نساء نیکو*
نگاهی به فیلم جانشین/ سرگردان میان فیلم جنگی و پرتره فرمانده
تهران (پانا) - «جانشین» میخواهد هم یک فیلم جنگی کلاسیک دربارهی عملیات نصر ۴ باشد و هم پرترهای انسانی از شهید حسین املاکی؛ اما مسئله اینجاست که فیلم هیچوقت تصمیم نمیگیرد کدام را در اولویت بگذارد. نتیجه، اثری است که بیش از اندازه در وضعیت تعلیق باقی میماند و هرگز به اوج دراماتیک نمیرسد.
فیلمنامه، مهمترین ضعف «جانشین» است. روایت اصلی، یعنی فرماندهی املاکی در آستانهی عملیات، بارها با خردهروایتهایی قطع میشود که نه به پیشبرد داستان کمک میکنند و نه به شخصیتپردازی عمق میدهند. خط مربوط به منافقین، ناصر و خواهرش، و شخصیت مسعود، نمونهی روشن این پراکندگیاند. این بخشها نه به تم اصلی متصل میشوند و نه در پایان کارکرد مشخصی پیدا میکنند؛ گویی صرفاً برای افزایش زمان فیلم یا افزودن لایهای شبهسیاسی به روایت اضافه شدهاند.
مشکل اینجاست که فیلم، بهای این پراکندگی را با از دست دادن تمرکز دراماتیک میپردازد. مخاطب بهجای آنکه با یک خط عاطفی و روایی مشخص جلو برود، مدام از فضای عملیات به روایتهای فرعی پرتاب میشود؛ روایتهایی که اغلب نیمهکاره رها میشوند و در ذهن تماشاگر تهنشین نمیشوند.
در بخش صحنههای نبرد نیز «جانشین» بهشدت محافظهکار است. ساختار کلی نبرد، کاملاً مطابق الگوهای تکرارشدهی سینمای دفاع مقدس پیش میرود: برنامهریزی عملیات، حملهی اولیه و پیشروی، ضدحملهی دشمن، شهادت نیروها به دلیل نرسیدن پشتیبانی، و در نهایت رسیدن نیرو و شکست دشمن. این الگو، بدون هیچ بازخوانی یا خلاقیت تازهای تکرار میشود و همین باعث میشود فیلم از نظر تعلیق و غافلگیری، خنثی باشد.
ریتم فیلم نیز از همین محافظهکاری آسیب میبیند. کندی «جانشین» نه حاصل تعمق آگاهانه، بلکه نتیجهی کشدار شدن سکانسها و دیالوگهایی است که کارکرد دراماتیک ندارند. بسیاری از صحنهها، بهویژه در میانهی فیلم، میتوانستند فشردهتر باشند، بدون آنکه لطمهای به فضای اثر وارد شود.
با این حال، فیلم در بخش بازیگری نقاط قابل دفاعی دارد. بازی آرمان درویش در نقش شهید املاکی، قابلباور و کنترلشده است. این بازی، از اغراقهای رایج در تصویر فرماندهان جنگ فاصله میگیرد و سعی میکند شخصیتی آرام، متفکر و مسئولیتپذیر ارائه دهد. شکیب شجره نیز در نقش فرامرز، یکی از متفاوتترین بازیهای خود را ارائه میکند؛ حضوری که از کلیشههای همیشگی فاصله دارد و به فیلم جان میدهد.
کارگردانی مهدی شامحمدی، از نظر تسلط بر فضاهای جنگی و بازسازی موقعیتها قابل قبول است، اما این تسلط زمانی به نتیجه میرسد که فیلمنامه، ستون محکمی برای تکیه داشته باشد. در «جانشین»، کارگردانی بیش از آنکه روایتساز باشد، اجراکنندهی متنی پراکنده است.
در نهایت، «جانشین» فیلمی محترم و شریف است، اما ناتمام. فیلمی که میان روایت جنگ و پرترهی شخصیت معلق میماند و بهدلیل محافظهکاری در فیلمنامه، از تبدیل شدن به اثری ماندگار بازمیماند.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
ارسال دیدگاه