میثم تمار؛ خرمافروشی در مسیر افشای طاغوت
رودهن (پانا) - کوفه، سال ۶۰ هجری قمری – عبیدالله بن زیاد، والی اموی عراق، فرمان اعدام و به دار آویختن «میثم بن یحیی تمار»، یار خاص امیرالمؤمنین علی(ع)، را به اتهام «افشای چهره فاسد حکومت اموی» صادر کرد. واقعهای که در تاریخ تشیع به نماد «مقاومت یک شهروند عادی در برابر استبداد» تبدیل شده است.
روایت است که امام علی(ع) «علم منایا و بلایا» را به میثم تمار آموخته بود. میثم میدانست چه بر سر خود و دیگران خواهد آمد. میدانست که امویان سقوط میکنند، هرچند امروز بر اریکه قدرت نشستهاند. این آگاهی، در سختترین لحظه، چراغ راهش بود.
اما فلسفه شهادت میثم تمار فقط یک روایت مذهبی نیست. در دل این واقعه، یک نگرش سیاسی عمیق نهفته است. در تاریخ، همیشه جریان حقیقت تنها و آسیبپذیر است. قدرت ظاهری با بنیامیه است، اما «علم» و «بصیرت» در زندان میثم تمار محبوس میشود. همان فروشنده ساده روزگاری که برده بود و آزاد شد، تبدیل به «حجت» خدا بر حاکمان زمانه خود میگردد. او پیشگام یک «انقلاب نرم» است؛ سلاحش شمشیر نیست، بلکه کلام و پیشبینی است.
به باور من، درس امروز میثم تمار برای نسل جوان این است که «موقعیت» تعیینکننده نیست، «اراده» است. میثم در اوج غربت و تنهایی، سقوط یک طاغوت را نوید میدهد. امروز نیز جبهه استکبار هرچند قدرتمند جلوه میکند، بر اساس سنت الهی، سقوطشان حتمی است؛ به شرط آنکه «میثموار» بر بصیرت خود ایمان داشته باشیم و از اعلام حق نهراسیم.
میثم تمار نشان داد که دیوارهای زندان و تیرگی شکنجه، هیچوقت نمیتواند نوری را که از دل ایمان برخاسته خاموش کند. شهادت او به ما میآموزد که گاهی «تنهایی» به معنای شکست نیست، بلکه مقدمهای برای پیروزی تاریخی است. نام میثم امروز پس از ۱۴۰۰ سال همچنان بر تارک تاریخ میدرخشد. سقوط بنیامیه محقق شد؛ سقوط ظالمان امروز نیز محقق خواهد شد.
ارسال دیدگاه