چهره بی‌نقاب قدرت/ سرگردانی در دل یک بازی خطرناک

تهران (پانا) - تظاهر و ریا از آن دست مفاهیمی هستند که همیشه بستر مناسبی برای شکل‌گیری روایت‌های دراماتیک فراهم می‌کنند، قصه‌هایی درباره آدم‌هایی که خودِ واقعی‌شان برای رسیدن به خواسته‌ها کافی نیست بنابراین نقابی تازه می‌سازند و پشت آن پنهان می‌شوند.

کد مطلب: ۱۶۹۱۶۸۶
لینک کوتاه کپی شد
چهره بی‌نقاب قدرت/ سرگردانی در دل یک بازی خطرناک

 این پنهان‌کاری گاهی در قالب چهره‌ای مردمی بروز پیدا می‌کند، گاهی در هیبت فردی با اصالت و گاه در قامت انسانی آبرودار. در سریال «بدنام» حاج ابراهیم یکی از همین چهره‌هاست، تاجری بانفوذ که تلاش می‌کند تصویری درستکار از خود ارائه دهد اما نشانه‌ها خیلی زود پرده از واقعیتی دیگر برمی‌دارند.

قسمت سوم این مجموعه که جمعه پخش شد مسیر داستان را وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر می‌کند. تمرکز این بخش همزمان روی رابطه میان عماد و یلداست رابطه‌ای که از همان ابتدا بر پایه دروغ و وعده‌های توخالی شکل گرفته است. عماد با وجود داشتن همسر و فرزند به یلدا وعده ازدواج داده و زندگی دومی برای خود ساخته اما با پیش آمدن یک قرارداد سودآور همه چیز تغییر می‌کند. او برای به دست آوردن این معامله یلدا را به نوعی معامله می‌کند و به حاج ابراهیم نزدیک‌تر می‌کند مردی که خود نیز به یلدا علاقه‌مند شده است. این موقعیت یلدا را در موقعیتی بغرنج قرار می‌دهد، زنی که میان سه مرد گرفتار شده و هر کدام به شکلی در سرنوشتش دخیل هستند.

در این میان اسماعیل جایگاه متفاوتی دارد. او برخلاف پدرش وارد بازی‌های پشت‌پرده نشده و احساسش نسبت به یلدا صادقانه‌تر به نظر می‌رسد. اسماعیل نه تنها دل‌باخته یلدا شده بلکه در لحظه‌ای حیاتی جان او را نجات داده است. با این حال سرنوشت او نیز به نظر می‌رسد در مسیر تراژدی قرار گرفته چرا که درگیر عشقی شده که از ابتدا در فضایی آلوده به فریب شکل گرفته است.

اما قسمت سوم «بدنام» با چند چالش هم روبه‌روست. مهم‌ترین مسئله‌ نحوه پرداخت شخصیت یلداست. او در این قسمت بیشتر شبیه عنصری برای پیشبرد منافع دیگران عمل می‌کند تا شخصیتی مستقل با انگیزه‌های روشن. رفتارهایش گاهی مبهم است و مشخص نیست تصمیم‌هایش از ترس اجبار یا میل شخصی ناشی می‌شود. این ابهام اگرچه می‌تواند ترغیبی باشد تا مخاطب قصه را دنبال  کند اما تصمیماتش ابهام‌برانگیز است.

از سوی دیگر تصمیم عماد برای «واگذار کردن» یلدا به حاج ابراهیم با اینکه در راستای نشان دادن سقوط اخلاقی اوست، کمی شتاب‌زده به نظر می‌رسد. سریال فرصت بیشتری داشت تا این تغییر را تدریجی‌تر نشان دهد تا تأثیر آن عمیق‌تر شود. همچنین رابطه میان حاج ابراهیم و یلدا هنوز به اندازه کافی پرداخته نشده و نیاز به جزئیات بیشتری دارد تا باورپذیرتر شود.

هرچند ریتم کلی داستان همچنان حفظ شده است. گره‌های روایی متعدد و روابط پیچیده میان شخصیت‌ها مخاطب را کنجکاو نگه می‌دارد. پرسش اصلی حالا این است که یلدا چه مسیری را انتخاب خواهد کرد؟ آیا همچنان در بازی دیگران باقی می‌ماند یا راهی برای رهایی پیدا می‌کند؟ همچنین سرنوشت اسماعیل به عنوان شخصیتی که هنوز نشانه‌هایی از پاکی در او دیده می‌شود، می‌تواند به یکی از نقاط تعیین‌کننده ادامه داستان تبدیل شود.

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار