حمیدرضا کاظمی پور*

«نقش تئاتر در تقویت خلاقیت کودکان»

همان‌طور که به خوبی می‌دانیم تمامی متخصصان بر این موضوع همداستان می باشند که دنیای ذهنی کودکان به مراتب ، خلاق تر ، پر نشاط‌تر ، جذاب‌تر و پویاتر از بزرگسالان است و این پویایی و خلاقیت از آنجا نشات می‌گیرد که کودک اساسا درگیر قواعد ،قوانین و چارچوب های بسته بزرگسالان نیست چرا که به واسطه شرایط سنی ،دنیا را از زاویه دید خود نگاه کرده و لذا برای رسیدن به پاسخ سوال هایش ، جسورانه دست به اقدام می زند و قطعا در این مسیر عاقبت اندیشی در کار نیست چرا که دنیای کودک بسیار فراتر و فانتزی تر از جهان عقلی بزرگسالان است .

کد مطلب: ۱۷۲۱۰۲۳
لینک کوتاه کپی شد
«نقش تئاتر در تقویت خلاقیت کودکان»

پاسخ به این سوال که چگونه می توانیم این جهان بکر و خلاقانه کودکان را با رویکردهای عقلی و منطقی خود مسدود نکنیم و قدرت تخیل و فانتزی را در آنها از بین نبریم ، بسیار حائز اهمیت است و لذا در این مسیر نقش انواع هنرها ، به شدت قابل توجه و ارزیابی است . اما در این مقال اندک صرفا به نقش تاتر و هنرهای نمایشی در تقویت خلاقیت کودکان به اختصار اشاره خواهد شد .

در ابتدا برای اینکه بتوانیم درک درستی از مبحث مورد نظر داشته باشیم بهتر است به تعریف ساده ای از خلاقیت در کودکان نزدیک شویم 

خلاقیت در کودکان یعنی تواناییِ دیدنِ دنیا با چشمانی تازه و حل کردنِ مسائل به روش‌هایی که برای خودشان کاملاً نو و منحصربه‌فرد است،به زبان خیلی ساده‌تر، خلاقیت کودک یعنی،بازی کردن با ایده‌ها است .

توجه داشته باشیم که خلاقیت کودکان برخلاف بزرگسالان، نتیجه‌محور نیست، بزرگسالان برای تولید یک اثر خلاق می‌شوند، اما کودکان به خاطر خودِ فرآیند کشف کردن خلاقیت نشان می‌دهند و آنها از اشتباه کردن نمی‌ترسند، چون هنوز تعریف درست و غلطی از اشتباه در ذهنشان شکل نگرفته است.

حالا با مفهوم ارائه شده بهتر می توان به نقش تاتر در تقویت این قوای خلاقه در کودکان اشاره نمود .

در فعالیت‌های نمایشی، کودک مجاز است که بدون ترس از قضاوت، به کاوش در هویت‌های گوناگون بپردازد، او می‌تواند یک درخت، یک اژدها، یا حتی یک ستاره باشد و این جابه‌جاییِ نقش‌ها، مرزهای خود و دیگری را کمرنگ کرده و به کودک می‌آموزد که جهان، فقط آن‌گونه که بزرگسالان تعریف کرده‌اند، نیست.

همانطور که همگان می دانیم یکی از ارکان اصلی تئاتر، بداهه‌پردازی است. در بداهه‌سازی، هیچ نوشته ی از پیش‌تعیین‌شده‌ای وجود ندارد و کودک ناچار است در لحظه، پاسخِ مناسبی برای موقعیتِ پیش‌آمده بیابد و ازآنجاکه در بداهه، اشتباه معنا ندارد و هر حرکت می‌تواند به بخشی از داستان تبدیل شود، کودک ترس از خطا را فراموش می‌کند و این، گران‌بهاترین هدیه‌ای است که تئاتر به خلاقیت او می‌دهد یعنی آزادیِ آزمون‌و‌خطا بدونِ پیامدِ سرزنش.

نکته ثابل تامل دیگر در این بحث این است که در تئاتر کودک، معمولاً داستان به‌طور مشارکتی ساخته می‌شود، هر کودک بخشی از روایت را پیش می‌برد و باید ایده‌ی خود را با ایده‌ی دیگران پیوند دهد. این هم‌افزایی، به کودک می‌آموزد که یک موقعیتِ نمایشی واحد، ده‌ها سرانجامِ ممکن دارد و هیچ‌کدام غلط نیستند و این دقیقاً مقابلِ نگاهِ تک‌پاسخِ بزرگسالانه قرار دارد و در خلال آن است که کودک داستان پردازی جمعی و بسط ایده را به خوبی یاد می گیرد .

نکتهٔ بسیار ظریف و حیاتی در این میان، آن است که مربیان و والدین نباید تئاتر کودک را به ابزاری برای آموزشِ مستقیمِ یا منتقل‌کردنِ چارچوب‌های عقلیِ خود تبدیل کنند و وظیفهٔ بزرگسال، نه هدایتِ کودک به سمتِ پاسخ‌های ازپیش‌تعیین‌شده، بلکه فراهم‌آوردنِ صحنه‌ای امن است که در آن، اشتباه، کشفِ تازه معنا شود و هر پایانِ غیرمنتظره‌ای، آغازِ قصه‌ای دیگر باشد.

در پایان باید گفت تئاتر، با تکیه بر عناصری همچون نقش‌آفرینی، بداهه‌سازی، داستان‌پردازیِ جمعی و هم‌ذات‌پنداری، بستری منحصربه‌فرد برای حفظ و پرورشِ آن جهانِ خلاقانه و فانتزیِ کودک فراهم می‌آورد، این هنر، به‌جای آنکه کودک را با شبکه‌ای از قواعدِ عقلی محدود کند، قوّهٔ تخیل او را به‌مثابهٔ موتورِ اصلیِ یادگیری و کشف به کار می‌گیرد ، درواقع، تئاتر به کودک اجازه می‌دهد که پیش از آنکه بزرگسالانِ نتیجه‌گرا شوند، همچنان کاشفانی بی‌پروا باقی بمانند؛ کاشفانی که دنیا را نه با چارچوب، که با پرسش و بازی می‌شناسند.

دبیر بخش فیلم و هنرهای نمایشی وزارت آموزش و پرورش

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار