مهمان آقا

پردیس (پانا)- بعضی دعوت‌ها آن‌گونه که انتظار داریم اتفاق نمی‌افتند.

کد مطلب: ۱۷۱۹۵۳۲
لینک کوتاه کپی شد
مهمان آقا

قرار بود سرود «تو ببین» را به مناسبت تولد آقا اجرا کنیم و اجرایمان در روز تولد ایشان از تلویزیون پخش شود. بیت رهبری نیز این درخواست را پذیرفته بود و قرار بود در فروردین‌ماه، همراه چند گروه سرود دیگر، این برنامه را اجرا کنیم.

اما روز نهم اسفند، همه چیز تغییر کرد.

همان روز بچه‌ها فهمیدند قراری که مدت‌ها منتظرش بودند، دیگر برگزار نخواهد شد. هر کدام در گوشه‌ای حسرت می‌خوردند و بغضی در گلو داشتند. انگار یک رؤیای شیرین، ناگهان ناتمام مانده بود.

چند ماه گذشت.

زمان برگزاری آیین تشییع رهبر شهید در تهران فرا رسید. بچه‌های گروه سرود ریحانه‌الحسین تصمیم گرفتند با اجرای سرودهای خود، سهمی در این بدرقه تاریخی داشته باشند.

صبح زود، پنج نفر از اعضای گروه در خیابان مدنی کنار هم جمع شدند. روز عجیبی بود. هرچه به محل مراسم نزدیک‌تر می‌شدیم، شور و حال مردم بیشتر به چشم می‌آمد.

در محل اجرا، مجری با افتخار نام گروه را اعلام کرد: گروه سرود ریحانه‌الحسین از شهرستان پردیس.

مردم با لبخند و مهربانی از بچه‌ها استقبال می‌کردند، برایشان آرزوی موفقیت داشتند و با آن‌ها عکس یادگاری می‌گرفتند. در میان آن همه جمعیت، دختر کوچکی به سمت اعضای گروه آمد و به هر کدام یک شاخه گل هدیه داد. موکب‌داران نیز با روی باز از بچه‌ها پذیرایی می‌کردند.

در مسیر بازگشت، داخل مترو، بچه‌ها درباره اتفاقات آن روز صحبت می‌کردند. یکی از آن‌ها جمله‌ای گفت که همه را به فکر فرو برد:

«شاید آقا برای همان اجرایی که قرار بود در بیت داشته باشیم، ما را اینجا دعوت کرده بود...»

ناگهان همه احساس کردند مهمان یک دعوت بزرگ شده‌اند؛ دعوتی که شاید شکلش با آنچه در ذهن داشتند فرق می‌کرد، اما ارزشش کمتر نبود.

چند دقیقه بعد، اعضای گروه سرود همراه مردم، سرودی را همخوانی کردند و فضای مترو پر از صداهای آشنا و لبخندهای صمیمی شد.

آن روز به پایان رسید، اما خاطره‌اش در ذهن بچه‌ها ماند؛ روایتی به یادماندنی از حضوری که آن را دعوتی پدرانه می‌دانستند و از روزی که برای همیشه در خاطرشان ثبت شد.

نویسنده : دانش آموزان ملکا ابوالحسنی، مریلا ابوالحسنی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار