فجرِ درون؛

وقتی زمستانِ سخت به بهارِ آزادی می‌رسد

همدان (پانا) - امروز که تقویمم را ورق زدم، چشمم به اسم «بهمن» افتاد؛ ماهی که بوی خوش نان و شیرینی و یادمان‌های تاریخی را با خودش به همراه دارد.

کد مطلب: ۱۶۶۰۲۳۷
لینک کوتاه کپی شد
وقتی زمستانِ سخت به بهارِ آزادی می‌رسد

وقتی عکس‌های سیاه و سفید سال ۱۳۵۷ را می‌بینم، با خودم فکر می‌کنم: آن‌ها چه داشتند که ما نداریم؟ آن‌ها نه اینترنت داشتند، نه امکانات رفاهی امروز را و نه قدرت رسانه‌ای گسترده. اما چیزی که داشتند، یک قلبِ سربلند و یک باور عمیق بود. باور به اینکه می‌توانند سلطه‌ی بیگانه را که سال‌ها روی خاک و فرهنگ ما سایه افکنده بود، کنار بزنند.

و در قلب این موج عظیم، یک چهره می‌درخشد که نمی‌توان از آن چشم پوشید: امام خمینی (ره). برای من که در تاریخ خوانده‌ام، شخصیت امام خمینی مثل یک «کشتی‌شکستن» است که طوفان‌های سخت را آرام کرد. وقتی او در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، پس از سال‌ها تبعید، پا به خاک ایران گذاشت، تمام معادلات دنیا به هم ریخت. آن صحنه‌های تاریخی که میلیون‌ها نفر در فرودگاه مهرآباد جمع شده بودند تا با چشمان خودشان قهرمان ملی‌شان را ببینند، هنوز هم تکان‌دهنده است.

ورود امام خمینی به ایران، فقط ورود یک فرد نبود؛ ورود «امید» بود. او کسی بود که با صلابت و استقامت، حرف حق را زد و مردم را باورمند کرد که می‌توانند بدون وابستگی به شرق و غرب، سرافراز زندگی کنند. او با آن روحیه‌ی انقلابی و نگاه عمیقش به اسلام ناب محمدی، توانست تکه‌های پاره‌پاره‌ی جامعه را کنار هم بچیند و یک ملت را به سمت یک هدف واحد سوق دهد. حضور او، نقطه‌ی اوج انقلاب بود؛ لحظه‌ای که سایه‌ی ظلم ۲۵۰۰ ساله فرو ریخت و خورشید جمهوری اسلامی طلوع کرد.

دهه فجر برای من، یادآوری این حقیقت است که «تغییر» ممکن است. وقتی یک ملت، فارغ از اینکه پیر یا جوان، زن یا مرد باشد، زیر پرچم یک رهبرِ خردمند و الهی دست در دست هم بگذارد، می‌تواند قوی‌ترین ابرقدرت‌های زمان را به زانو درآورد. انقلاب اسلامی ایران، یک جنگ مسلحانه نبود؛ یک انقلاب فرهنگی و هویتی بود که رهبریِ امام خمینی، ستون فقرات آن بود.

 برای ما نوجوان‌ها که بیشتر دغدغه‌هایمان درگیر امتحان‌ها، گوشی‌های هوشمند و آینده‌مان است، شاید گاهی دهه فجر فقط چند روز تعطیلی و راهپیمایی به نظر برسد. اما اگر کمی مکث کنیم و به عقب برگردیم، می‌بینیم که این ایام، فقط یک رویداد تاریخی نیست، بلکه داستان «اراده» و «ایمان» است.

حالا ما در سال ۱۴۰۴ زندگی می‌کنیم. ما نسلِ سوم و چهارمِ انقلاب هستیم. مسئولیت ما سنگین‌تر است. آن‌ها پایه‌ها را گذاشتند و ما باید این بنای بلند را بسازیم و استوار نگه داریم. پیشرفت‌های علمی، فناوری هسته‌ای، قدرت دفاعی و افتخاراتی که امروز نام ایران را در جهان طنین‌انداز کرده، همه و همه ثمره‌ی آن خون‌ها و آن رهبریِ روشنگر است.

دهه فجر به من یاد می‌دهد که امید نباید از بین برود. حتی وقتی شرایط سخت می‌شود، یادمان باشد که پدران و مادران ما با رهبری امام خمینی شرایطی بسیار سخت‌تر را با توکل بر خدا و اتکا به توان داخلی پشت سر گذاشتند.

امسال هم مثل هر سال، با شور و اشتیاق در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت می‌کنم. نه به خاطر اجبار، بلکه به خاطر اینکه می‌خواهم صدایم را به صدای میلیون‌ها انسانِ آزاده‌ای وصل کنم که ۴۷ سال پیش فریاد زدند: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی». این شعار، فقط یک حرف نیست؛ یک میراث است که امام به ما سپرد و ما باید آن را حفظ کنیم و به نسل بعدی بسپاریم.

دهه فجر مبارک باد؛ جشن پیروزی نور بر ظلمت.

نویسنده : شیما ویس مرادی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار