ابتکار معلم دبستان ایرانمنش در روزهای جنگ
«گپوگفت خودمانی» برای کاهش اضطراب دانشآموزان
تهران (پانا) - معلم کلاس سوم دبستان ایرانمنش در منطقه ۱۳ آموزشوپرورش شهر تهران، در روزهای پراضطراب جنگ و موشکباران با برگزاری گفتوگوهای روزانه در بستر «شاد»، پیگیری تلفنی و دیدار حضوری با دانشآموزان تلاش کرد علاوه بر تداوم آموزش، از ترس، دلتنگی و فشارهای روحی کودکان نیز بکاهد.
زینب رضایی درباره شرایط خاص روزهای جنگ رمضان اظهار کرد: با آغاز جنگ، برخی از دانشآموزان از تهران خارج شده بودند و شرایط نسبتاً آرامتری داشتند، اما گروهی دیگر همچنان در تهران و در معرض فشارهای ناشی از موشکباران زندگی میکردند. با این حال همه آنها دلتنگ مدرسه، دوستان و معلم خود بودند.
وی افزود: به همین دلیل از همان روزهای نخست تصمیم گرفتم هر روز ساعت ۱۳ در صفحه کلاس در پیامرسان شاد، فضایی برای گفتوگوی آزاد و دوستانه میان دانشآموزان فراهم کنم تا بتوانند درباره احساسات و نگرانیهایشان صحبت کنند.
این معلم دبستان درباره هدف این اقدام گفت: هدفم تنها ادامه روند آموزش نبود؛ میخواستم از طریق گفتوگوی صمیمانه میان کودکان و همسالانشان، بخشی از ترس و اضطراب آنها کاهش پیدا کند. این برنامه حتی در ایام تعطیلات نوروز نیز ادامه داشت و هر زمان از وضعیت دانشآموزی بیاطلاع میماندم، با تماس تلفنی یا تصویری پیگیر حال او میشدم.
رضایی با اشاره به برخی از تجربههای تلخ دانشآموزان در این روزها بیان کرد: یکی از دانشآموزان از تخریب خانه پدربزرگش بر اثر انفجار و نگرانی شدید خود درباره احتمال وقوع حادثهای مشابه برای خانهشان صحبت میکرد. پس از تماس با مادر او و اطمینان از سلامت خانواده، تلاش کردم هر روز با این دانشآموز در ارتباط باشم تا آرامش بیشتری پیدا کند.
وی ادامه داد: دانشآموز دیگری که منزلشان در نزدیکی پادگان نیروی هوایی قرار داشت، بر اثر موج انفجار با تخریب دیوار خانه و شکستن شیشهها و درها مواجه شده بود و خانوادهاش ناچار شده بودند به خانه بستگانشان بروند. مادر این دانشآموز میگفت فرزندش به دلیل شدت ترس، با شنیدن هر صدای انفجار از درد در ناحیه قلب شکایت میکند و چندین بار به درمانگاه مراجعه کرده است.
این معلم گفت: برای دلجویی و حمایت بیشتر، به محل اسکان این دانشآموز رفتم و با او و خانوادهاش دیدار کردم. پس از آن نیز هر روز از طریق تماس تصویری جویای حالش میشدم تا از میزان اضطراب و ترس او کاسته شود. خوشبختانه پس از برقراری آتشبس و بازسازی بخشهای آسیبدیده، این خانواده به خانه خود بازگشتند و شرایط آرامتری پیدا کردند.
رضایی همچنین درباره دیدار دوباره با دانشآموزان پس از آرامتر شدن شرایط گفت: دلتنگی دانشآموزان و خانوادهها برای دیدار حضوری باعث شد با هماهنگی نماینده کلاس و توافق والدین، یک دیدار دوستانه در محیطی امن نزدیک مدرسه برگزار کنیم.
وی افزود: این دیدار ساعت ۱۷ یکی از روزهای تعطیل در محوطه بازی فلکه دوم خیابان پنجم نیروی هوایی برگزار شد و لحظهای که دانشآموزانم را دیدم برایم بسیار احساسی بود؛ آنها دواندوان به سمتم آمدند و بسیاری از آنها شاخهگلی برایم آورده بودند.
این معلم دبستان خاطرنشان کرد: تجربه روزهای جنگ اگرچه برای مردم ایران بسیار تلخ و سخت بود، اما برای من معنای عمیقتری از نقش معلمی را روشن کرد؛ اینکه معلم فقط آموزشدهنده نیست، بلکه در روزهای دشوار میتواند پشتیبان عاطفی و تکیهگاه دانشآموزان و خانوزینب رضایی درباره شرایط خاص روزهای جنگ رمضان اظهار کرد: با آغاز جنگ، برخی از دانشآموزان از تهران خارج شده بودند و شرایط نسبتاً آرامتری داشتند، اما گروهی دیگر همچنان در تهران و در معرض فشارهای ناشی از موشکباران زندگی میکردند. با این حال همه آنها دلتنگ مدرسه، دوستان و معلم خود بودند.
وی افزود: به همین دلیل از همان روزهای نخست تصمیم گرفتم هر روز ساعت ۱۳ در صفحه کلاس در پیامرسان شاد، فضایی برای گفتوگوی آزاد و دوستانه میان دانشآموزان فراهم کنم تا بتوانند درباره احساسات و نگرانیهایشان صحبت کنند.
این معلم دبستان درباره هدف این اقدام گفت: هدفم تنها ادامه روند آموزش نبود؛ میخواستم از طریق گفتوگوی صمیمانه میان کودکان و همسالانشان، بخشی از ترس و اضطراب آنها کاهش پیدا کند. این برنامه حتی در ایام تعطیلات نوروز نیز ادامه داشت و هر زمان از وضعیت دانشآموزی بیاطلاع میماندم، با تماس تلفنی یا تصویری پیگیر حال او میشدم.
رضایی با اشاره به برخی از تجربههای تلخ دانشآموزان در این روزها بیان کرد: یکی از دانشآموزان از تخریب خانه پدربزرگش بر اثر انفجار و نگرانی شدید خود درباره احتمال وقوع حادثهای مشابه برای خانهشان صحبت میکرد. پس از تماس با مادر او و اطمینان از سلامت خانواده، تلاش کردم هر روز با این دانشآموز در ارتباط باشم تا آرامش بیشتری پیدا کند.
وی ادامه داد: دانشآموز دیگری که منزلشان در نزدیکی پادگان نیروی هوایی قرار داشت، بر اثر موج انفجار با تخریب دیوار خانه و شکستن شیشهها و درها مواجه شده بود و خانوادهاش ناچار شده بودند به خانه بستگانشان بروند. مادر این دانشآموز میگفت فرزندش به دلیل شدت ترس، با شنیدن هر صدای انفجار از درد در ناحیه قلب شکایت میکند و چندین بار به درمانگاه مراجعه کرده است.
این معلم گفت: برای دلجویی و حمایت بیشتر، به محل اسکان این دانشآموز رفتم و با او و خانوادهاش دیدار کردم. پس از آن نیز هر روز از طریق تماس تصویری جویای حالش میشدم تا از میزان اضطراب و ترس او کاسته شود. خوشبختانه پس از برقراری آتشبس و بازسازی بخشهای آسیبدیده، این خانواده به خانه خود بازگشتند و شرایط آرامتری پیدا کردند.
رضایی همچنین درباره دیدار دوباره با دانشآموزان پس از آرامتر شدن شرایط گفت: دلتنگی دانشآموزان و خانوادهها برای دیدار حضوری باعث شد با هماهنگی نماینده کلاس و توافق والدین، یک دیدار دوستانه در محیطی امن نزدیک مدرسه برگزار کنیم.
وی افزود: این دیدار ساعت ۱۷ یکی از روزهای تعطیل در محوطه بازی فلکه دوم خیابان پنجم نیروی هوایی برگزار شد و لحظهای که دانشآموزانم را دیدم برایم بسیار احساسی بود؛ آنها دواندوان به سمتم آمدند و بسیاری از آنها شاخهگلی برایم آورده بودند.
این معلم دبستان خاطرنشان کرد: تجربه روزهای جنگ اگرچه برای مردم ایران بسیار تلخ و سخت بود، اما برای من معنای عمیقتری از نقش معلمی را روشن کرد؛ اینکه معلم فقط آموزشدهنده نیست، بلکه در روزهای دشوار میتواند پشتیبان عاطفی و تکیهگاه دانشآموزان و خانوادهها نیز باشد.ادهها نیز باشد.
ارسال دیدگاه