قمارباز؛ روایتی جذاب اما کوتاه از جنگ ۱۲روزه
تهران (پانا) - فیلم قمارباز، روایتگر حمله سایبری به یکی از بانکهای کشور در جنگ ۱۲ روزه است. فیلم با محدود کردن موقعیت به یک لوکیشن اصلی (آپارتمان شخصیت اصلی) و تقابل روانی یک مأمور امنیتی و یک مظنون، تلاش میکند فضایی پرتنش و معمایی خلق کند.
ریتم کُند فیلم و عدم بهرهگیری کافی از عناصر بصری هیجانانگیز از تأثیر نهایی آن کاسته است. «قمارباز» با وجود نقاط قوتی مانند فیلمنامه منسجم و بازیهای قابل قبول به دلیل اتکای بیش از حد به دیالوگ و افت ریتم نتوانسته به یک نمونه کامل در ژانر تریلر امنیتی تبدیل شود.
فیلم سینمایی «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری، یکی از آثار امنیتی قابل توجه سینمای ایران در سالهای اخیر است که در اکران نوروزی ۱۴۰۵ روی پرده رفته و تلاش میکند تصویری متفاوت از جنگهای ترکیبی و مدرن ارائه دهد. این فیلم که نخستین تجربه کارگردانی بلند بهاری محسوب میشود، به تهیهکنندگی سجاد نصراللهی و با حمایت بنیاد سینمایی فارابی تولید شده است. فیلمنامه اثر را بهجت شریف نوشته و بازیگرانی چون آرمین رحیمیان، شبنم قربانی و کوروش تهامی ایفای نقش میکنند. «قمارباز» نمونهای جالب توجه از تلاش سینمای ایران برای پیوند زدن دغدغههای کاملاً امروزی جنگ سایبری و امنیت اطلاعات با قالبهای آشنا ژانر معمایی است. داستان فیلم در بستر جنگ دوازدهروزه شکل میگیرد و حول یک حمله سایبری به یکی از بانکهای کشور میچرخد؛ بحرانی که در ظاهر یک اختلال فنی است، اما به تدریج ابعاد پیچیدهتری پیدا میکند و پای نفوذ، خیانت و بازیهای چندلایه امنیتی را به میان میکشد.
فیلم با محدود کردن موقعیت به یک لوکیشن اصلی (آپارتمان شخصیت اصلی)، روایت خود را در فضایی بسته و پرتنش پیش میبرد؛ جایی که شخصیتها در یک بازی ذهنی و امنیتی گرفتار شدهاند. نقطه قوت اصلی «قمارباز» را باید در فیلمنامه آن جستوجو کرد؛ فیلمنامهای دقیق و ظریف که از پرداخت هرگونه خردهداستان و ارائه اطلاعات غیرضروری پرهیز کرده است. گرههای داستان به موقع طرح و به موقع گشوده میشوند. با این حال، فیلم در مسیر تبدیل این ایده به تجربهای سینمایی فراگیر و مؤثر با چالشهایی دست و پنجه نرم میکند که ریشه در ناهماهنگی میان بستر پرتنش داستان، ریتم اجرا و محدودیتهای تولید دارد.
«قمارباز» در شب تولد فرید (با بازی کوروش تهامی)، برنامهنویس بانک مرکزی، آغاز میشود. باران، نامزد فرید، قرار است به دیدن او بیاید، اما فرید وقتی وارد خانه میشود با مردی غریبه در آشپزخانه روبرو میشود. این مرد، پیمان با بازی آرمین رحیمیان، مأمور امنیتی است که برای روشن شدن اتهامات یک معاون بانک، از فرید کمک میخواهد. داستان اصلی حول محور تقابل روانی یک مأمور و یک مظنون در فضایی بسته و تحت فشار زمانی میچرخد. فیلم با محدود کردن روایت به یک شب و یک لوکیشن اصلی، سعی دارد از پتانسیل ذاتی این موقعیت برای ایجاد تعلیق استفاده کند. اما آنچه در عمل رخ میدهد، روایتی است که گاهی درجا میزند و از کشش لازم برخوردار نیست. از نیمه فیلم به بعد، اثری از التهاب و تنش اولیه باقی نمیماند. گفتگوهای طولانی و کند، جایگزین تعلیقهای تصویری میشود و مخاطب برای رسیدن به نقطه اوج داستان، انتظاری طولانی را تحمل میکند. پایانبندی فیلم نیز تا حد زیادی قابل پیشبینی است و غافلگیری چندانی برای مخاطب ندارد.
در حوزه بازیگری، «قمارباز» عملکرد قابل قبولی به نمایش میگذارد. کوروش تهامی در نقش فرید، برنامهنویس تحت فشار، چهرهای آشنا و باورپذیر از یک متخصص گرفتار در مخمصه اخلاقی و امنیتی ارائه میدهد. حضور تهامی با توجه به سابقه طولانیاش، اعتباری به فضای فیلم میبخشد. آرمین رحیمیان در نقش پیمان، مأمور امنیتی، با ارائه یک بازی بیتکلف و خونسرد، سهم بهسزایی در دیده شدن فیلم دارد. کاراکتری که در باورپذیری عملکرد یک نیروی کارآزموده امنیتی، متفاوت و تأثیرگذار ظاهر میشود. خونسردی پیمان در رویارویی با پاسخهای فرید و اعتماد مستتر در نگاه و بیان او برای نتیجه دادن بازجویی در محملی متفاوت، نقشآفرینی او را به چشمان مخاطب مینشاند. شبنم قربانی نیز نقش مکمل خود را به عنوان نامزد فرید باورپذیر ایفا میکند، اما عمق شخصیت او به اندازه دو نقش اصلی پرداخته نشده است. مشکل اصلی اما در خود شخصیتپردازی و منطق رفتار آنها نهفته است. استراتژی مأمور برای استخراج حقیقت آنقدر پیچیده و چندلایه نیست که مخاطب را تا پایان همراهی کند.
موسیقی «مسعود سخاوتدوست» به اندازه و در کمترین فرصت ممکن نقش خود را ایفا میکند. همچنین طراحیهای چهره، لباس و صحنه که به دلیل به روز بودن موضوع پیچیدگی خاصی ندارند و در همراهی با دیگر اجزای فیلم هستند.
ارسال دیدگاه