برای شهیدانی که در راه این وطن، دست از دنیا کشیدند

ملارد(پانا)-امروز، من می‌نویسم تا بگویم درد ما تبدیل به نیرویی می‌شود که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را سرکوب کند، اگر جهان بگوید که شما شکست خورده‌اید ما می‌گوییم شما فقط یک لحظه را گرفتید، اما ما تمام آینده را در دل داریم. از دختری مینویسم که نمی‌دانست که آخرین باری که با مادرش دست داد، آخرین بار بود، نمی‌دانست که اخرین باری که به مدرسه رفت، آخرین بار بود، نمی‌دانست یک لحظه‌ی سکوت، یک زنگ مدرسه، یک نگاه به آسمان، یک نفس آرام، دیگر نخواهد بود.

کد مطلب: ۱۶۷۳۵۹۰
لینک کوتاه کپی شد
برای شهیدانی که در راه این وطن، دست از دنیا کشیدند

از دختری مینویسم که نمی‌دانست که آخرین باری که با مادرش دست داد، آخرین بار بود، نمی‌دانست که اخرین باری که به مدرسه رفت، آخرین بار بود، نمی‌دانست یک لحظه‌ی سکوت، یک زنگ مدرسه، یک نگاه به آسمان، یک نفس آرام، دیگر نخواهد بود.

همیشه فکر می‌کردم وطن‌مان پر از نور و امیده،  اما وقتی خبرهای تلخ می‌رسید، قلبم مثل شیشه‌ای که زیر فشار می‌شد، می‌شکست. می‌خواستم بگویم که این خاک، خونِ ماست و هر قطره‌اش داستانی برای گفتن دارد.

در همان روزهایی که بچه‌های دبستان در کلاس نشسته بودند، ناگهان صدای انفجار به گوش می‌رسید و همه چیز در یک لحظه تاریک می‌شد. دخترانی که هنوز دست‌هایشان به کتاب‌های رنگی می‌چسبید، با چشمانی پر از سؤال و ترس، به زمین می‌افتادند. هر تصویر، هر فریاد، همچون زخم عمیقی بود که هنوز خون می‌ریخت؛ من نمی‌توانستم این صحنه را از ذهنم پاک کنم.

شهیدان ما، با دلی پر از ایمان و دستی پر از عشق، به سراغ دفاع از وطن رفتند، آن‌ها نمی‌دانستند که فردا چه ‌خواهد شد، امامی‌دانستند که باید از ایران خود دفاع کنند، آن‌ها برای جایزه یا نامی برای خود نمی‌جنگیدند؛ فقط می‌خواستند دختری دیگر، فردا، بتواند به کلاس برگردد و لبخند بزند، هر گامی که بر می‌داشتند، گویی می‌گفتند: «ما این خاک را برای تو، برای تو، برای تو می‌سازیم ».

ما با هم متحد هستیم، باهم ایستاده‌ایم و باهم پیروز خواهیم شد، ما ایرانیان، باتمام وجودمان از وطن خود دفاع می‌کنیم و خواهیم کرد، ما شهیدان خود را هرگز فراموش نخواهیم کرد و همیشه آن‌ها را در قلب هایمان زنده نگه خواهیم داشت، اگر این فداکاری‌ها را فراموش کنیم، نام ایران بی‌صدا می‌ماند، هر بادی که از میناب به سمت تهران می‌وزید، باید نام این قهرمانان را بخواند؛ هر چشمه‌ای که از زیر خاک می‌جوشید، باید بگوید: «ما هنوز زنده‌ایم، ما هنوز می‌جنگیم». من می‌خواهم این صداها را در دل‌مان نگه داریم و هر روز به یادشان بایستیم.

ما، ایرانیان، با تمام وجودمان از وطن خود دفاع می‌کنیم. ما نمی‌گذاریم که هیچ قدرتی بر ما چیره شود. ما با تمام قوا در برابر تهدیدات ایستاده‌ایم و خواهیم ایستاد. اگر آمریکا بخواهد بگوید: «ما شما را شکست دادیم»، بگویید به آنها: «نه، شما فقط یک لحظه‌ی زندگی را گرفتید، اما ما، تمام آینده را داریم، و هر نفسی که می‌کشیم، نام شهیدان است، هر گلی که از خاک بلند می‌شود، نامش را گفته‌ایم».

"امروز من می‌نویسم تا بگویم درد ما تبدیل به نیرویی می‌شود که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را سرکوب کند"

 

نویسنده : دانش‌آموز، زهرا لطفی.

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار