ایران حرم است

شیراز (پانا) - دانش‌آموز خبرنگار شیرازی نوشتن را بهانه کرده است تا بگوید جانش را برای وطن فدا می‌کند.

کد مطلب: ۱۶۸۴۵۱۷
لینک کوتاه کپی شد
ایران حرم است

ایران! تو نه قطعه‌ای از خاک، که تکه‌ای از کائنات هستی که در بند «زمان» گرفتار شده‌ای. تو طلسم هزارساله‌ عقل و عشقی؛ هم آنگاه که در کتیبه‌های کهن داریوش، اقتدار عدالت را بر پیشانی تاریخ حک می‌کنی و هم آن‌دم که در نای نی مولانا، دردی عارفانه را به ضیافت افلاک می‌بری.

ای شکوه بی‌بدیل! در رگ‌های تو، آتش آذرگشسب با طراوت باران‌های شمال، در هم آمیخته است. تو آن شیر بیشه‌ تاریخ هستی که پنجه بر سینهٔ تقدیر کشیدی تا نامت بر طاق بلند گیتی، جاودانه بماند.

ما فرزندان تو، از تبار همانانی هستیم که شمشیر حماسه را با گلبرگ عرفان صیقل دادند؛ آنان که در معرکه‌ نبرد، «شیر» بودند و در خلوت شب، «شب‌زنده‌دار» کوی دوست.

عشق تو، نه زمزمه‌ای در گوش، که طوفانی است در استخوان؛ عشقی که اگر نبود، این‌همه قرن هجوم و هراس، نام تو را از حافظه‌ خاک پاک کرده بود. اما تو ماندی… چرا که تو «خون حق» در کالبد این جغرافیایی. تو همان سیمرغی که از خاکستر رنج‌ها، ققنوس‌وار برآمدی تا شکوهت، چشم حسودان زمانه را خیره کند.

ایران! ما با تو، همسفر کهکشانیم. نام تو، اسم اعظم غیرت است. در هر وجب از خاک تو، روحی دمیده شده که مرگ را به سخره می‌گیرد. تو آن معبد مقدسی هستی که سجاده‌اش از غیرت مردان و مهر زنان این سرزمین بافته شده است.

سوگند به قله‌های سرافرازت که سر بر شانه‌ عرش دارند و سوگند به کویر صبورت که راز هستی را در سکوت خود می‌پروراند؛ ما، فرزندان این خاک زرخیز، عهد بسته‌ایم که شکوه تو را نه در کلام، که در جان خویش حک کنیم. تا «جان» در کالبد ماست، تو «جهان» ما خواهی ماند.

ایران! تو آن حقیقت مطلقی که تا «خدا» هست، «تو» خواهی بود!

نویسنده : دانش‌آموز، نازنین‌زهرا حاجی‌زاده

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار