گزارش پانا از آئین رونمایی از کتاب «پدر صبر» در قدیمیترین انجمن ادبی استان تهران:
فرامرز مولایی: خرید یک کتاب از سوی هر نفر، برای نویسنده دهها کتاب میسازد
تهران (پانا) - آیین رونمایی کتاب «پدر صبر» نوشته زینب رخشانی، نویسنده ۲۰ ساله پاکدشتی، عصر روز شنبه، ۹ آبان ۱۴۰۵، در انجمن ادبی مشتاق (کلام) به مدیریت دکتر قنبرعلی کرمانی برگزار شد؛ انجمنی که از قدیمیترین انجمنهای ادبی استان تهران و مستقر در شهرستان پاکدشت است و با گذشت بیش از ۳۰ سال از عمر خود، همواره در خدمت ادبیات شهرستانهای استان تهران بوده است.
در این رویداد، فرامرز مولایی، شاعر، نویسنده و از فعالان حوزه فرهنگ و هنر پاکدشت، با بیان این که با تولد یک نویسنده روبهرو هستیم، گفت: «امروز در خدمت شما هستیم برای تولد یک نویسندهای که درست است گام اول را برداشته، اما بسیار محکم و بنیادین و اصولی برداشته است.»
در این برنامه فعالان فرهنگی شهرستانهای استان تهران، حمید عزیزآبادی فراهانی، مجتبی نامآور، فرامرز مولایی، حسن مفاخری، علی بابائی، ناهید سادات میرمحمد کاشی، امین کردبچه چنگی و بسیاری دیگر از شاعران با تجربه استان تهران حضور داشتهاند. کتاب «پدر صبر» داستانی با محوریت صبر است که بر اساس یک واقعیت پیرامونی نوشته شده است. در این آیین، مولایی به معرفی و بررسی ویژگیهای فنی و محتوایی این اثر پرداخت.
با تولد یک نویسنده روبهرو هستیم، نه صرفاً رونمایی یک کتاب
فرامرز مولایی، شاعر، نویسنده و از فعالان فرهنگی استان تهران، با تقدیر از دکتر قنبرعلی کرمانی، میزبان دائمی انجمن ادبی «مشتاق»، گفت: «کار استاد قنبرعلی کرمانی در تاریخ ماندگار خواهد بود؛ از باب پرورش شاگردهای خیلی زیادی که داشتند و چراغ ادبیات را در انجمن مشتاق همیشه پرفروغ نگه داشتند.» وی استمرار انجمنداری در ۳۰ سال را هنر دانست و بر لزوم تشویق استاد کرمانی تأکید کرد.
این شاعر و نویسنده پاکدشتی با تأکید بر این که دوست ندارد از واژه «رونمایی کتاب» استفاده کند، اظهار داشت: «دوست دارم بگویم با تولد یک نویسنده امروز در خدمت شما هستیم؛ تولد یک نویسندهای که درست است گام اول را برداشته، اما بسیار محکم و بنیادین و اصولی برداشته است.»
پرداختن به پرسش بنیادین رنج و امید، جسارت میخواهد
این شاعر و فعال فرهنگی با اشاره به دشواری کار نوشتن، یادآور شد: «نویسنده از بنجان مایه میگذارد. از آقای دولتآبادی نقل است که من مینویسم، روحم عرق میکند. کسی که مینویسد با روح و ذهن و ضمیر خودش سر و کار دارد که بسیار خستهکننده و فرسودهکننده است؛ لذا وظیفه ما تجلیل و تکریم نویسنده است.»
مولایی با اشاره به این که زینب رخشانی در سنین پایین شروع کرده اما یکی از پرسشهای بنیادی انسان را انتخاب کرده است، افزود: «موضوعی که انتخاب کرده، یکی از پرسشهایی است که انسان از دیرباز به آن اندیشیده است؛ این که ما در کنار این همه رنجها و ناکامیها، آیا روزنهای به سوی امید و آینده درخشانتری خواهیم داشت یا این همه رنج ما را فرسوده خواهد کرد؟ ایشان سراغ یک سؤال بسیار فلسفی رفته و این خیلی جسارت میخواهد.» وی با بیان این که داستان کتاب مبتنی بر واقعیتی پیرامونی است، خاطرنشان کرد: «دسترسی آسان به منابع اول به نویسنده کمک کرده، اما پرداختن به این سؤال جسارت میطلبد. موضوعی را انتخاب کرده که همه ما هستیم.»
مولایی با بیان این که پاسخ به این پرسش، معنای رنجها را تغییر میدهد، تصریح کرد: «اگر ما به این پرسش پاسخ دهیم، بسیاری از رنجها معنا پیدا میکنند و به تجربه، عبرت و فرصت تبدیل میشوند.» این شاعر و نویسنده پاکدشتی در ادامه تأکید کرد: «من احساس میکنم این کتاب به یکی از پرسشهای بنیادین انسان پرداخته و خوب هم پرداخته است. نویسنده کارش را بلد است.»
نویسنده جوان فضاسازی اضافی ندارد و شخصیتپردازی را به قاعده انجام داده است
مولایی با بیان این که نویسنده کتاب کارش را بلد بوده است، اظهار داشت: «من خودم خیلی توصیفی مینویسم و بسیاری از نویسندههای قدیمی هم توصیفی مینویسند؛ توصیف خوب است، اما فضاسازی زیادی و پرتی دارد. من ندیدم که نویسنده نوجوان این کتاب فضاسازی اضافی داشته باشد؛ فضاسازی کاملاً مطلوب و در خدمت داستان و روایت است.» وی با اشاره به شخصیتپردازی اثر، تصریح کرد: «شخصیت را نه بولدش کرده، نه تحقیرش کرده و نه به خاطر قهرمان داستان، دیگران را زیر سؤال برده است. اینها تکنیکهای داستاننویسی است و همه را به قاعده استفاده کرده؛ شخصیتپردازیاش بسیار خوب و فضاسازیاش عالی است.»
مولایی با اشاره به پیرنگ داستان، خاطرنشان کرد: «پیرنگ، ستون فقرات داستان است. پیرنگ بسیار سلیس و جذاب است و من خودم وقتی کتاب را خواندم، همیشه میخواستم تمام شود تا ببینم سرنوشت شخصیت داستان که اسمش عزیز است، به کجا ختم خواهد شد.»
عزیز از یتیمی و فقر تا رسیدن به روزنه امید، مسیری تراژیک را طی میکند
مولایی با اشاره به سرگذشت شخصیت اصلی، یادآور شد: «عزیز در نوجوانی یتیم میشود و فقر و ناداری مالی را تجربه میکند؛ این خودش یک تراژدی و موضوعی بسیار سنگین است. وقتی یک ذره قد میکشد، خودش را در تهران گم میکند؛ برادرش گم میشود و خواهرش با داعش کوچ کرده و یک عمر طول میکشد تا آنها را پیدا کند و این پیدا کردن، همان روزنه امیدی است که بعد از شبی سیاه، سفید میشود.»
پایان داستان، فرجامی شگرف و قشنگ دارد
مولایی با اشاره به ناکامی عاطفی شخصیت داستان، تصریح کرد: «دخترخانمی که دوست داشته، پشت پا میزند به تعهدش و ازدواج میکند و باز هم یک ناکامی سنگین را تحمل میکند. اما قصه در جای قشنگی تمام میشود؛ آقای عزیز با نوه آن خانم که اسمش ثریاست بر سر سفره عقد مینشینند و بعد از عمری همدیگر را در یک امر مبارک میبینند. پایان فوقالعاده است و فرجام بسیار شگرف و قشنگی دارد.»
خرید یک کتاب از سوی هر نفر، برای نویسنده دهها کتاب میسازد
مولایی با بیان این که فرصت کوتاه است و دوست داشت بیشتر درباره کتاب صحبت کند، تأکید کرد: «انشاءالله حتماً نقد و بررسی برگزار خواهیم کرد. من نقد نمیکنم چون جلسه نقد نیست، ولی معرفی کردم که کتاب یکی از کارهای فرهنگی و درخور است. ما هر کدام یک کتاب اگر بخریم، شاید برای ما یک کتاب باشد، ولی برای نویسنده دهها کتاب گفته میشود و این فرهنگ باید جا بیفتد.» وی با اشاره به ضرورت حمایت درونی از نویسندگان، خاطرنشان کرد: «ما نباید انتظار داشته باشیم از بیرون بیایند و از ما حمایت کنند؛ خودمان باید درونزا این کار را انجام دهیم. اگر کتاب جایی عرضه شده تهیه کنیم تا این فرهنگ جا بیفتد؛ وگرنه نویسنده رسالتش را انجام داده و این کار ماست که حمایت کنیم.»
وی در پایان با تقدیر از ویراستار کتاب، یادآور شد: «جا دارد از خانم انصاری که ویراستاری کتاب را کردند تشکر کنیم؛ چون ویراستاری داستان خیلی مهم است و گاهی با یک گیومه معنایش عوض میشود.»
مولایی در پایان کتاب «پدر صبر» را یکی از کارهای فرهنگی درخور دانسته و با تأکید بر ضرورت حمایت درونی از نویسندگان جوان، از حاضران خواست با خرید کتاب از این قلم نوپا حمایت کنند.
ارسال دیدگاه