در گفتوگو با پانا
فرهاد نقدعلی: «آسباد» روایتگر روح نگران سرزمین سیستان است
تهران (پانا) - فرهاد نقدعلی، نویسنده سریال «آسباد»، با اشاره به انتخاب این سازه تاریخی بهعنوان محور اصلی داستان گفت: آسباد برای من نمادی از سیستان و مردمی است که با وجود دشواریها و مشکلات، همچنان ایستادهاند و زندگی میکنند. در این مجموعه تلاش کردم در کنار روایت داستانی، دغدغههای مردم منطقه و نگرانی درباره میراث فرهنگی و آینده سرزمین را نیز به تصویر بکشم.
فرهاد نقدعلی، نویسنده سریال «آسباد»، در گفتوگو با پانا درباره شکلگیری ایده اولیه این مجموعه، انتخاب آسباد بهعنوان نماد محوری داستان، چگونگی بازنمایی زندگی مردم سیستان و بلوچستان و پرداختن به بحران آب و میراث فرهنگی در قالب یک روایت نمایشی توضیح داد.
وی درباره شکلگیری ایده اولیه سریال اظهار کرد: در ابتدا، قصه بیشتر به یک روستا و ماجراهای مربوط به آن، از جمله حضور ارواح، ارتباط داشت، اما به دنبال نمادی بودم که بتواند مرکزیت داستان را شکل دهد. آشنایی با آسبادها باعث شد این سازه تاریخی را به محور اصلی قصه تبدیل کنم. برای من، آسباد میتوانست نمادی از سیستان و فضایی باشد که داستان در آن اتفاق میافتد.
اولویت من همیشه درام و قصه است
نقدعلی درباره نسبت میان جذابیت داستان و پرداختن به مسائل اجتماعی و فرهنگی منطقه بیان کرد: برای من همیشه داستان در اولویت قرار دارد. ابتدا به دنبال شکل دادن به یک درام جذاب هستم و بعد آن را در موقعیت و فضایی مشخص قرار میدهم. اگر قرار بود همین قصه را در شهر یا منطقه دیگری روایت کنم، طبیعتاً روابط میان آدمها نیز متفاوت میشد. در «آسباد» تلاش کردم روابط، دغدغهها و مشکلات شخصیتها با فضایی که در آن زندگی میکنند، هماهنگ باشد و داستان رنگوبوی سیستان را داشته باشد.
وی با اشاره به تجربه شخصی خود از زندگی در زابل افزود: در دوران جوانی حدود یک ماه تا ۴۰ روز در زابل زندگی کردم. آن دوره با بادهای ۱۲۰روزه سیستان همزمان بود و فرصت داشتم از نزدیک با مردم منطقه زندگی کنم. در آن مدت، ویژگیهای رفتاری و خصلتهای جذابی در مردم دیدم که با گذشت ۲۰ تا ۳۰ سال همچنان در ذهنم باقی مانده است.
این نویسنده ادامه داد: مردم آن منطقه را انسانهایی شریف، امانتدار و قابل اعتماد شناختم و احساس میکردم باید به این شناخت ادای دین کنم. زمانی که پیشنهاد نگارش این مجموعه مطرح شد، پیشزمینه ذهنی مثبتی درباره مردم سیستان داشتم. در ادامه نیز تلاش کردم با کمک پژوهشگران و افرادی که شناخت بیشتری از منطقه داشتند، اطلاعاتم را تکمیل کنم. درباره تاریخ این سرزمین نیز مطالعات بیشتری انجام دادم تا بتوانم فضای داستان را دقیقتر شکل دهم.
رنگینکمانی از شخصیتها در یک روستا
نویسنده «آسباد» درباره طراحی شخصیتها و تلاش برای نمایش تنوع اجتماعی در داستان گفت: هدفم این بود که در یک روستا، تصویری از زندگی و حضور آدمهای مختلف ارائه دهم. در هر جامعهای با شخصیتهایی روبهرو هستیم که خواستهها، منافع و دیدگاههای متفاوتی دارند. در این داستان نیز افرادی را میبینیم که درگیر قاچاق هستند، برخی بر سر منافع خود با دیگران اختلاف دارند و گروهی نیز به دنبال آبادانی روستا هستند.
وی افزود: تلاش کردم طیف متنوعی از آدمها و دیدگاههای فکری را در داستان وارد کنم. این شخصیتها در ابتدا اختلافها و مشکلات خودشان را دارند، اما بهتدریج مسیرهای داستانی آنها به یکدیگر نزدیک میشود. برای من مهم بود که مخاطب با مجموعهای از آدمهای متفاوت مواجه شود که در یک بستر جغرافیایی مشترک زندگی میکنند و هرکدام منطق و انگیزههای خودشان را دارند.
بحران آب؛ یکی از محورهای اصلی داستان
نقدعلی درباره چگونگی ورود مسائل زیستمحیطی و تاریخی به روایت سریال اظهار کرد: بحران آب در سیستان، مسئله هیرمند و وضعیت هامون از معضلات مهم این منطقه هستند. تلاش کردم این مسائل را در لایههای مختلف داستان وارد کنم تا در کنار جذابیت روایی، بخشی از دغدغههای واقعی مردم نیز مطرح شود.
وی ادامه داد: پرداختن به آب در این مجموعه فقط به شکل مستقیم نیست، بلکه جنبه نمادین هم دارد. ستون و کتیبهای که در داستان به آنها اشاره میشود، با موضوع آب ارتباط دارند و این مسئله در شکلگیری تم اصلی قصه نقش دارد. موضوعاتی مانند کشاورزی سنتی، اصلاح شیوههای آبیاری و میراث تاریخی منطقه نیز در همین چارچوب مورد توجه قرار گرفتهاند. کوه خواجه و پیشینه تاریخی آن نیز از جمله عناصر مرتبط با این فضای فرهنگی و تاریخی هستند.
پیوند روایت فانتزی و واقعگرا در «آسباد»
این نویسنده درباره ساختار روایی سریال و انتخاب مرگ شیلدرخان بهعنوان یکی از نقاط آغازین داستان توضیح داد: قصه دو بخش دارد؛ یک بخش فانتزی و یک بخش واقعگرا. این دو بخش بهصورت موازی پیش میروند و هرکدام قواعد خودشان را دارند. فضای واقعگرای داستان، زندگی و اتفاقات واقعی شخصیتها را دنبال میکند و فضای فانتزی نیز به جهان ارواح مربوط است. این دو جهان مستقیماً در یکدیگر دخالت نمیکنند، اما از طریق خوابها و رؤیاها با هم ارتباط پیدا میکنند.
وی افزود: در واقع، خوابها مانند نخ تسبیحی هستند که این دو بخش را به هم پیوند میدهند. ارواح و شخصیتهای متعلق به فضای فانتزی، دغدغههایی دارند که در کنار زندگی آدمهای دنیای واقعی روایت میشود. تلاش کردم این ساختار موازی حفظ شود و هر بخش هویت مستقل خود را داشته باشد، در حالی که مخاطب بتواند ارتباط میان آنها را بهتدریج کشف کند.
تعلیق داستان از دل چند روایت شکل میگیرد
نقدعلی درباره حفظ کشش داستان در طول ۲۴ قسمت سریال گفت: در ابتدای قصه با دو غریبه مواجه میشویم که وارد روستا میشوند. در کنار مشکلات روستا، مرگی اتفاق میافتد و داستانکهای دیگری نیز شکل میگیرند؛ از جمله حضور یک نخبه، روابط عاشقانه و رقابت میان شخصیتها. تلاش کردم این شاخههای داستانی به یکدیگر پیوند بخورند و در نهایت در یک مسیر اصلی به هم برسند.
وی ادامه داد: در ابتدا، این روایتها تا حدی از یکدیگر جدا هستند. مخاطب مشکلات روستا، روابط عاشقانه و ورود دو غریبه را دنبال میکند، اما همزمان این پرسش برایش شکل میگیرد که این دو نفر چه هدفی دارند و آیا در مرگ اتفاقافتاده نقشی داشتهاند یا خیر. با وقوع اتفاقی دیگر، سوءظنها نسبت به آنها افزایش پیدا میکند و همین مسئله به تعلیق داستان کمک میکند.
این نویسنده خاطرنشان کرد: در طول روایت تلاش کردم این خطهای داستانی بهتدریج به هم متصل شوند و شخصیتها و اتفاقات در نهایت در یک ساختار منسجم قرار بگیرند. برای یک مجموعه چندقسمتی، مهم است که داستانکها صرفاً در کنار یکدیگر قرار نگیرند، بلکه در پیشبرد خط اصلی داستان نیز نقش داشته باشند.
نمایش زندگی مردم، راهی برای تغییر نگاه به سیستان است
نقدعلی درباره ظرفیت آثار نمایشی برای تغییر نگاه مخاطبان به مناطق کمتر دیدهشده کشور بیان کرد: فکر نمیکنم یک سریال بهتنهایی بتواند تغییر بزرگی ایجاد کند، اما قطعاً میتواند تأثیر خودش را داشته باشد. سیستان نیز مانند دیگر نقاط ایران و جهان، محل زندگی انسانهایی است که با مسائل، مشکلات و دغدغههای مختلف روبهرو هستند. در این منطقه هم زندگی جریان دارد و مردم با وجود دشواریها به زندگی خود ادامه میدهند.
وی افزود: «آسباد» برای من نمادی از مردم سیستان است؛ مردمی که در برابر دشواریها ایستادگی میکنند. شخصیت اصلی داستان نیز از این نظر برایم اهمیت دارد و میتوان او را نمادی از مقاومت در برابر سختیها دانست. به نظرم وقتی مخاطب زندگی مردم را ببیند، در کنار مشکلاتی مانند قاچاق و خشکسالی، با جنبههای دیگر زندگی آنها نیز آشنا میشود. این شناخت میتواند به تغییر نگاه مخاطب کمک کند.
«آسباد»؛ روایت روح نگران یک سرزمین
نقدعلی در پاسخ به پرسشی درباره پیام اصلی سریال و آنچه دوست دارد در ذهن مخاطب باقی بماند، گفت: برای من، ارواح داستان صرفاً وسیلهای برای ایجاد موقعیتهای طنز نیستند. آنها را میتوان روح یک سرزمین دانست؛ ارواحی که نگران فرزندان خود هستند و نسبت به آینده سیستان دغدغه دارند.
وی تأکید کرد: در این مجموعه، در کنار لایههای فانتزی و طنز، نگرانی درباره مردم، میراث فرهنگی و سرنوشت سرزمین نیز وجود دارد. ارواح داستان در واقع نمادی از روح دغدغهمند سرزمین هستند که نگران فرزندان و خاک خود است. این نگاه برای من یکی از مهمترین لایههای معنایی «آسباد» به شمار میرود.
ارسال دیدگاه