معلم «انسانیت» را به تصویر می کشد

قم (پانا) - معلم با حضور و تلاش خود نه صرفا به انتقال علم کمک می کند بلکه معنای واژه‌ «انسانیت» را به تصویر می‌کشد.

کد مطلب: ۱۶۹۳۹۸۹
لینک کوتاه کپی شد
معلم «انسانیت» را به تصویر می کشد

 در میان تمام واژه‌هایی که در زبان فارسی بوی احترام و بزرگی می‌دهند، «معلم» جایگاه ویژه‌ای دارد؛ واژه‌ای که نه تنها شغل، بلکه رسالت است. رسالتی که از جنس عشق است، نه اجبار؛ از جنس مهر است، نه مزد. معلم، کلیددار خزانه‌ی علم است، پاسدار ارزش‌های انسانی و نگهبان میراث فرهنگی جامعه. 

هر سال، فرارسیدن روز معلم، یادآور قامت‌های استوار و دل‌های فروتنی است که در مسیر دانش، با چراغ امید ایستاده‌اند تا ذهن‌ها را روشن کنند؛ بی‌هیاهو، بی‌منت، و بی‌توقف.

اما اگر اندکی دقیق‌تر بنگریم، می‌بینیم که معلم تنها در حصار چاردیواری کلاس خلاصه نمی‌شود. او نه صرفاً آموزگار علوم و فرمول‌ها، که الگوی زیستن است. 

در روزهای سرد زمستان یا شب های بهاری، همان معلمی که به دانش‌آموزان درس داده، با قدم‌هایی آرام در پیاده‌روهای شبانه راه می‌رود تا شاید در یکی از همین مسیرها، شاگردی را ببیند که در فهم مسئله‌ای درمانده است. نگاه مهربانش را هدیه می‌دهد، لبخند می‌زند، می‌ایستد و دوباره با حوصله درس می‌دهد ؛ گویی زمان برایش متوقف شده. 

اینجا دیگر علم تنها انتقال مفهوم نیست؛ معلم با حضور خود، معنای واژه‌ «انسانیت» را به تصویر می‌کشد.

هرجا صدای پرسشی می‌آید، معلم نیز آنجاست. در اجتماعات شبانه مردمی در حمایت از وطن، در جمع‌ دانش‌آموزان ، در موکب های فرهنگی ؛ جایی که نه برای حقوق و مزایا، بلکه برای عشق به آگاهی و دانش حضور دارد. 

او ایمانی دارد که از جنس تلاش است؛ تلاشی خستگی‌ناپذیر برای آن‌که «فهمیدن» را ساده کند، برای آن‌که یک ذهن نوجوان را از تاریکی نادانی به روشنای دانایی برساند.

در دنیایی که سرعت و دغدغه‌های روزمره گاه انسان را از احساس تهی می‌کند، معلم همان نقطه‌ی تکیه‌ای است که یادمان می‌آورد زندگی هنوز بخشیدن دارد. 

او صبح‌ها زنگ اول را با امید آغاز می‌کند، با شور در چشم‌های شاگردان جوان. در میان شلوغی کلاس، نام تک‌تک شاگردانش را به یاد دارد؛ می‌فهمد که چه کسی خسته است، چه کسی ناامید، و چه کسی درون خود غوغایی خاموش دارد. 

او تنها از کتاب نمی‌گوید؛ از حقیقت، از تجربه، از رنج و از زیبایی دانستن سخن می‌گوید. 

از دفتر و تخته فراتر می‌رود و با تمام وجود به دانش‌آموزان علم را می آموزد .

در این تلاش بی‌منت، در این سادگی پرشکوه، می‌توان پیکره‌ی واقعی معلم را دید. او هنرمندی است که ابزارش کلمات‌اند، بومش ذهن شاگردان، و اثر نهایی‌اش انسان‌هایی اندیشمند و مسئول. 

از چنین هنری مگر چیزی بالاتر می‌توان خواست؟

حضور فعال معلمان در اجتماع نیز بخش دیگری از رسالت آن‌هاست. آنان نه در کنج کلاس پنهان می‌شوند و نه از جامعه فاصله می‌گیرند. در هر صحنه‌ی فرهنگی، اجتماعی و حتی ورزشی، ردپای معلم پیداست. در اجتماعات شبانه ، در جلسات کتاب‌خوانی، در فعالیت‌های داوطلبانه و خیریه، معلمان همچنان همان روح روشنگر کلاس هستند؛ 

یادآور اینکه علم اگر از دل مردم جدا شود، به درد نمی‌خورد. 

آنان می‌دانند آموزش، تنها با درس دادن معنا نمی‌یابد؛ بلکه با زیستن در کنار مردم و شنیدن دغدغه‌های آنان کامل می‌شود.

بی‌دلیل نیست که معلم را «مهندس روح» خوانده‌اند. او پلی می‌سازد میان جهل و دانایی، میان خامی و پختگی، میان ترس و شهامت اندیشیدن. 

در هر جامعه‌ای که معلمانش ارزشمند شمرده شوند، ستون‌های فرهنگ و تمدن آن ملت استوار می‌ماند. این آموزگاران، تنها دانایی نمی‌کارند، بلکه امید می‌کارند؛ 

امیدی که در رگ‌های یک ملت جاری می‌شود و آینده را سبز می‌کند.

در روز معلم، باید سر تعظیم فرود آورد در برابر این فروتنان پرتلاش، که در سکوت، آینده را می‌سازند. آنان که خستگی را نمی‌شناسند و با عشق، چراغ علم را در دل تاریکی‌ها روشن می‌کنند. 

باشد که جامعه، قدر آنان را بداند و بداند که هیچ پیشرفتی بدون دست‌های مهرآمیز و روشن‌نگر معلمان ممکن نیست.

معلمان، قهرمانان بی‌نقاب سرزمین ما هستند. چه آن‌ها که در روستاهای دورافتاده با کمترین امکانات ایستاده‌اند، چه آنان که در شهرهای بزرگ، با شور جوانی و در برابر چشمان پرامید شاگردان، کلاس را به مزرعه‌ی دانایی بدل کرده‌اند. 

و در پایان این شعر را به تمام معلمان سرزمینم تقدیم می کنم:

تو روشنی راه تاریک ما،

فروغ امید دل بی‌نوا.

قلمت چراغ شب جان ماست،

ای معلم، شکوه فردا با توست

 

خبرنگار : دانش آموز: ملیکا پرویزی عسگر

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار