خاطرات یک مادربزرگ از نسل کشی ارامنه

تهران (پانا) - کتاب «باد اشک های مادربزرگم را با خود برد» اثر آنی رومند به زودی با ترجمه شیرکو جهانی اصل توسط انتشارات امیرکبیر منتشر و راهی بازار نشر می شود.

کد مطلب: ۱۷۲۴۷۴۹
لینک کوتاه کپی شد
خاطرات یک مادربزرگ از نسل کشی ارامنه

به گزارش خبرنگار فرهنگی پانا، کتاب کتاب «باد اشک های مادربزرگم را با خود برد» اثر آنی رومند به زودی با ترجمه شیرکو جهانی اصل توسط انتشارات امیرکبیر منتشر و راهی بازار نشر می شود. این کتاب یکی از عناوین مجموعه «داستان خارجی» است که این ناشر منتشر می کند. 

آنی رومند نویسنده این کتاب، بازیگر، مترجم و نویسنده فرانسوی است که سال ۲۰۱۵ با «باد اشک های مادربزرگم را با خود برد» قدم به دنیای نویسندگی گذاشت. او از سال ۲۰۰۶ مدیریت برنامه ادبی «یک فصل نوبل» را بر عهده دارد که با هدف برانگیختن علاقه مخاطبان فرانسوی به آثار برندگان جایزه نوبل ادبیات برگزار می شود. 

ماجرای نوشتن این کتاب مربوط به یک اتفاق است که سال ۲۰۱۴ افتاد؛ وقتی آنی رومند مشغول مرور اسناد خانوادگی اش بود، یک دفترچه خاطرات پیدا کرد که به قلم مادربزرگش نوشته شده بود و خاطرات دردناک سفر طولانی زنان و کودکانی را شامل می شد که سال ۱۹۱۵ در جریان نسل کشی ارامنه توسط ترکان عثمانی، به سمت بیابان و مرگ رانده شدند. مادربزرگ مورد اشاره در این دفترچه، خاطرات وحشی گری هایی را که خود و همراهانش تحمل کردند، به طور پنهانی ثبت کرده بود.

مادر بزرگ آنی رومند توانست به فرانسه فرار کرده و در شهر مارسی اقامت کند. آنی رومند در امتداد آن زندگی متولد شد و کنار مادربزرگش رشد کرد و بزرگ شد. خاطرات کشتار دختر شش ماهه، شوهر و دیگر اعضای خانواده مادربزرگ، چیزی بود که رومند بارها از زبان مادربزرگش شنید. کتاب «باد اشک های مادربزرگم را با خود برد» دربرگیرنده گزیده هایی از دفترچه خاطرات مادربزرگ نویسنده است. 

کتاب پیش رو توسط مادلین گوستافسون از فرانسه به سوئدی و توسط شیرکو جهانی اصل از سوئدی به فارسی ترجمه شده است. 

اما مادربزرگی که خاطرات کتاب را نوشته، سرپوهی هوواگیان نام دارد که سال ۱۸۹۳ در یک خانواده اشرافی ارمنی در سامسون – شهری بندری در سواحل دریای سیاه ترکیه – متولد شد. در جوانی همراه پدرش که یک مهندس راه آهن بود، به فلسطین رفت و آن جا ضمن تحصیل، زبان های ارمنی و فرانسوی را آموخت. هوواگیان پس از مرگ پدرش به زادگاه خود بازگشت و در ۱۵ سالگی با یک تاجر ثروتمند توتون در شهر بندری ترابزون ازدواج کرد. حاصل این ازدواج ۴ فرزند بود که ۲ نفرشان تا اوایل نسل کشی ارامنه در آوریل ۱۹۱۵ زنده بودند.

شوهر هوواگیان و سایر مردان ارمنی شهر ترابزون، در همان روزهای اول نسل کشی، از خانه بیرون کشیده شده و به قتل رسیدند. نوزاد کوچک خانواده نیز بلافاصله به قتل رسید و سرپوهی و پسر چهارساله اش به یکی از کاروان های تبعید ارمنی ها فرستاده شدند که به سمت جنوب در حرکت بود. او در شرایط سختی شاهد مرگ بسیاری از همراهانش شد و برای این که پسرش را زنده نگه دارد، او را به یک زن کشاورز سپرد و خود از چنگ دشمنش فرار کرد. سرپوهی خود را به سواحل دریای سیاه رساند و برای ۲ سال در پناهگاهی مخفی، دور از چشم ترک های عثمانی زندگی کرد. پس از بازگشت شرایط گذشته و آرامش نسبی، سال ۱۹۱۸ به استانبول رفت تا بازماندگان خانواده اش را پیدا کند. او در تلاش برای پیدا کردن پسرش، همچنان به نوشتن در دفترچه یادداشت مخفی خود مشغول بود. 

دفترچه مورد اشاره، فصل هایی به زبان های ارمنی و فرانسوی دارد و در نهایت توسط نوه سرپوهی یعنی آنی رومند کشف شد. 

در قسمتی از ترجمه فارسی کتاب «باد اشک های مادربزرگم را با خود برد» می خوانیم:

یک هفته طول کشید تا با اسب به گیرسون برسیم. ما هشت نفر بودیم و پس از هشت روز سواری در جاده هایی که در سرمای شدید یخ زده بودند، در نهایت به گیرسون رسیدیم. عاقبت چشممان به چهره انسان ها خورد. و آن لحظه ها برای همیشه در خاطرم باقی خواهند ماند. 

برخی از افراد وقتی زیر بار مشکلات فراوان قرار می گیرند، افسرده می شوند، در حالی که دیگران در خانه ای آرام، در کنار فرزندانشان، به زندگی ادامه می دهند. کسی که همیشه زندگی آرامی داشته است، هرگز نمی تواند حال کسی که رنج می کشد را درک کند. تو می توانی هرچقدر که بخواهی توضیح بدهی و شرح دهی، اما در واقع، تنها کسی که فاجعه را تجربه کرده باشد، می تواند آن را بفهمد.

ما در تاریخ ۲۵ اکتبر ۱۹۱۵ وارد گیرسون شدیم. من چهار ماه در خانه خانواده «س...» ماندم. آن ها از من مانند یکی از فرزندانشان مراقبت می کردند. اما پس از مدتی به اداره دولتی احضار شدم. مسئولین گفتند که چون یونانی ها اتباع روسیه هستند، یک ارمنی نمی تواند نزد آن ها بماند. (به گفته آنان) من حتما باید در خانه یک ترک اقامت داشته باشم. این هم مشکلی دیگر بود!

این کتاب به زودی با ۱۴۰ صفحه مصور و شمارگان ۵۰۰ نسخه وارد بازار می شود. 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار