وطن در دست ماست
کرج(پانا)-فردا که تاریخنویسان بخواهند روایتِ این شبهای پرالتهاب را بنویسند، نیازی به شمارش موشکها یا مرور نقشههای پیچیدهی پنتاگون نیست؛ کافی است همین یک قابِ ساده را وسطِ ورقهای تاریخ سنجاق کنند. اینجا ایران است.
در «شهدای دانشآموز میناب»، میانِ هیاهوی قدمهایی که برای «اقتدار» به میدان آمدهاند، جهان روی آن میزِ چوبی کوچک از حرکت میایستد. سه یا چهار دختربچه، فارغ از دلهرهی اخباری که بزرگترها را احاطه کرده، نشستهاند تا مهمترین نقاشیِ خاورمیانه را بکشند.
یکی قلممو را چون هنرمندی کهنهکار در دست گرفته و با طمأنینه، سبز، سفید و قرمز را روی کفِ دستِ دوستانش مینشاند.
در عمقِ رفتار و کارشان، نه ردی از اضطرابِ جنگ است و نه سایهای از ترسِ فردا؛ تنها اقیانوسی از امنیت و آرامش موج میزند.
چند قوطی گواش و یک لیوان آبِ کدر، تمامِ داراییِ آنهاست؛ اما زیر آسمانی که ژنرالهای غربی با خطکشهای فلزی وجببهوجبش را تهدید میکنند، زندگی با لطیفترین رنگها جریان دارد.
دشمن در نقشههایش دنبالِ سیلوهای موشکی و رادارهای پیشرفته میگردد، اما در اینجا، قویترین سلاح، «امیدِ نقاشیشده روی دستهای کوچک» است. این تصویر ثابت میکند که هیچکس نمیتواند روحِ این سرزمین را بمباران کند؛ چرا که آرامشِ واقعی، در قلبِ کودکانی میتپد که حتی در سختترین لحظات، رنگهای زندگی را به کفِ دستِ یکدیگر هدیه میدهند.
این لحظهها، قویترین پاسخ به هرگونه تهدیدی هستند و نشان میدهند که صلح، در سادهترین و زیباترین شکلِ خود، در همینجا و همینجاها جریان دارد.
ارسال دیدگاه