فرشتگان سفیدپوش، روایتی از خستگی و امید
کهریزک (پانا) - پزشک بودن یعنی داشتن قلبی که درد دیگران را میفهمد و صبری که خستگی نمیشناسد. به مناسبت روز پزشک، نگاهی داریم به شبهای بیخوابی، سالهای آموختن و لحظههایی که پشت هر «بهتر شدم» یک نفر بیادعا ایستاده است.
پشت هر روپوش سفید، شاید شبهای زیادی از خستگی گذشته باشد؛ ساعتهای طولانی درس خواندن، روزهای سخت، نگرانیها، مسئولیتهای سنگین و لحظههایی که شاید خودِ پزشک هم خسته بوده، اما باز ایستاده… چون یک نفر به او نیاز داشته است. پزشک بودن، فقط دانستن علم و شناختن بیماریها نیست؛ پزشک بودن یعنی قلبی داشته باشی که درد آدمها را بفهمد، صبری داشته باشی که خستگی نشناسد، و دلی داشته باشی که حتی در سختترین لحظهها، امید را از یاد نبرد.
گاهی در زندگی، آدمهایی هستند که فقط یک شغل ندارند؛ آدمهایی که بودنشان خودش معنای امید است… آدمهایی که درست در لحظهای که ترس تمام وجودمان را میگیرد، با یک جمله آراممان میکنند، با یک لبخند دلگرممـان میکنند و با تمام توانشان برای بهتر شدن حالمان تلاش میکنند. روز پزشک، فقط روز تبریک گفتن نیست؛ روز قدردانی از انسانهاییست که بخشی از بهترین سالهای زندگیشان را صرف آموختن کردند تا روزی بتوانند زندگی و امید را به دیگران هدیه دهند.
پزشک عزیز…
شاید هیچ جملهای نتواند به اندازهی کافی از زحماتت تشکر کند؛ اما بدان که پشت هر «خدا را شکر، بهتر شدم»، پشت هر لبخندی که بعد از روزهای سخت روی صورت بیماری مینشیند، و پشت هر خانوادهای که با خیال آسودهتر به خانه برمیگردد، ردی از مهربانی و تلاش تو باقی مانده است. چه زیباست شغلی که نتیجهاش فقط یک موفقیت یا یک امضا نیست؛ گاهی نتیجهاش لبخند یک بیمار است، آرامش یک مادر، اشک شوق یک خانواده، یا دوباره روشن شدن چراغ امید در دل انسانی که فکر میکرد دیگر توان ادامه دادن ندارد.
به احترام تمام شبهایی که بیدار ماندید، تمام لحظههایی که خسته بودید اما ادامه دادید، تمام دستهایی که گرفتید، تمام دلهایی که آرام کردید و تمام امیدهایی که دوباره زنده کردید… به افتخار شما که گاهی برای دیگران، همان امیدی میشوید که خودشان در سختترین روزها دنبالش میگردند… روزتان مبارک، فرشتگان سفیدپوش.
ارسال دیدگاه