امام خامنهای قطبنمای حرکت در تلاطم زندگی
قم(پانا) - امام خامنهای شهید جهت درست زندگی را با ایمان خود به ما نشان میداد. او تنها یک رهبر نبود؛ او یک قطبنمای دلهای ما در میانه تلاطمهای این عصر بود.
دوباره شب شد و من، پشت میز کارم، با دفترچهای که دیگر نه برای ثبت وقایع، که برای ثبت «حسرتها» پر شده است. خبرنگار بودن یعنی همیشه باید «آن» را گزارش کنی، اما چطور میتوان از «نبودن» گزارشی نوشت؟ چطور میتوان از خلائی نوشت که پهنای آن با تمام این شهر، و عمقش با تمام تاریخ این سرزمین همخوانی دارد؟
دلتنگ هستم… اما نه آن دلتنگی ساده را. من دلتنگ آن «آرامش مقتدرانه» هستم که وقتی در میان طوفانهای سیاسی و اجتماعی، تنها به صدای او گوش میدادیم، گویی جهان ناگهان آرام میگرفت. دلتنگ آن نگاهی هستم که از پشت عینک، همزمان هم «سختگیر حق» بود و هم «پدر مهربان امت».
دشواری کار من، اینجاست: من باید بنویسم، اما کلمات در برابر عظمت فقدان او، کوچک و بیمعنا میشوند. هرکجا که میروم، رد پای او را در تصمیمات، در ایستادگیها و در آن «صلابت معنوی» حس میکنم. او رفت، اما با عظمت و مجاهدت و نگاه نافذ خود به ما هویتی بس استوار بخشید و در جای خالی او، تنها «سکوت» باقی ماند.
دلتنگی برای او، دلتنگی برای آن جهت است که او با ایمان خود به ما نشان میداد. او تنها یک رهبر نبود؛ او یک «قطب معنوی» بود که اگر نبود، قطبنمای دلهای ما در میانه تلاطمهای این عصر، گم میشد.
خداحافظ ای مرد قیام و قعود و هدایت؛ خداحافظ ای که یاد تو، در میان این همه تلاطم، تنها پناهگاه ما بود. ما هنوز در انتظار آن صدایی هستیم که با ایمان، بر ما سکینه میانداخت؛ اما حالا تنها چیزی که داریم، یاد توست و اشکهایی که در سکوت شب، بر یاد رفتنِ تو جاری میشوند.
ارسال دیدگاه