برای مردی که گرچه میان ما نیست ولی هنوز در قلبها حضور دارد
کرج(پانا)- برخی از نامها با گذشت زمان از خاطر نمی روند بلکه در قلبها ریشه می زنند این روایت بیانگر دلتنگی و ارادتی است که در میان سکوت بلندتر از هر فریادی شنیده می شود و به گوش می رسد.
آقا جان سلام
دلم می خواهد این نوشته را با سلامی بر شما آغاز کنم و به خود دلگرمی بدهم که آقای ما هنوز زنده است هنوز از میان ما نرفته است.
امروز روز وداع با شما است الوداع
با شمایی که امید و پدر ملت بودید با رفتن شما ایران فقط یک رهبر از دست نداد پدری مهربان ،دلسوز و فداکار را از دست داد
گرچه ... شما به آرزویتان رسیدید.
به تلویزیون که نگاه می کنم بغض گلویم را می گیرد و با تمام وجود دلتنگ روزهایی میشوم که شما با قامتی استوار در بیت قدم می گذاشتید شمایی که در مواقع حساس با حرفهایتان به ملتتان دلگرمی میدادید ،اما حالا روزی که هرگز فکرش را نمیکردیم فرا رسیده است روز وداع .اما روز وداع با شما روز زیباییست از این نظر که دشمنان فکر می کنند که شما را از ملت جدا کردهاند، ولی درست است که ملت ایران همیشه دلتنگ شما خواهند ماند اما از اینکه شما به آرزوی دیرینه خود که شهادت در راه حق بود رسیدید خوشحالاند .
شمایی که جنگ را با ایران جانبازی را با ایران و همه چیز را با ایران تجربه کردید .
اما هیچوقت خم به ابرو نیاوردید و ذرهای از خاک این کشور را به بیگانه ندادید .و همچنان پشت ملت خویش ایستادید.
وقتی از امام حسین (ع) و یزید و شمر نقل می کنند ..... می گویند هزار و چهارصد سال از آن واقعه گذشته است. اما وقتی به صفحه تلوزیون نگاه می کنم و تابوت شما را با عزیزانتان میبینم به این فکر میکنم که هنوز ، شمر و یزیدهای زمانه هم وجود دارند رقیهها و علی اکبرها هم وجود دارند .
اما آقاجان این رو بدونید که پرچم ایران هیچوقت زمین نمیافتد این رو بدونید که مردم ایران همیشه راه شما رو ادامه میدهند وهیچ وقت شما و فداکاریهاتون رو فراموش نمی کنند .
و روزی در تاریخ می نویسند که ایران رهبری یگانه و دلسوز داشت که هیچوقت پشت مردمش را خالی نکرد و ذرهای از خاک میهنش را به بیگانه نداد.
ارسال دیدگاه