من خبرنگارم؛ و هنوز صدای قلمم را می‌شنوم

آباده (پانا) - روز خبرنگار تنها فرصتی برای تبریک به کسانی نیست که پشت دوربین می‌ایستند یا خبر می‌نویسند؛ بلکه روز یادآوری یک مسئولیت بزرگ است؛ مسئولیتی که گاهی به قیمت جان تمام می‌شود، اما حقیقت را زنده نگه می‌دارد. من از همان روزی که فهمیدم خبرنگاری یعنی دیدن آنچه دیگران شاید نبینند، شنیدن آنچه شاید شنیده نشود و گفتن آنچه باید گفته شود، به این راه علاقه‌مند شدم.

کد مطلب: ۱۷۲۷۸۳۸
لینک کوتاه کپی شد
من خبرنگارم؛ و هنوز صدای قلمم را می‌شنوم

امروز که روز خبرنگار است، بیشتر از همیشه به این موضوع فکر می‌کنم؛ خبرنگار بودن یعنی چه؟ آیا خبرنگار فقط کسی است که پشت میکروفن می‌ایستد؟ آیا خبرنگار فقط کسی است که دوربین به دست می‌گیرد؟ آیا خبرنگار فقط کسی است که خبر را می‌نویسد؟ خیر. برای من، خبرنگار فردی است که مسئولیت حقیقت را می‌پذیرد. کسی که می‌داند پشت هر خبر، یک انسان ایستاده است؛ پشت هر تصویر، یک داستان وجود دارد و پشت هر اتفاق، حقیقتی هست که باید درست روایت شود.

وقتی نام خبرنگارانی را می‌شنوم که برای رساندن صدای حقیقت از جان خود گذشتند، می‌فهمم این مسیر، مسیر ساده‌ای نیست. شهید محمود صارمی برای من فقط نامی در تقویم نیست؛ او نماد خبرنگاری است که تا آخرین لحظه پای رسالت خود ایستاد. شهید مرتضی آوینی نیز به من یادآوری می‌کند: روایت می‌تواند تاریخ را ماندگار کند؛ می‌توان با کلمات و تصویر، چیزی را ثبت کرد که سال‌ها بعد، هنوز حرفی برای گفتن داشته باشد. آن‌ها رفتند؛ اما قلمشان نرفت. صدایشان خاموش نشد. روایتشان هنوز ادامه دارد. امروز، ما خبرنگاران نوجوان، ایستاده‌ایم در ابتدای همان مسیری که آن‌ها با ایمان و شجاعت پیمودند.

گاهی با خود فکر می‌کنم؛ چرا قلم این‌قدر مهم است؟ چرا خبرنگار باید این‌همه برای چند کلمه تلاش کند؟ پاسخ را شاید بتوان در یک جمله پیدا کرد؛ چون کلمه می‌تواند نگاه انسان‌ها را تغییر دهد. یک خبر می‌تواند امید بسازد. یک تصویر می‌تواند یک حقیقت را به جهان نشان دهد. یک گزارش می‌تواند صدای انسانی باشد که فرصت سخن گفتن ندارد. یک قلم می‌تواند در برابر تحریف بایستد. خبرنگار، با قلم خود به جنگ تفنگ می‌رود؛ نه برای جنگیدن با انسان‌ها، بلکه برای جنگیدن با فراموشی، دروغ و تحریف. قلم خبرنگار باید آن‌قدر صادق باشد که وقتی مخاطب آن را می‌خواند، بتواند به آن اعتماد کند. این، شاید سخت‌ترین بخش خبرنگاری باشد؛ اعتماد. اعتمادی که با یک خبر اشتباه می‌تواند از بین برود و با صدها گزارش درست، به‌آرامی ساخته شود.

در روزهای سخت و پرالتهاب نیز خبرنگاران نشان دادند که رسالت رسانه فقط برای روزهای آرام نیست. در جریان جنگ ۱۲ روزه، حضور خبرنگاران و گویندگان خبر، بار دیگر نشان داد؛ رسانه می‌تواند در میانه بحران، صدای آگاهی و امید باشد. برای من، ایستادگی و حضور سحر امامی در آن روزها، تصویری از خبرنگاری بود که اجازه نمی‌دهد ترس، جای حقیقت را بگیرد. آن لحظه‌ها به من آموخت؛ خبرنگار، فقط خبر را نمی‌خواند؛ گاهی خودش بخشی از تاریخ می‌شود.

من، ماهان طیبی، امروز که هنوز در آغاز این راه هستم، با خود عهد می‌بندم هر بار که قلم خود را بر کاغذ می‌گذارم، یادم باشد این قلم فقط برای نوشتن نیست؛ برای دیدن است، برای شنیدن است، برای پرسیدن است، برای روایت کردن است و مهم‌تر از همه، برای حقیقت است. شاید دفتر خبرنگاری من هنوز پر از صفحه‌های سفید باشد؛ اما دوست دارم هر صفحه‌ای که پر می‌شود، بخشی از زندگی مردم، بخشی از حقیقت جامعه و بخشی از قصه ایران را در خود نگه دارد. من هنوز نوجوانم. هنوز باید بیشتر ببینم، بیشتر بخوانم، بیشتر بشنوم و بیشتر تجربه کنم. اما یک چیز را از همین امروز می‌دانم خبرنگاری برای من فقط یک عنوان نیست؛ یک مسئولیت است.

می‌خواهم وقتی مردم نوشته مرا می‌خوانند، بدانند کسی آن سوی این کلمات ایستاده که تلاش کرده حقیقت را همان‌گونه که دیده و شنیده، روایت کند. می‌خواهم قلمم آن‌قدر روان باشد که حقیقت را بی‌دغدغه به قلب‌ها برساند؛ آن‌قدر صادق باشد که اعتماد بسازد و آن‌قدر زنده باشد که هیچ‌وقت در میان هیاهوی خبرها گم نشود. امروز قلم خود را بر دفتر می‌گذارم و می‌نویسم؛ من راه کسانی را ادامه می‌دهم که قلمشان را زمین نگذاشتند. راه شهیدانی که حقیقت را فریاد زدند، راه خبرنگارانی که برای روایت ایستادند و راه نسلی که باور دارد ایران، داستان‌های زیادی برای شنیده شدن دارد.

شاید روزی من هم خسته شوم، شاید گاهی مسیر سخت شود و شاید گاهی خبری آن‌قدر تلخ باشد که نوشتنش آسان نباشد. اما باز هم قلم را برمی‌دارم؛ چون خبرنگار بودن یعنی وقتی حقیقت نیاز به یک صدا دارد، سکوت نکنی. من، ماهان طیبی، قول می‌دهم تا وقتی قلمی در دست دارم، برای روایت حقیقت تلاش کنم؛ برای مردم بنویسم، برای ایران بنویسم، برای فردا بنویسم و صدایی باشم برای صداهایی که شنیده شدنشان مهم است. شاید صدای من هنوز صدای یک خبرنگار نوجوان باشد؛ اما آرزویم بزرگ است: اینکه روزی، هر کلمه‌ای که می‌نویسم، چراغ کوچکی باشد در مسیر حقیقت.

نویسنده : دانش‌آموز، ماهان طیبی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار