساده و همیشگی نیستند و باید قدر آنها را دانست. کودکان میناب همسنوسالهای خودشان بودهاند. در کنار زنده نگهداشتن یاد شهدا، نمایش میخواهد نسل نوجوان را به شناخت حقیقت، مسئولیتپذیری، همدلی و ایستادگی در برابر خشونت و بیعدالتی دعوت کند.»
کارگردان نمایش رقص ابلیس در ادامه عنوان کرد: «نمایش «رقص ابلیس» با الهام از واقعه شهادت دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب شکل گرفته است. در فرایند تولید تلاش کردیم به اطلاعات و روایتهای موجود وفادار بمانیم و با احترام کامل به جایگاه شهدا و خانوادههای آنان پیش برویم. البته این نمایش یک مستند صحنهای یا بازسازی کلمهبهکلمه واقعه نیست؛ بلکه اثری نمایشی است که با استفاده از واقعیت، تخیل هنری، نمادپردازی و زبان صحنه، ابعاد عاطفی و انسانی حادثه را روایت میکند. برای ما مهم بود که تخیل نمایشی موجب تحریف حقیقت یا رنج دوباره خانوادهها نشود.»
وی در پایان خاطرنشان کرد: «مهمترین چالش، پیدا کردن تعادل میان واقعیت تلخ حادثه و زبان هنری تئاتر بود. از یک سو نباید رنج خانوادهها به ابزاری برای برانگیختن احساسات تبدیل میشد و از سوی دیگر، اثر نباید به مجموعهای از شعارها و گزارشهای مستقیم محدود میماند. ما باید تصویری صادقانه، مؤثر و در عین حال محترمانه ارائه میکردیم؛ مسئولیت اخلاقی ما در برابر خانوادههای شهدا و حافظه جمعی مردم، سنگینترین بخش این مسیر به شمار میآمد.»
ارسال دیدگاه