وزیر امور خارجه در سیونهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور:
نظام تعلیم و تربیت میتواند عامل قدرت کشور باشد/ فعالیت ۷۶ مدرسه ایرانی در ۳۸ کشور جهان
صندلی جمهوری اسلامی در هیچ مجموعه بینالمللی، کنفرانس و هیچ اجلاس بینالمللی نباید خالی باشد
تهران (پانا) - وزیر امور خارجه در سی و نهمین اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور، بر نقش کلیدی نظام تعلیم و تربیت در پرورش نیروی متخصص و افزایش قدرت نرم، تاکید کرد.
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در ابتدای سخنان خود گفت: نام و یاد شهیدان عزیزمان را در اینجا زنده کنیم؛ شهدای انقلاب اسلامی، شهدای جنگ تحمیلی و در رأس همه آنها، سیدالشهدای انقلاب اسلامی، رهبر شهید، آن مجاهد بزرگی که پس از یک عمر مجاهدت به مقامی که استحقاق آن را داشت، یعنی مقام بلند شهادت، رسید. اگرچه ما هیچگاه این خون را فراموش نمیکنیم، نمیبخشیم و پیگیری میکنیم، اما برای خود ایشان، پس از سالها مجاهدت در راه خدا، شهادت مقامی بود که استحقاق آن را داشت.
وی ادامه داد: این جنگ چندین اسطوره داشت که یکی از آنها رهبر شهید بود. پس از آن، دانشآموزان و معلمان شهید در مدرسه شجره طیبه میناب نیز به یک اسطوره و یک حماسه تبدیل شدند که هیچگاه فراموش نخواهد شد. اینکه تعداد زیادی معلم و دانشآموز در یک لحظه به خاک و خون کشیده شوند، جنایتی است که هیچگاه بشریت فراموش نخواهد کرد.
عراقچی با بیان اینکه این جنگ، یک جنگ فراموشنشدنی در تاریخ بود و هست، افزود: ملت ایران در مقابل بزرگترین ارتش ظاهری دنیا، در کنار ارتش دیگری که آن هم ادعای قدرت میکرد، با همراهی و پشتیبانی تقریباً همه کشورهای غربی و بعضی از کشورهای دیگر در منطقه و خارج از منطقه، چندین روز مقاومت کرد. آنها ایران را کوبیدند، اما نتوانستند به هیچیک از اهداف خود برسند. مردم ایران مقاومت کردند و فقط با اتکا به قدرت لایزال الهی و قدرت خودشان ایستادگی کردند.
وزیر امور خارجه گفت: شما به خاطر دارید که در روزهای ابتدایی جنگ، رئیسجمهور آمریکا در یک پیام کوتاه گفت: «تسلیم بدون قید و شرط». یعنی کل هدف آنها همین بود: تسلیم بدون قید و شرط ایران. ایران تسلیم نشد. وقتی دیدند این خیال باطل محقق نمیشود، تلاش کردند تغییر رژیم را دنبال کنند؛ نشد. تلاش کردند ایران را تجزیه کنند؛ نشد. تلاش کردند گروههای مختلف را در شهرها و غرب کشور مسلح کنند و خودشان هم اعتراف کردند که به آنها سلاح دادهاند؛ اما این هم نشد.
وی افزود: کسانی که دنبال تسلیم بدون قید و شرط بودند، در فاصله کوتاهی پس از آغاز جنگ، التماس مذاکره کردند. این ما بودیم که میگفتیم آتشبس را قبول نداریم و جنگ را ادامه دادیم تا به نقطهای رسیدیم که پذیرفتند آتشبس و مذاکره با شرایط ایران انجام شود.این مسائل در تاریخ بهصورت مفصل و مکتوب خواهد شد. آنها یک پیشنهاد چندبندی دادند و ما پیشنهاد دیگری ارائه کردیم. دوباره آنها پیشنهاد خود را تغییر دادند و ما هم تغییر دادیم. نهایتاً قبول کردند که مذاکره بر اساس پیشنهاد ایران انجام شود. آن زمان بود که ایران آتشبس را قبول کرد. بعد از قبول آتشبس، یعنی از زمانی که درخواست مذاکره مطرح شد، چند ماه مذاکره به طول انجامید؛ مدتی که حتی از خود جنگ نیز طولانیتر بود تا اینکه به نقطهای رسیدیم که یک تفاهم چندبندی امضا شد.
عراقچی تصریح کرد: همانطور که حالا گفته شد، بارها برخی سفرای محترم کشورهای مختلف به من گفتند که از مجموع بندهای تفاهمنامه، تقریباً همه آنها به نفع ایران است و تنها بخش کوچکی به نفع طرف مقابل است. شاهد بودید که کمتر از دو هفته بعد، نقض تفاهمنامه را شروع کردند؛ به دلیل اینکه همه آنچه در تفاهمنامه آمده بود، در راستای منافع ایران بود. بزرگترین مخالف و مانع اجرای یادداشت تفاهم، رژیم صهیونیستی بود و هست. آنها همه تلاش خود را کردند که چنین تفاهمی صورت نگیرد، همه تلاش خود را کردند که این تفاهم شکست بخورد و همه تلاش خود را کردند که به اجرا درنیاید و هنوز هم این تلاش را ادامه میدهند.
وزیر امور خارجه با بیان اینکه «ما با اقتدار جنگیدیم و با اقتدار هم مذاکره کردیم»، افزود: باز این تعبیر را در همین جمع عرض میکنم که بسیاری از وزرای خارجه به من گفتند: «شما هم جنگ را بردید و هم دیپلماسی را بردید.» اینکه میگویم ما در دیپلماسی موفق بودیم و پیروز میدان بودیم، این موفقیت و پیروزی شخص من نیست. خدا را شاهد میگیرم و دلم میخواهد تأکید کنم که این پیروزی متعلق به وزارت امور خارجه نیست. ما ابزار آن بودیم. این پیروزی مردم ایران بود. این نتیجه مقاومت در جنگ بود که دشمن را وادار کرد به پذیرش خواستههای ایران. بنابراین، وقتی میگوییم ما دیپلماسی را بردیم، معلوم است که ایران پیروز شده است؛ نه وزارت امور خارجه، نه حتی دولت، بلکه همه ما با هم. دستاوردهای قدرت توسط دیپلماسی تثبیت و تحکیم میشوند. گل قدرت را دیپلماسی میچیند.
عراقچی در ادامه گفت: چند نکته را در خصوص موضوعی که بیشتر مرتبط با بحث شماست عرض میکنم و آن، دیپلماسی آموزشی است. ابتدا عرض بکنم که در ادامه همین بحث قدرت و اینکه دیپلماسی با اتکا به قدرت جلو میرود، عوامل تشکیلدهنده قدرت یک کشور متعدد و متنوع هستند. ابتدا بگویم که همچنان در دنیای امروز، قدرت سخت حرف اول را میزند. در این جنگ، این موشکهای ما بودند که محور قدرت ما شدند. در این هیچ تردیدی نیست.
وزیر امور خارجه ادامه داد: ولی عوامل دیگری هستند که قدرت کشورها را میسازند و تکمیل میکنند که با عنوان قدرت نرم شناخته میشوند. قدرت اقتصادی، قدرت تبلیغاتی و عوامل متعدد دیگری وجود دارند. شاید از همه اینها مهمتر، نیروی انسانی باشد. کشوری که از نیروی انسانی زیاد، متخصص و حرفهای برخوردار باشد، یک مؤلفه مهم قدرت را در اختیار دارد. این نیروی انسانی را چه کسی تربیت میکند؟ نظام تعلیم و تربیت کشور. نظام تعلیم و تربیت میتواند عامل قدرت کشور باشد.
عراقچی افزود: ما در وزارت امور خارجه چه کمکی میتوانیم به این نظام تعلیم و تربیت، به این بُعد از قدرت ملی، بکنیم؟ اینجاست که چیزی به نام دیپلماسی آموزشی مطرح میشود. اولین کار، تبادل تجربیات با کشورهاست. ما در محتوا و اصول چیزی نمیخواهیم از آنها یاد بگیریم، ولی در شیوههای اجرا، کارهای زیادی هست که دیگران انجام دادهاند و ما میتوانیم از طریق تبادل تجربه، آنها را فرا بگیریم و به کار بگیریم؛ همانطور که ما تجربیاتی داریم که میتوانیم در اختیار دیگران قرار دهیم.
وی تصریح کرد: انتقال فناوریهای مربوط به آموزش و پرورش و فناوریهای مربوط به تعلیم و تربیت، از مأموریتهای ماست و خودمان هم قائل هستیم که این کار با همکاری وزارت آموزش و پرورش میتواند انجام شود. حضور در مجامع بینالمللی نیز موضوع مهم دیگری است. ما بهطور کلی بهشدت مخالف سیاست صندلی خالی هستیم. صندلی جمهوری اسلامی در هیچ مجموعه بینالمللی، در هیچ کنفرانس بینالمللی و در هیچ اجلاس بینالمللی نباید خالی باشد. ما باید حتماً حاضر باشیم، حتماً باید حرف بزنیم، حتماً باید از موضع کشورمان دفاع کنیم، حتماً باید بتوانیم داشتههایمان را عرضه کنیم و دستاوردهایمان را نشان بدهیم.
وزیر امور خارجه در پایان با اشاره به اینکه «مدارس ایرانی خارج از کشور، به نظر من، چیز بسیار مهمی هستند»، گفت: آماری که من دارم، ۷۶ مدرسه در ۳۸ کشور داریم و ۴۳۰ معلم نیز اعزام میشوند. مقام معظم رهبری شهید، تأکید بسیار زیادی بر مدارس داشتند. در هر سمیناری که ما داشتیم، در سفرها و برنامههای مختلف، بر مدارس ایرانی تأکید میکردند و ما را منع کرده بودند که بچههایمان را به جای دیگری غیر از مدارس ایرانی بفرستیم، ولو اینکه جایی مدرسهای با دو یا سه نفر تشکیل شود.
ارسال دیدگاه