حرم عبدالعظیم حسنی(ع)؛ میعادگاه عزاداران در سوگ حضرت مسلم ابن عقیل(ع)
تهران (پانا) ‐ شب آخر مسلمیه، دلها دوباره راهی صحن و سرای حضرت عبدالعظیم حسنی(علیهالسلام)شد؛ جایی که عطر اشک و ارادت، در هوای حرم پیچیده بود و نوای عزا، از عمق جان عاشقان برمیخاست.
امشب، صحنهای نورانی این آستان مقدس، حال و هوای دیگری داشت؛ گویی ریگهای داغ بیابان کوفه، در قاب دلها زنده شده بود و نام مسلم بن عقیل علیهالسلام، سفیر وفادار امام حسین علیهالسلام، بار دیگر بر زبانها جاری شد.
در این مجلس باشکوه و اندوهبار، جمعی از عاشقان اهلبیت علیهمالسلام گرد هم آمدند تا در واپسین شب از آیین مسلمیه، بر مظلومیت غریب کربلا، حضرت مسلم علیهالسلام، اشک ماتم بریزند.
نوای جانسوز حاج نریمان پناهی و دیگر مداحان اهلبیت علیهمالسلام، فضای حرم را سرشار از حزن و ماتم کرده بود؛ نوایی که از سوز دل برمیآمد و دلهای شکسته را تا آستان غربت مسلم بن عقیل علیهالسلام میبرد.
امشب، هر گوشه از حرم، روایت وفاداری بود و غربت؛ روایت مردی که با ایمان، با صداقت و با پایمردی، راه کوفه را پیمود تا پیامآور نهضت عاشورا باشد، اما در میان غوغای بیوفاییها، غریبانه به شهادت رسید.
مسلم، فقط یک نام نیست؛ او پرچمدار وفاست، معیار صداقت است، و سند مظلومیتِ راه حسین علیهالسلام.
اشکهای جاری زائران و عزاداران، گواهی میداد که هنوز هم دلهای مؤمنان، در اندوه مظلومیت خاندان عصمت و طهارت علیهمالسلام میتپد.
هر ضربه بر سینه، هر زمزمه «یا مسلم» و هر ناله «یا حسین»، انعکاسِ همان داغ دیرینهای بود که از کوفه آغاز شد و تا کربلا ادامه یافت.
حرم عبدالعظیم حسنی علیهالسلام امشب، نه فقط میزبان یک مراسم سوگواری، که مأمنِ دلهایی بود که آمده بودند تا در آخرین شب مسلمیه، عهد دوباره ببندند: عهد وفاداری به راه امام حسین علیهالسلام، عهد بیزاری از ستم، و عهد اشک و عشق تا آخرین نفس.
این شب، شب وداع با مسلمیه بود؛ اما در حقیقت، شب تجدید عهد با حقیقتی جاودان: اینکه راه حسین علیهالسلام، با خون مسلم بن عقیل علیهالسلام آغاز غربت یافت و با اشک عاشقان، زنده مانده است.
ارسال دیدگاه