راهی روشن در جاده ایمان؛ روایت یک مسلمان شیعه
ملارد(پانا)--من، یک مسلمان شیعه، با دلبستگی به روشنای ایمان و ارادت به اهل بیت، مسیر حقیقت و عدالت را در زندگی خود انتخاب کردهام. با ایمان به ولایت، آموزههای قرآن و سنت، و باور به معاد، تلاش میکنم تا دنیایی بهتر و عادلانهتر بسازم.
من مسلمانم...
دلبسته روشنای ایمان، رهسپار جادهای هستم که از نام سراسر نور «خدا» آغاز میشود و به سپیدهدمِ صادقِ عدالت میرسد. این راه برای من تنها یک انتخاب نیست، بلکه نبض تپندهای است که به زندگیام معنا میبخشد و هر لحظهاش باشکوهِ امید و عطرِ عشق الهی پرمیشود. من در هر اذان، فراخوانی برای برخاستن از پیلهی منیت و پرواز به سوی بینهایت را میشنوم.
من از تبار تشیّعم؛
از نسلی هستم که تاریخ را نه با جوهر، که با خون و حماسه نوشته است. در گوش جانم، هنوز زمزمههای برآمده از چاهِ تنهاییِ علی(ع) میپیچد که درس صبر و استقامت میدهد، و در ضربان قلبم، حماسهی جاویدان حسین(ع) جاری است که هرگز سر خم کردن در برابر ظلم را برنمیتابد. این ارادت، تنها یک پیوند عاطفی نیست؛ بلکه ستونهای فکری و استحکام روحی من را تشکیل میدهد. برای من، بقیع غربت نیست، بلکه میعادگاهِ معرفت است و کربلا، جغرافیا نیست، بلکه قطبنمای همیشگیِ زندگی است.
باورم را چون چراغی در هجوم بادهای تندِ تردید، در آغوش گرفتهام؛
در عصرِ هیاهوها و دنیای پر از انگارههای فریبنده و تصویرهای رنگارنگی که میکوشند حقیقت را در غبار بپوشانند، من به دنبال اصالت هستم. نه به هر نغمەی بیگانهای دل میسپارم و نه در برابر هر پرچمی که بادِ زمانه آن را میرقصاند، سر فرود میآورم. من آموختهام که در میانه بازارِ مکارِ اندیشهها، صرافِ حقیقت باشم و تجلی ایمانم را نه فقط در کلام، که در آیینهی رفتار و صداقتِ کردارم به تماشا بگذارم.
پشتم به ولایتی گرم است که آن را امتدادِ مستقیمِ راهِ هدایت میدانم؛
ولایت برای من، ستونی از یقین در میانهی دریای متلاطمِ چالشهاست که ثبات و پایداریام را در مسیر حق تضمین میکند. این ریسمان الهی، همان نیروی محرکهای است که مرا از زمینگیری در ابتلائات میرهاند و حتی در تاریکترین و سختترین لحظات، افق روشن پیروزی را پیش چشمم نگاه میدارد.
در این راه، اعتقاد دارم که ایمان به معاد، انگیزهای است برای زندگی در مسیر عدالت و پرهیز از ظلمات نفس و شیطان. باور دارم که روزی باید پاسخگوی رفتار و کردارم در برابر خداوند باشم، و این باور، مرا به یادگیری و عمل به ارزشهای اسلام و قرآن تشویق میکند.
چشمام به افقهای دوردست است و قلبم سرشار از امید به فردایی که وعده داده شده است، من در انتظارِ طلوعی هستم که در آن، خورشیدِ عدالت از پشت ابرهای غیبت برآید. تلاش میکنم تا در سایهی این ایمانِ سرخ، آینهای از محبت، مروت و ایثار باشم. میخواهم دستی باشم که اشکی را پاک میکند و صدایی که مظلومان را به همدلی و همیاری فرا میخواند.
از آنجایی که معتقدم پیام اسلام، پیام رحمت و مهربانی است، سعی میکنم در تمام رفتار و گفتارم، این پیام را جاری سازم و بار دیگر نشان دهم که امامان ما، نمادهای حسنخلق و عدالت بودند.
آرمانهای تشیع، همچون نور چراغ راه من است.ایمان دارم که ولایت فقیه، پاسداری است بر سر راه اسلام اصیل و نشانگر راه خدای است. همچنین، معتقدم که عزاداریهای حسینی و اهتمام به ارزشهای اهل بیت(ع)، نه تنها نمادهای دینی، بلکه راههایی عملی برای تعالی انسان است؛ چرا که در مرثیهها و نهضتهای امام حسین، پیام آزادی، شهادت، و عدالت نهفته است که باید در هر عصر و زمان زنده نگه داشت.
این منم؛ یک مسلمان، یک شیعه، یک منتظر و مسافری خستگیناپذیر در این راهِ روشن که انتهای آن، آغوشِ بیپایانِ حضرت حق است.
ارسال دیدگاه