کارشناس اقتصادی در گفت و گو با پانا:

پنج شاخص کلیدی برای تصمیم‌گیری داده‌محور در مسیر تحصیلی و شغلی

تهران(پانا) - کارشناس اقتصادی با تفکیک سه مفهوم توانایی عددی، سواد مالی و توانمندی مالی، پنج شاخص کلیدی شامل وضعیت بازار کار، هزینه فرصت تحصیل، ریسک شغلی، بازدهی سرمایه‌گذاری زمانی و تنوع مسیرهای شغلی را معرفی کرد تا دانش‌آموزان بتوانند علاوه بر علاقه شخصی، با نگاهی تحلیلی و واقع‌بینانه آینده درآمدی خود را ارزیابی کنند.

کد مطلب: ۱۷۳۶۷۱۷
لینک کوتاه کپی شد
 پنج شاخص کلیدی برای تصمیم‌گیری داده‌محور در مسیر تحصیلی و شغلی

تصمیم‌گیری در حوزه‌های مالی و انتخاب مسیر تحصیلی، فرآیندی چندلایه است که اغلب به‌اشتباه تنها با «مهارت محاسباتی» سنجیده می‌شود.  اگرچه توانایی کار با اعداد شرط لازم برای ورود به رشته‌های مهندسی و پزشکی است، اما به‌تنهایی تضمین‌کننده تصمیمات اقتصادی بهینه نیست. حسینی با تکیه بر اصول اقتصاد رفتاری، توضیح می‌دهد که چگونه سوگیری‌های شناختی و هیجانات می‌توانند حتی افراد دارای سواد ریاضی بالا را به سمت تصمیمات پرریسک سوق دهند.

در نهایت، پنج شاخص کلیدی شامل هزینه فرصت، ریسک شغلی و تنوع مسیرهای شغلی به عنوان معیارهای کمی و کیفی برای ارزیابی واقع‌بینانه آینده درآمدی و بازار کار معرفی می‌شوند تا دانش‌آموزان بتوانند علاوه بر علاقه شخصی، نگاهی تحلیلی و داده‌محور به انتخاب رشته خود داشته باشند.

سه مفهوم متفاوت در تصمیم‌گیری مالی

مصطفی حسینی، کارشناس اقتصادی، در گفت‌وگو با پانا با اشاره به پژوهشی درباره ارتباط توانایی عددی و انتخاب رشته تحصیلی، اظهار کرد: «اول باید سه تا مفهوم را از هم جدا بکنیم؛ توانایی عددی، سواد مالی و توانمندی مالی.»

وی توضیح داد: «توانایی عددی یا Numeracy یعنی اینکه یک فرد با عدد و رقم راحت باشد؛ مثلاً بتواند درصد تخفیف یک کالا را حساب کند، احتمال‌های ساده را بفهمد و نسبت و تناسب را درک کند.»

حسینی افزود: «وقتی یک مقدار گسترده‌تر جلو می‌رویم و فرد مفاهیم مالی را هم بفهمد، مثلاً بداند تورم، سود، ریسک، هزینه ثابت و هزینه متغیر یعنی چه، وارد بحث سواد مالی می‌شویم.»

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: «یک گام جلوتر، توانمندی مالی یا Financial Capability قرار دارد؛ یعنی فرد بتواند همین چیزهایی را که می‌داند و در کتاب‌ها خوانده، در زندگی واقعی خودش به کار بگیرد و تصمیم‌های درستی بگیرد.»

توانایی عددی؛ شرط لازم اما نه کافی

حسینی با تأکید بر اینکه توانایی عددی به‌تنهایی برای تصمیم‌گیری اقتصادی کافی نیست، گفت: «ممکن است یک نفر درصد سود و زیان را خیلی خوب حساب کند، ولی وقتی می‌خواهد یک تصمیم مالی بگیرد، به خاطر رفتارهای گله‌ای یا اعتمادبه‌نفس زیادی که دارد، تصمیم خوبی نگیرد.»

وی افزود: «اینجاست که اقتصاد رفتاری و علوم اعصاب شناختی وارد بحث می‌شوند؛ تصمیم اقتصادی فقط حساب و کتاب نیست. نحوه فکر کردن، هیجان‌هایی که هنگام تصمیم‌گیری داریم و مهم‌تر از همه سوگیری‌های شناختی، روی تصمیمات مالی ما اثر می‌گذارند.»

پژوهش روی ۱۱۷ دانشجو

این کارشناس اقتصادی درباره پژوهشی که درباره ارتباط توانایی عددی و انتخاب رشته انجام داده است، اظهار کرد: «ما این پژوهش را بین ۱۱۷ دانشجوی سال اول دانشگاه انجام دادیم و دیدیم رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. کسانی که در این آزمون نمرات بالاتری گرفتند، عموماً جذب رشته‌های مهندسی و پزشکی شدند.»

حسینی تأکید کرد: «کسی که توانایی عددی بالایی دارد، حتماً نباید مثلاً برود مهندسی یا پزشکی. این اطلاعات در کنار علاقه و استعداد می‌تواند کمک کند شناخت بهتری از تناسب فرد با رشته‌اش داشته باشیم.»

وی همچنین درباره نقش تفکر تحلیلی در این زمینه گفت: «توانایی عددی و برخی مهارت‌های مرتبط با آن بیشتر مهارتی هستند و می‌توان آن‌ها را یاد گرفت، اما تفکر تأملی و شناختی تا حدی به ویژگی‌های فردی و سابقه آموزشی افراد برمی‌گردد.»

درآمد آینده را نمی‌توان فقط با اعداد سنجید

حسینی در پاسخ به این پرسش که آیا توانایی عددی بالاتر به معنای درک بهتر درآمد آینده، ریسک شغلی و وضعیت بازار کار است، گفت: «به احتمال زیاد توانایی عددی کمک می‌کند، چون فرد راحت‌تر می‌تواند اعداد، درصدها، احتمال‌ها و هزینه‌ها را مقایسه کند.»

وی در عین حال افزود: «اما اینکه بگوییم صرفاً چون یک فرد توانایی عددی بالاتری دارد، حتماً درآمد آینده‌اش در یک رشته یا ریسک بازار کارش را بهتر می‌فهمد، نیاز به پژوهش جداگانه دارد.»

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: «وقتی می‌خواهید یک تصمیم بگیرید، انتخاب رشته هم یک نوع تصمیم است. باید اطلاعات اقتصادی داشته باشید، بازار کار را بشناسید، بدانید ریسک چیست و پیامدهای بلندمدت را در نظر بگیرید.»

پنج شاخص مهم در انتخاب رشته

حسینی با اشاره به شاخص‌هایی که دانش‌آموزان باید در کنار علاقه و استعداد خود بررسی کنند، گفت: «اول باید ببینند بازار کار رشته چطور است؛ درآمدها و فرصت‌های شغلی در آینده چه وضعیتی خواهند داشت.»

وی «هزینه تحصیل» را دومین عامل دانست و توضیح داد: «فقط هزینه مستقیم را نباید دید. مفهومی در اقتصاد داریم به نام هزینه فرصت؛ یعنی باید ببینیم چند سالی که داریم تحصیل می‌کنیم، چه فرصت‌های دیگری را از دست می‌دهیم. «ریسک شغلی» نیز اهمیت دارد؛ چراکه ممکن است رشته‌ای درآمد خوبی داشته باشد اما بازار کار آن نوسان زیادی داشته باشد.»

وی همچنین «بازدهی سرمایه‌گذاری زمانی» و «تنوع مسیرهای شغلی» را از دیگر شاخص‌های مهم دانست و گفت: «باید ببینیم با این رشته فقط می‌توانیم یک کار خاص انجام دهیم یا فرصت‌های مختلفی پیش رو داریم.»

این گکارشناس اقتصادی با اشاره به رشته‌هایی مانند مهندسی کامپیوتر افزود: «یک فارغ‌التحصیل ممکن است وارد برنامه‌نویسی، تحلیل، محصول یا حتی کسب‌وکار مستقل و استارتاپ خودش شود. بعضی رشته‌ها مسیرهای شغلی متنوعی دارند و بعضی رشته‌ها مسیر شغلی محدودتری دارند. این شاخص‌ها نباید جلوی علاقه و استعداد را بگیرند؛ بلکه باید در کنار آن‌ها قرار بگیرند.»

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار