من، دانشآموز دهه هشتادی با قلبی استوار با امام سید مجتبی خامنهای بیعت میکنم
ملارد(پانا)-من دانشآموزی از نسل انقلابم، نسل شور و حماسه، نسل بیداری و آگاهی، نسلی که استوار و با صلابت مانند علمدار کربلا در مقابل یزید زمان خود ایستاده است.
از کودکی مادرم به من یاد داده که بیعت یعنی عهدی میان دل مومن و راه خدا، یعنی ایستادن در مسیر نور و حق حتی اگر تاریکیها و ظلمت های جهان مانند حصاری دورتا دورت را احاطه کند. امروز روزی است که عهدی نو میبندم با مردی از تبار ایمان و نور به نام سید مجتبی خامنهای.
وقتی که نام او میآید قلبم آرام میگیرد اصلا از وقتی که اولین قاب و تصویر را از او دیدم مهرش ناخودآگاه در قلبم جوانه زد. او فرزندی صالح از رهبرِ شهیدم سیدعلی خامنهای است که اینک پرچم را در درست گرفته است و نگذاشته است که این پرچم روی زمین بماند و در نهایت این پرچم مقدس را به مولایم، صاحب عصر، آقا صاحب الزمان عج میدهد.
زمانی که از بیعت سخن میگویم، منظورم فقط چند جمله نیست. بیعت یعنی با قلب و عقل، دل و جان متوجه شویم که ولایت راهی است برای ساختن فردایی روشن. ما باید با درس خواندمان با اخلاقمان نشان دهیم که این بیعت تنها حرف نیست بلکه در عمل ما ریشه دارد. میدانم که این راه نه راحت است و نه کوتاه؛ ولی عهدما عهدی نیست که با سختی های زمانه در هم بشکند. ما با ایمانی استوار و صبری زینبی ادامه دهندهی نسل های صالح پیشین هستیم.
امام سید مجتبی خامنهای برای ما فقط یک نام نیست، او نشانهی ادامهی راه است. در وجود او، میراثی از پدری دیده میشود که چهار دهه، با درایت و ایمان و دلسوزی، کشور را از طوفانها و سختی ها عبور داد. پس من با او بیعت میکنم، با نگاهی مطمئن، با قلبی به دور از تردید، و با امیدی بزرگ به آیندهای که با دستان همین نسل ساخته میشود.
و درنهایت با این نوشته دلم آرام گرفت؛ چون این بیعت نه فقط یک نوشتهی دانشآموزی است بلکه عهدی است میان نسلی عاشق و راهی الهی. من عهد میبندم که تا پای جان فرزند این انقلاب میمانم و شاگرد مکتب ولایت و پیرو و گوش به فرمانِ رهبرم، سیدمجتبی خامنهای هستم و می مانم.
ارسال دیدگاه