«پانا» در آستانه سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان، تاریخ این رویداد را مرور میکند؛ قسمت ششم
از «شاخ گاو» تا «بچههای آسمان»؛ اوج سینمای کودک و کوچ پرحاشیه جشنواره به کرمان
تهران (پانا) - یازدهمین دوره جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان با افزایش تولیدات، رقابت ۱۲ فیلم ایرانی و حضور آثاری چون «شاخ گاو»، «کاکادو» و «به خاطر هانیه»، نشانههای یک دوران پربار را آشکار کرد؛ اما جشنواره یک سال بعد اصفهان را ترک کرد و به کرمان رفت. دورهای که باوجود نمایش «بچههای آسمان»، «خواهران غریب» و «کیسه برنج»، زیر سایه حاشیههای اجرایی قرار گرفت و نخستین و آخرین میزبانی کرمان را رقم زد.
در نیمه نخست دهه ۷۰، سینمای کودک ایران دیگر فقط به چند فیلم پراکنده و مناسبتی محدود نبود. فیلمسازان شناختهشدهای به این حوزه وارد شده بودند، تولیدات سینمایی و ویدئویی افزایش یافته بود و جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان میتوانست در یک دوره، مجموعهای متنوع از آثار واقعگرا، فانتزی، اقتباسی، بومی و اجتماعی را کنار هم قرار دهد.
یازدهمین دوره جشنواره، تصویری امیدوارکننده از این رونق ارائه کرد. برای نخستینبار ۱۲ فیلم بلند ایرانی به جشنواره رسیدند و نامهایی چون کیانوش عیاری، کیومرث پوراحمد، تهمینه میلانی، مجید مجیدی و عبدالله علیمراد در بخشهای مختلف دیده شدند.
یک سال بعد، این جریان با فیلمهایی چون «بچههای آسمان»، «خواهران غریب»، «کیسه برنج» و «تعطیلات تابستانی» ادامه پیدا کرد؛ اما خود جشنواره وارد مرحلهای پرحاشیه شد. پروانههای زرین پس از ۶ دوره حضور در اصفهان، به کرمان رفتند و تجربهای را رقم زدند که تنها یک دوره دوام آورد.
دورههای یازدهم و دوازدهم را میتوان کنار هم، روایت دو روی یک دوران دانست؛ دورانی که سینمای کودک از نظر تعداد فیلمسازان و آثار مهم به نقطهای کمنظیر رسیده بود، اما جشنواره از نظر مدیریت، زیرساخت و ثبات مکانی با چالش روبهرو شد.
دوره یازدهم؛ ۱۲ فیلم حاصل یک جریان تازه
یازدهمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان از ۸ تا ۱۴ مهر ۱۳۷۴ در اصفهان برگزار شد و حسین پاکدل برای دومین دوره پیاپی دبیری جشنواره را بر عهده داشت.
جشنواره در سه حوزه اصلی آثار خود را ارزیابی میکرد: مسابقه سینمای ایران، مسابقه بینالملل و آثار ویدئویی. فیلمهای بلند، کوتاه و نیمهبلند در بخشهای مختلف حضور داشتند و افزایش تولیدات ایرانی، امکان برگزاری رقابتی پرشمارتر از دورههای گذشته را فراهم کرده بود.
برای نخستینبار ۱۲ فیلم در بخش آثار بلند سینمای ایران حضور داشتند. «کاکادو» ساخته تهمینه میلانی، «شاخ گاو» به کارگردانی کیانوش عیاری، «به خاطر هانیه» ساخته کیومرث پوراحمد، «بشیر» به کارگردانی احمد رمضانزاده، «حسرت» ساخته محمد حسنزاده، «دشت ارغوانی» به کارگردانی نادر مقدس، «عصیان» ساخته حمید خیرالدین، «ماهپیشونی» ساخته علیاکبر کوهکی و جواد ارشاد، «مصائب عاشق فقیر» ساخته حسینعلی لیالستانی و «نگاهی دیگر» به کارگردانی حسین مختاری، از آثار این دوره بودند.
«خفتگان بیدار» به کارگردانی غلامحیدر اکبری و «قصههای بازار» ساخته عبدالله علیمراد نیز در بخش خارج از مسابقه نمایش داده شدند.
افزایش تعداد فیلمها صرفاً یک رکورد آماری نبود. این فهرست نشان میداد سینمای کودک توانسته فیلمسازانی با سبکها و جهانهای متفاوت را جذب کند؛ از سینمای واقعگرای کیانوش عیاری و فضای بومی آثار کیومرث پوراحمد تا تجربه تهمینه میلانی و انیمیشنهای عبدالله علیمراد.
در بخش فیلمهای نیمهبلند و کوتاه نیز ۲۰ اثر به رقابت رسیدند که نامهایی چون مجید مجیدی، حمید نعمتالله، امیرشهاب رضویان، احمدرضا گرشاسبی و علی شاهحاتمی در میان سازندگان آنها دیده میشد.
جشنواره دیگر تنها محل نمایش آثار فیلمسازان تثبیتشده نبود؛ میتوانست به سکوی ورود فیلمسازانی تبدیل شود که بعدها مسیرهای مهمی در سینمای ایران پیدا کردند.
«شاخ گاو»؛ ماجراجویی کودکانه با یک پشتوانه ادبی
پروانه زرین بهترین فیلم بلند سینمای ایران در دوره یازدهم به «شاخ گاو» ساخته کیانوش عیاری رسید؛ فیلمی اقتباسی که داستانش با الهام از رمان «امیل و کارآگاهان» نوشته اریش کستنر شکل گرفته بود.
«شاخ گاو» ماجرای نوجوانی شهرستانی را دنبال میکرد که برای پیداکردن پدرش وارد تهران میشود و درگیر موقعیتهایی تازه و پیشبینیناپذیر میشود. فیلم از الگوی ماجراجویی استفاده میکرد، اما در پس این ماجرا، تصویری از شهر، فاصلههای اجتماعی و تجربه مواجهه یک نوجوان با جهانی ناآشنا نیز ارائه میداد.
اهمیت «شاخ گاو» در این بود که سینمای کودک را به سرگرمی صرف تقلیل نمیداد، اما از سوی دیگر، روایت را زیر بار مفاهیم پیچیده بزرگسالانه نیز از حرکت بازنمیداشت. قصه، حادثه و کشف در مرکز فیلم قرار داشتند و مسائل اجتماعی در دل همین ماجراجویی روایت میشدند.
اقتباس از یک اثر ادبی شناختهشده نیز ظرفیت فراموششدهای را یادآوری میکرد: ادبیات کودک و نوجوان میتواند یکی از اصلیترین منابع فیلمنامه برای این سینما باشد. تجربهای که در سینمای جهان بارها موفق بوده، اما در ایران هرگز به یک جریان مستمر تبدیل نشده است.
در همین دوره، «خدا میآید» ساخته مجید مجیدی پروانه زرین بهترین فیلم نیمهبلند سینمای ایران را دریافت کرد. در مسابقه بینالملل نیز «الفبای یاغی» ساخته ایویند یورفالد از نروژ بهترین فیلم کوتاه شد و «افسانه سه جواهر» ساخته میشل خلیفی، محصول مشترک فلسطین، بلژیک و انگلستان، جایزه بهترین فیلم بلند را به دست آورد.
«به خاطر هانیه»؛ جغرافیایی فراتر از تهران
یکی از آثار مهم دوره یازدهم، «به خاطر هانیه» ساخته کیومرث پوراحمد بود؛ فیلمی که قصه خود را در فضای جنوب ایران روایت میکرد و از آیینها، باورها، دریا و زیست بومی منطقه برای شکلدادن جهان داستان استفاده میکرد.
فیلم داستان ناخدا علو را روایت میکرد که پس از یک حادثه دریایی، از سوی مردم مقصر شناخته میشود و برای نجات هانیه، دختر معلولش، باید مسیری دشوار را پشت سر بگذارد.
حضور این فیلم در جشنواره اهمیت دیگری نیز داشت. سینمای کودک و نوجوان ایران میتوانست از محدوده آپارتمانها، مدارس و خیابانهای تهران خارج شود و قصههای کودکان مناطق مختلف کشور را روایت کند.
کودکی در جنوب، شمال، روستا، مناطق مرزی یا محلههای کمبرخوردار، تجربهای متفاوت از زندگی دارد. سینمای کودک زمانی میتواند نماینده کودکان ایران باشد که این تنوع جغرافیایی، زبانی و فرهنگی را به رسمیت بشناسد.
«به خاطر هانیه» به همراه «حکایت شیرین» ساخته محمدرضا عابدی، تندیس «گل آفتابگردان» داوران کودک و نوجوان را دریافت کرد. این انتخاب نشان میداد مخاطبان نوجوان نیز میتوانند با فیلمی بومی و متفاوت ارتباط برقرار کنند؛ اثری که بهجای تقلید از الگوهای تکراری، جهان خود را از دل فرهنگ و جغرافیای ایرانی میسازد.
رأی نوجوانان به «آن مرد آمد»
در بخش آثار ویدئویی، هیئت داوران نوجوان فیلم «آن مرد آمد» ساخته بهمن قبادی را بهعنوان اثر برتر بخش ملی انتخاب کرد.
حضور داوران نوجوان در ارزیابی آثار ویدئویی، ادامه مسیری بود که از دوره هفتم آغاز شده بود. نوجوانان دیگر فقط مهمانان رنگارنگ مراسم افتتاحیه و اختتامیه نبودند؛ رأی آنان میتوانست در کنار داوری حرفهای ثبت شود و فیلم برگزیده خود را معرفی کند.
این اتفاق بهویژه برای آثاری اهمیت داشت که مخاطب مستقیمشان کودکان و نوجوانان بودند. ممکن بود فیلمی از نظر فنی تحسین منتقدان را برانگیزد، اما نتواند با مخاطب هدف خود ارتباط برقرار کند. از سوی دیگر، محبوبیت نزد کودکان نیز نمیتوانست ضعفهای سینمایی را بهطور کامل پنهان کند.
قرارگرفتن این دو داوری در کنار هم، تصویری دقیقتر از موفقیت یک فیلم ارائه میداد: کیفیت هنری از نگاه متخصصان و قدرت ارتباط از نگاه مخاطبان اصلی.
از «تام و جری» تا کودکان فلسطین
برنامههای جنبی دوره یازدهم نیز گستردگی قابلتوجهی داشتند. مرور آثار یری ترنکا، هنرمند تأثیرگذار سینمای عروسکی، بزرگداشت جان هالاس، برنامهای درباره فیلمهای ساتیاجیت رای، «یک روز با ابراهیم فروزش» و مرور آثار باستر کیتون از جمله این بخشها بودند.
در بخش «برگزیدههای انسی ۱۹۹۵»، ۳۱ انیمیشن منتخب جشنواره انسی به نمایش درآمد. همچنین برنامههایی برای نمایش انیمیشنهای لهستان، آثار دانشجویان واحد انیمیشن دانشکده صداوسیما و مجموعهای از «تام و جری» در نظر گرفته شده بود.
شش فیلم با موضوع کودکان و نوجوانان فلسطینی نیز در بخش غیررقابتی نمایش داده شدند. این بخش نشان میداد جشنواره در کنار سرگرمی و آموزش، به شرایط کودکان درگیر جنگ و اشغال نیز توجه دارد.
مرور آثار عباس کیارستمی و علیاکبر صادقی در بخش «بهترینهای یک عمر» و نمایش فیلمهایی از چارلی چاپلین و جری لوئیس در بخش «کمدینهای بزرگ»، جشنواره را به محل تلاقی سینمای کودک با تاریخ سینما تبدیل کرده بود.
دوره یازدهم از نظر تعداد آثار، تنوع فیلمسازان و بخشهای جنبی، نشانههای یک جشنواره تثبیتشده را داشت. اما درست در زمانی که پیوند جشنواره با اصفهان شکل گرفته بود، تصمیمی تازه مسیر آن را تغییر داد.
خداحافظی ناگهانی با اصفهان
جشنواره از دوره ششم تا یازدهم، ۶ دوره پیاپی در اصفهان برگزار شده بود. در این مدت، شهر به بخشی از هویت رویداد تبدیل شد و نسلهایی از کودکان اصفهانی با سالنها، داوریها و فضای شهری جشنواره خاطره ساختند.
بااینحال، دوازدهمین دوره از اصفهان جدا شد و به کرمان رفت. این جابهجایی، تنها تغییر یک نشانی نبود. جشنوارهای که برای تثبیت هویت خود به پیوندی پایدار با مخاطب و شهر میزبان نیاز داشت، بار دیگر در معرض بیثباتی قرار گرفت.
انتقال رویدادهای فرهنگی به شهرهای مختلف میتواند فرصت مهمی برای گسترش عدالت فرهنگی باشد؛ بهویژه برای کودکانی که دسترسی محدودی به سینما و برنامههای هنری دارند. اما چنین انتقالی زمانی موفق خواهد بود که زیرساخت نمایش، برنامهریزی اجرایی، نیروی انسانی، ارتباط با مدارس و مشارکت شهری از پیش آماده شده باشد.
دوره دوازدهم نشان داد تغییر شهر میزبان، اگر بدون فراهمکردن این مقدمات انجام شود، میتواند خود جشنواره و حتی دستاوردهای سینمایی آن را زیر سایه حاشیهها قرار دهد.
دوره دوازدهم؛ پروانهها در کرمان
دوازدهمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان از ۱۴ تا ۲۰ مهر ۱۳۷۵ به دبیری علیاصغر غلامرضایی در کرمان برگزار شد. این نخستین دوره پس از استقلال جشنواره بود که شهری غیر از اصفهان میزبانی آن را بر عهده میگرفت.
آثار در سه بخش مسابقه سینمای ایران، مسابقه بینالملل و آثار ویدئویی داوری شدند. در بخش فیلمهای بلند سینمای ایران، ۱۵ اثر حضور داشتند؛ آماری که از ادامه رشد تولید در این حوزه خبر میداد.
«بچههای آسمان» و «پدر» ساخته مجید مجیدی، «خواهران غریب» به کارگردانی کیومرث پوراحمد، «کیسه برنج» ساخته محمدعلی طالبی و «تعطیلات تابستانی» به کارگردانی فریدون حسنپور، از مهمترین فیلمهای این دوره بودند.
قرارگرفتن این آثار در یک دوره، کیفیت متفاوت سینمای کودک آن سالها را آشکار میکند. هرکدام از این فیلمها زبان، جهان و لحن خود را داشتند؛ اما همگی کودک را شخصیتی جدی و دارای مسئله میدیدند.
عزتالله انتظامی، کمال تبریزی، پوران درخشنده، مصطفی رحماندوست و علیاکبر قاضینظام، اعضای هیئت داوران بخش سینمای ایران بودند؛ ترکیبی از بازیگری، کارگردانی، ادبیات کودک و فیلمنامهنویسی که میتوانست آثار را از منظرهای گوناگون بررسی کند.
سه فیلم ماندگار، سه تصویر از کودکی
«بچههای آسمان»، «خواهران غریب» و «کیسه برنج» سه نمونه متفاوت از سینمای کودک ایران بودند که در دوره دوازدهم حضور داشتند.
«بچههای آسمان» مسئلهای به ظاهر کوچک را به قلب یک درام انسانی تبدیل میکرد؛ گمشدن کفشهای زهرا و تلاش علی برای جبران آن. فیلم بدون ترحمفروشی، فقر را از نگاه کودکان روایت میکرد و نشان میداد یک جفت کفش میتواند تمام جهان دو کودک باشد.
مجید مجیدی در این دوره با دو فیلم «پدر» و «بچههای آسمان» حضور داشت و «پدر» موفق به دریافت جایزه ویژه هیئت داوران شد. هر دو اثر، کودک و نوجوان را در مواجهه با مسئولیت، فقدان و فشارهای زندگی قرار میدادند.
«خواهران غریب» از سوی دیگر، قصهای خانوادگی، موسیقایی و پرمخاطب بود. کیومرث پوراحمد با تکیه بر بازی کودکان، موسیقی و ماجرای جابهجایی دو خواهر، فیلمی ساخت که میتوانست مخاطب کودک و خانواده را همزمان همراه کند.
«کیسه برنج» نیز از رابطه یک دختربچه با پیرزنی سالخورده، روایتی ساده اما انسانی میساخت. فیلم بهجای حادثههای بزرگ، بر جزئیات زندگی روزمره، همراهی میان دو نسل و تجربه حضور کودک در شهر متمرکز بود.
این سه فیلم ثابت میکردند سینمای کودک برای موفقیت به یک نسخه واحد نیاز ندارد. یک فیلم میتواند تلخ و واقعگرا باشد، دیگری با موسیقی و ماجرای خانوادگی پیش برود و سومی از یک اتفاق کوچک روزمره، قصهای اثرگذار بسازد.
مهم آن بود که فیلم، جهان کودک را از درون بشناسد و او را به ابزاری برای تحریک احساسات بزرگسالان تبدیل نکند.
پروانه زرین برای «کیسه برنج»
پروانه زرین بهترین فیلم بلند سینمای ایران در دوره دوازدهم به «کیسه برنج» ساخته محمدعلی طالبی رسید. «ماهی رنگینکمان» ساخته فرخنده ترابی نیز جایزه بهترین فیلم کوتاه را دریافت کرد.
در مسابقه بینالملل، «دختر کوههای شقایق» ساخته فرهاد مهرانفر از ایران، پروانه زرین بهترین فیلم کوتاه و نیمهبلند را به دست آورد و «بنجامین» ساخته گیزلی اسنر ارلینگسون از ایسلند بهعنوان بهترین فیلم بلند معرفی شد.
در بخش آثار ویدئویی نیز «ساز و عشق و ضریح» ساخته مهدی برقعی جایزه بهترین اثر ویدئویی ایران را گرفت و «آسان نبود» ساخته زهرا گوکدنیز از ترکیه، بهترین اثر ویدئویی بینالملل شد.
حضور بخش مستقل آثار ویدئویی بینالملل نشان میداد قالب ویدئو که تنها دو دوره قبل وارد جشنواره شده بود، بهسرعت گسترش یافته است. در بخش آثار ویدئویی ایران نیز ۵۴ فیلم حضور داشتند؛ عددی که از کاهش هزینهها و دسترسپذیرترشدن امکان تولید برای فیلمسازان خبر میداد.
اما افزایش تعداد آثار یک هشدار نیز با خود داشت: جشنواره باید میان گسترش امکان تولید و حفظ استانداردهای کیفی تعادل برقرار میکرد. ویدئو میتوانست راه ورود استعدادهای تازه باشد، اما نباید به محلی برای انباشتهشدن آثاری تبدیل میشد که تنها به دلیل کمهزینهبودن تولید شدهاند.
مرور ۷۵ انیمیشن ایرانی
یکی از بخشهای ارزشمند دوره دوازدهم، «چشمانداز نقاشی متحرکهای سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی» بود. در این بخش، ۷۵ انیمیشن ایرانی ساختهشده میان سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۴ به نمایش درآمدند.
گردآوری این تعداد اثر، جشنواره را به یک آرشیو زنده از مسیر پویانمایی ایران تبدیل میکرد. مخاطبان و فیلمسازان میتوانستند تغییر شیوههای ساخت، روایت، طراحی و موضوعات انیمیشن ایرانی را در فاصلهای ۱۶ساله مشاهده کنند.
اهمیت این بخش امروز بیشتر به چشم میآید؛ زمانی که انیمیشن به یکی از اصلیترین تکیهگاههای سینمای کودک ایران تبدیل شده است. مرور آن ۷۵ اثر نشان میداد موفقیتهای امروز انیمیشن، اتفاقی ناگهانی نیست و بر تجربه چند نسل از هنرمندان، بهویژه تولیدات کانون پرورش فکری، صبا و فیلمسازان مستقل استوار شده است.
مرور آثار هوشنگ مرادی کرمانی با عنوان «از کلام تا تصویر»، مرور فیلمهای مجید مجیدی و کامبوزیا پرتوی نیز از بخشهای مهم این دوره بودند. آثاری چون «گربه آوازهخوان»، «گلنار»، «روز امتحان»، «بدوک»، «چکمه» و «نان و شعر» در قالب این برنامهها دوباره به نمایش درآمدند.
«کودکان و نوجوانان سرزمینهای جاده ابریشم»، چشمانداز سینمای کودک چک و «کودکان و نوجوانان و دفاع مقدس» از دیگر بخشهای جنبی جشنواره در کرمان بودند.
وقتی حاشیهها از فیلمها جلو زدند
دوره دوازدهم با وجود برخورداری از یکی از مهمترین مجموعه فیلمهای ایرانی، نتوانست از حاشیههای اجرایی دور بماند. در گزارشهای آرشیوی این دوره، از بیبرنامگی، ضعف اجرایی و برخورد نامناسب با خبرنگاران سخن گفته شده است؛ حاشیههایی که بازتابشان گاه از خود فیلمها و جوایز جشنواره بیشتر شد.
این اتفاق یک آسیب جدی برای هر رویداد فرهنگی است. جشنواره زمانی موفق است که مدیریت اجرایی آن امکان دیدهشدن آثار را فراهم کند؛ نه آنکه فیلمها زیر سایه بینظمی، اختلاف و حاشیه ناپدید شوند.
رسانهها نیز بخشی از حافظه هر جشنوارهاند. اطلاعاتی که امروز از ادوار گذشته در دسترس است، نتیجه گزارشها، مصاحبهها، عکسها و نقدهایی است که خبرنگاران ثبت کردهاند. بیتوجهی به رسانه، تنها یک برخورد نامناسب در روزهای برگزاری نیست؛ به معنای آسیبزدن به حافظه تاریخی رویداد است.
مجموع این مشکلات باعث شد کرمان دیگر میزبان جشنواره کودک نباشد و دوره دوازدهم، نخستین و آخرین تجربه برگزاری این رویداد در این شهر باقی بماند.
آیا جشنواره باید در یک شهر ثابت بماند؟
انتقال جشنواره از اصفهان به کرمان، پرسشی را مطرح کرد که در دورههای بعد نیز بارها تکرار شد: جشنواره کودک باید خانهای ثابت داشته باشد یا میان شهرهای مختلف حرکت کند؟
برگزاری در شهرهای گوناگون میتواند کودکان بیشتری را به سینما نزدیک کند و امکانات فرهنگی را از تمرکز در چند شهر بزرگ خارج سازد. اما یک جشنواره بینالمللی برای ساختن هویت، تربیت مخاطب، ایجاد زیرساخت و جلب مشارکت نهادهای شهری به ثبات نیاز دارد.
اصفهان طی ۶ دوره، بهتدریج با جشنواره پیوند خورده بود. کودکان میدانستند در مهرماه باید منتظر پروانههای زرین باشند؛ مدارس، سینماها، خانوادهها و مدیریت شهری تجربه برگزاری پیدا کرده بودند و جشنواره بخشی از خاطره فرهنگی شهر شده بود.
انتقال ناگهانی، بدون ایجاد زیرساختی همسطح در شهر جدید، این سرمایه را در معرض فرسایش قرار میداد. تجربه کرمان نشان داد «چرخاندن» جشنواره در شهرهای مختلف، بدون برنامه بلندمدت، لزوماً به عدالت فرهنگی منجر نمیشود.
عدالت فرهنگی زمانی محقق میشود که نمایش فیلمهای کودک، سینمای سیار، برنامههای مدرسهای و اکران مستمر در شهرهای مختلف وجود داشته باشد؛ نه اینکه یک جشنواره برای چند روز به شهری برود و پس از پایان مراسم، همهچیز دوباره متوقف شود.
سینمایی در اوج، جشنوارهای در جستوجوی ثبات
دورههای یازدهم و دوازدهم از نظر فیلمها، یکی از درخشانترین مقاطع جشنواره را ساختند. «شاخ گاو»، «به خاطر هانیه»، «خدا میآید»، «بچههای آسمان»، «خواهران غریب»، «پدر» و «کیسه برنج»، تنها بخشی از آثاری بودند که در فاصله این دو دوره به جشنواره رسیدند.
تنوع این فیلمها نشان میداد سینمای کودک ایران در میانه دهه ۷۰ هم فیلمساز داشت، هم قصه، هم مخاطب و هم ظرفیت حضور جهانی. فیلمها از ادبیات اقتباس میکردند، به جغرافیای متنوع ایران میرفتند، فقر و خانواده را روایت میکردند و در عین حال از ماجراجویی، موسیقی و تخیل نیز فاصله نمیگرفتند.
اما همزمان، جشنواره ثبات خود را از دست داد. خروج از اصفهان و تجربه پرحاشیه کرمان نشان داد رونق تولید، بهتنهایی برای موفقیت یک رویداد کافی نیست. جشنواره به مدیریت منسجم، زیرساخت، ارتباط با رسانه و پیوند پایدار با مخاطب نیاز دارد.
در دوره یازدهم، ۱۲ فیلم ایرانی از رشد سینمای کودک خبر میدادند و در دوره دوازدهم، ۱۵ فیلم بلند و ۵۴ اثر ویدئویی این رشد را ادامه دادند؛ بااینحال، آنچه از میزبانی کرمان در حافظه تاریخی باقی ماند، تنها فیلمهای مهمش نبود، بلکه حاشیههایی بود که اجازه ندادند این دوره در اندازه آثارش دیده شود.
پروانهها از اصفهان به کرمان رفتند، اما هنوز سفرشان تمام نشده بود. جشنواره پس از این تجربه، بار دیگر تغییر مسیر داد؛ تغییری که اعتراض کودکان و فرهنگیان اصفهانی را نیز به دنبال داشت.
ادامه دارد...
در قسمت هفتم پرونده «کودکی روی پرده»، دورههای سیزدهم و چهاردهم را مرور میکنیم؛ از انتقال جشنواره به تهران، وقفه یکساله و طومار اعتراضی اصفهانیها تا بازگشت پروانهها به اصفهان و درخشش «رنگ خدا»، «بید و باد» و «کودک و سرباز».
ارسال دیدگاه