در گفت و گوی پانا با کارشناس بخش کشاورزی مطرح شد:
نقش مهم هنرستانهای کشاورزی در تربیت نیروی انسانی فنی و کارآزموده
تهران (پانا) - کارشناس کشاورزی، با هشدار نسبت به شکاف عمیق میان دانش دانشگاهی و مهارت عملی در بخش کشاورزی، تأکید کرد که فقدان «تکنسین فنی» به عنوان پل ارتباطی نظریه و اجرا، باعث شده افزایش تعداد فارغالتحصیلان به بهرهوری واقعی در مزرعه منجر نشود.
در مسیر افزایش تولید و امنیت غذایی کشور، یکی از گلوگاههای اصلی که کمتر به آن پرداخته شده، «شکاف عمیق میان دانش دانشگاهی و مهارت عملیاتی» است. آمارها نشان میدهند که اگرچه تعداد فارغالتحصیلان رشتههای کشاورزی در دو دهه اخیر رشد چشمگیری داشته، اما نرخ تبدیل این دانش به «بهرهوری واقعی در مزرعه» به دلیل نبود نیروی تکنسین ماهر، پایین مانده است. در واقع، حلقه مفقودهای به نام «تکنسین فنی» وجود دارد که باید پل ارتباطی میان نظریهپردازان و مجریان باشد.
تجربه موفق «دانشسراهای کشاورزی» و طرحهای آموزشی روستایی در گذشته ثابت کرد که ترکیب دانش تئوری با مهارت کار با ماشینآلات مدرن، میتواند راندمان تولید را به طور محسوسی افزایش دهد. اما امروز، فرسودگی تجهیزات آموزشی در هنرستانها و تغییر کاربری این مراکز از «محل تربیت نیروی فنی» به «مراکز تکمیلی»، باعث شده تا نسل جدید کشاورزان با ابزارهای روز دنیا بیگانه باشند.
امروزه احیای ساختار آموزشهای فنی و حرفهای در بخش کشاورزی، نه یک نیاز آموزشی، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای کاهش ضایعات محصول و افزایش سودآوری کشاورزان است. بدون بازگرداندن تمرکز به «مهارتآموزی عملی» و نوسازی ناوگان آموزشی، تزریق اعتبارات و فناوریهای جدید نیز نمیتواند منجر به جهش پایدار در تولید شود.

کارشناس کشاورزی: حلقه مفقوده کشاورزی، نیروی تکنسین ماهر است
جمیل علیزاده شایق، کارشناس کشاورزی، در گفتوگو با پانا با اشاره به کمبود نیروی متخصص در بخش کشاورزی، گفت: در سالهای گذشته میان نیروی کار ماهر و کارشناسان دانشگاهی یک حلقه مفقوده وجود داشت؛ نیرویی که از دانش فنی و مهارت عملی کافی برخوردار باشد و بتواند دانش کارشناسان را به کشاورزان و نیروهای اجرایی منتقل کند.
وی با اشاره به سابقه فعالیت دانشسراهای کشاورزی افزود: در گذشته برای پر کردن این خلأ، دانشسراهای کشاورزی ایجاد شدند. در این مراکز، دانشآموزان پس از پایان دوره متوسطه، آموزشهای فنی و عملی میدیدند و به عنوان نیروهای تکنسین وارد بخش کشاورزی میشدند.
علیزاده شایق ادامه داد: در آن دوره، همکاری میان کارشناسی که دانش دانشگاهی داشت و تکنسینی که مهارت عملی کسب کرده بود، ترکیب بسیار مناسبی ایجاد میکرد؛ اما پس از مدتی، دانشآموختگان دانشسراها با پیگیریهای فراوان امکان ورود به دانشگاه را پیدا کردند و بهتدریج بسیاری از آنها مسیر دانشگاهی را انتخاب کردند. به این ترتیب، بار دیگر همان خلأ نیروی تکنسین در بخش کشاورزی شکل گرفت.
وی با بیان اینکه هنرستانهای کشاورزی در ادامه از هدف اولیه خود فاصله گرفتند، اظهار کرد: این مراکز که با هدف تربیت نیروی فنی و عملی تأسیس شده بودند، بهتدریج به مراکز برگزاری دورههای تکمیلی برای کارشناسان و تکنسینهای شاغل تبدیل شدند و کارکرد اصلی آنها تغییر کرد.
تجهیزات فرسوده، آموزش عملی کشاورزی را تضعیف کرده است
این کارشناس کشاورزی درباره وضعیت امکانات آموزشی نیز گفت: با بلاتکلیف شدن و بیبرنامه شدن این مراکز، تجهیزات و آزمایشگاهها بهتدریج فرسوده شدند. ماشینآلات و ادوات کشاورزی جدید مانند کمباین و تیلر نیز جایگزین تجهیزات قدیمی نشدند و در نتیجه، امکانات موجود بیشتر جنبه نمایشی پیدا کردهاند.
وی افزود: امروز ممکن است یک هنرجو با یک دستگاه کشاورزی آشنا شود، اما امکان استفاده عملی و آموزش واقعی با تجهیزات روز را ندارد؛ چراکه بسیاری از این ماشینآلات قدیمی و فرسوده شدهاند و بودجه این مراکز نیز کاهش پیدا کرده است.
تجربه آموزش جوانان روستایی؛ الگویی که متوقف شد
علیزاده شایق با اشاره به تجربه اجرای طرح «آموزش جوانان روستایی» در گذشته گفت: زمانی که مسئولیت تربیتی داشتم، احساس کردم مراکز آموزش کشاورزی و هنرستانها در حال کمرنگ شدن هستند. به همین دلیل طرحی را برای آموزش جوانان روستایی به تصویب وزیر کشاورزی رساندم.
وی توضیح داد: در این طرح، دانشآموزان مستعد و علاقهمند از مدارس شناسایی میشدند و بخشی از زمان هفتگی خود را به آموزش کشاورزی اختصاص میدادند. آموزش نظری در مدرسه انجام میشد و برای آموزش عملی، دانشآموزان به مزارع کشاورزان منتقل میشدند تا مهارتهای عملی را نیز فرا بگیرند.
این کارشناس کشاورزی ادامه داد: دانشآموزی که این دوره را طی میکرد، هنگام فارغالتحصیلی هم دانش نظری و هم مهارت عملی کشاورزی داشت و اگر به روستا بازمیگشت، میتوانست در کنار خانواده خود فعالیت کند. حتی اگر کشاورزی را به عنوان شغل انتخاب نمیکرد، حداقل مهارتهایی برای استفاده در زندگی شخصی خود داشت.
هدف آموزش کشاورزی گم شده است
وی با انتقاد از توقف این طرح و تغییر ساختارهای آموزشی حوزه کشاورزی اظهار کرد: متأسفانه این طرح نیز تعطیل شد و ساختار ترویج کشاورزی که میتوانست در انتقال آموزشهای کاربردی نقش داشته باشد، از میان رفت.
علیزاده شایق افزود: امروز حتی ساختار مشخصی که مسئولیت آموزش کشاورزی و مدیریت این مراکز را بر عهده داشته باشد، مانند گذشته وجود ندارد و ساختارهای مختلف با یکدیگر ادغام شدهاند؛ بهگونهای که حتی برای افرادی که سالها در وزارت جهاد کشاورزی فعالیت کردهاند، شناخت دقیق مأموریت و کارکرد ساختار جدید دشوار است.
وی در پایان تأکید کرد: مسئله اصلی این است که هدف اولیه آموزش کشاورزی از مسیر خود خارج شده و حلقه تربیت نیروی تکنسین ماهر در این بخش همچنان خالی است.
ارسال دیدگاه