پانا از افزایش ارتباط نوجوانان با هوش مصنوعی گزارش میدهد:
رابطه نوجوانان با هوش مصنوعی؛ وقتی «همصحبت هوشمند» جای گفتوگوی انسانی را میگیرد
تهران (پانا) - هوش مصنوعی در مدت کوتاهی از یک فناوری تخصصی به بخشی از زندگی روزمره نوجوانان تبدیل شده است؛ نسلی که حالا میتواند برای حل یک مسئله درسی، یادگیری مهارت، پیدا کردن ایده و حتی بیان برخی مسائل شخصی، به جای مراجعه مستقیم به اطرافیان با یک ابزار هوشمند گفتوگو کند؛ تغییری که این پرسش را به وجود آورده است که هوش مصنوعی برای نوجوانان صرفاً یک ابزار آموزشی است یا میتواند به تدریج بخشی از نقش گفتوگو، همصحبتی و روابط انسانی را نیز بر عهده بگیرد؟
به گزارش پانا، هوش مصنوعی حالا میتواند برای یک دانشآموز معلم خصوصی، برای نوجوانی که به دنبال ایده است یک همراه فکری و برای فردی که نمیداند درباره مسئلهای با چه کسی صحبت کند، نخستین گزینه برای گفتوگو باشد. همین تغییر آرام اما قابل توجه، پرسشی جدی را پیش روی خانوادهها، مدرسه و جامعه قرار داده است: آیا هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یک ابزار مکمل برای زندگی نوجوانان است یا ممکن است به تدریج بخشی از جایگاه گفتوگوهای انسانی و روابط دوستانه را به خود اختصاص دهد؟
این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم نوجوانی دورهای است که فرد در آن نه فقط در حال یادگیری مطالب درسی، بلکه در حال ساختن هویت، تجربه استقلال، شکل دادن به روابط دوستانه و یادگیری مهارتهای ارتباطی است. بنابراین، تغییر در شیوه ارتباط گرفتن نوجوانان با دیگران، موضوعی فراتر از یک تغییر فناورانه است.
از کتاب و معلم تا صفحه گفتوگوی هوشمند
سالها منابع اصلی یادگیری نوجوانان مشخص بود؛ خانواده، معلم، کتاب، دوستان و در مواردی مشاور مدرسه. نوجوان برای پیدا کردن پاسخ یک سؤال یا تجربه یک مسئله اجتماعی، ناچار بود با فرد دیگری وارد تعامل شود؛ تعاملی که ممکن بود با اختلاف نظر، پرسش و پاسخ، گفتوگو و حتی گاهی مخالفت همراه باشد اما هوش مصنوعی این فرایند را کوتاه کرده است. نوجوان سؤال میپرسد و پاسخ میگیرد؛ میتواند پاسخ را اصلاح کند، سؤال دیگری بپرسد و بدون آنکه نگران واکنش طرف مقابل باشد، گفتوگو را ادامه دهد.
دسترسی دائمی، سرعت پاسخگویی و امکان مطرح کردن پرسشهای مختلف بدون قرار گرفتن در موقعیت اجتماعی واقعی، هوش مصنوعی را برای بسیاری از نوجوانان جذاب کرده است. در این میان، یک تفاوت اساسی وجود دارد؛ هوش مصنوعی میتواند پاسخ بدهد، اما رابطه انسانی فقط پاسخ دادن نیست.
رابطه با دوست، والدین، معلم یا مشاور مجموعهای از تجربههای مشترک، شناخت متقابل، همدلی، اعتماد، اختلاف نظر و یادگیری اجتماعی است. نوجوان در چنین روابطی فقط اطلاعات دریافت نمیکند؛ بلکه یاد میگیرد چگونه حرف بزند، چگونه مخالفت کند، چگونه اختلاف را مدیریت کند، چگونه احساسات خود را بیان کند و چگونه احساسات دیگران را بشناسد.
چرا بعضی نوجوانان ترجیح میدهند با هوش مصنوعی حرف بزنند؟
امیر طیبی، جامعهشناس، در گفتوگو با پانا درباره چرایی ترجیح گفتوگو با هوش مصنوعی از سوی برخی نوجوانان به جای والدین، دوستان یا معلمان اظهار کرد: «این موضوع را میتوان از دو منظر بررسی کرد؛ نخست اینکه امر تکنولوژیک تا حدی جای منابع سنتی یادگیری و انتقال تجربه را گرفته است.»
وی افزود: «نوجوان به دلیل تجربه محدودتر و قرار گرفتن در موقعیتهای مختلف اجتماعی، هنگام مواجهه با مسائل و مشکلات به راهنما نیاز دارد. در گذشته، بخش زیادی از پاسخهای مورد نیاز فرد از دل سنت و فرهنگ جامعه شکل میگرفت و از طریق نهادهایی مانند خانواده، آموزش و مذهب منتقل میشد.»
به گفته طیبی، تغییر شرایط اجتماعی باعث شده است بخشی از نوجوانان فاصله بیشتری از این نهادها پیدا کنند و در مقابل، اعتماد بیشتری به فناوری داشته باشند؛ به همین دلیل ممکن است برای پیدا کردن پاسخ مسائل خود به هوش مصنوعی مراجعه کنند.
این جامعهشناس معتقد است مسئله فقط محبوبیت یک فناوری جدید نیست، بلکه باید تغییر رابطه نوجوان با نهادهای سنتی نیز مورد توجه قرار گیرد.
او در توضیح این موضوع گفت: «امروز بخشی از نوجوانان به دلیل فاصله گرفتن از این نهادها و در مقابل، اعتماد بیشتر به فناوری، برای یافتن پاسخ به مسائل خود به هوش مصنوعی مراجعه میکنند؛ فناوریای که پاسخهای آن الزاماً از چارچوب سنتهای رایج جامعه نشأت نمیگیرد.»
وقتی قضاوت شدن مانع گفتوگو میشود
یکی از دلایلی که میتواند نوجوان را به سمت گفتوگو با هوش مصنوعی سوق دهد، ترس از قضاوت شدن است. نوجوان ممکن است درباره موضوعی با والدین خود صحبت نکند چون نگران واکنش آنهاست؛ ممکن است مسئلهای را با دوستش مطرح نکند چون از مسخره شدن یا قضاوت شدن میترسد و حتی در مدرسه نیز همیشه احساس نکند فضای مناسبی برای بیان همه مسائلش وجود دارد.
هوش مصنوعی از این منظر یک تفاوت مهم دارد؛ نوجوان با یک طرف گفتوگوی انسانی مواجه نیست که درباره او قضاوت اجتماعی داشته باشد. همین موضوع میتواند باعث شود بعضی نوجوانان پرسشهایی را با هوش مصنوعی مطرح کنند که در روابط واقعی از بیان آنها خودداری میکنند.
فاطمه لاروئی، روانشناس کودک و نوجوان، نیز در گفتوگو با پانا به همین ویژگی اشاره کرده و توضیح داده است که هوش مصنوعی میتواند به دلیل در دسترس بودن و ایجاد احساس کمترِ قضاوت شدن، برای نوجوان جذاب باشد.
از نگاه روانشناختی، این ویژگی به خودی خود الزاماً منفی نیست. نوجوان باید بتواند سؤال بپرسد و درباره مسائل مختلف اطلاعات کسب کند؛ اما مسئله زمانی جدی میشود که هوش مصنوعی به جای یک ابزار کمکی، به مهمترین یا تنها محل دریافت حمایت عاطفی تبدیل شود.
مرز باریک میان «کمککننده شناختی» و «پناهگاه عاطفی»
لاروئی میان استفاده شناختی و استفاده عاطفی از هوش مصنوعی تفاوت قائل شده است. بر اساس توضیحات این روانشناس، استفاده از هوش مصنوعی برای یادگیری، تحقیق، تمرین، سازماندهی افکار، ایدهپردازی یا حل مسائل میتواند در نقش یک «کمککننده شناختی» قرار بگیرد.
در چنین شرایطی، فناوری به نوجوان کمک میکند بهتر فکر کند، اطلاعات بیشتری به دست آورد یا یک موضوع را از زاویههای مختلف بررسی کند اما زمانی که نوجوان برای کاهش تنهایی، دریافت تأیید، تخلیه احساسات یا تجربه احساس «فهمیده شدن» به شکل مداوم به هوش مصنوعی مراجعه کند، کارکرد فناوری تغییر میکند و از یک ابزار شناختی به نوعی «پناهگاه عاطفی» تبدیل میشود.
تفاوت این دو استفاده اهمیت زیادی دارد؛ زیرا یادگیری و دریافت اطلاعات را میتوان تا حد زیادی از طریق فناوری تقویت کرد، اما رشد عاطفی و اجتماعی نوجوان همچنان به تجربه روابط انسانی نیاز دارد.
آیا فناوری مقصر است یا روابط انسانی ضعیف شدهاند؟
در نگاه اول ممکن است سادهترین پاسخ این باشد که هوش مصنوعی نوجوانان را از خانواده و دوستان دور میکند؛ اما جامعهشناسان معتقدند مسئله پیچیدهتر از این است.
امیر طیبی درباره تفاوت میان هوش مصنوعی و برخی نهادهای سنتی گفت: «فرهنگ و سنتی که از طریق خانواده و آموزش منتقل میشود، در برخی موارد میتواند رویکردی قضاوتگر، سلبی یا حتی حذفگرا داشته باشد. این رویکرد ممکن است برای حفظ انسجام اجتماعی کارکرد داشته باشد، اما هوش مصنوعی چنین ساختاری ندارد و میتواند پاسخهایی منعطفتر و همراه با تساهل بیشتر ارائه کند.»
این نگاه، مسئولیت خانواده و مدرسه را نیز برجسته میکند. اگر نوجوان احساس کند هنگام مطرح کردن یک سؤال با سرزنش، تمسخر یا قضاوت مواجه میشود، طبیعی است که به دنبال فضایی باشد که در آن احساس امنیت بیشتری کند.
بنابراین، افزایش استفاده نوجوانان از هوش مصنوعی را نمیتوان فقط با جذابیت فناوری توضیح داد؛ باید پرسید چه چیزی باعث شده یک نوجوان ترجیح دهد با یک سامانه هوشمند حرف بزند اما همان حرف را با والدین، معلم یا دوست خود در میان نگذارد؟
نوجوان به رابطه نیاز دارد، نه فقط پاسخ
نوجوان ممکن است از هوش مصنوعی پاسخ بسیار خوبی دریافت کند، اما پاسخ گرفتن با تجربه کردن یک رابطه انسانی یکسان نیست.
در دوستی، نوجوان یاد میگیرد اعتماد کند، شنونده باشد، گاهی اشتباه کند، عذرخواهی کند، اختلاف نظر داشته باشد و برای حفظ رابطه تلاش کند. در خانواده، استقلال و مسئولیتپذیری را تجربه میکند و در مدرسه نیز تعامل با افراد مختلف را میآموزد.
اگر بخش قابل توجهی از این تجربهها با تعامل مداوم با فناوری جایگزین شود، فرصت تمرین مهارتهای اجتماعی نیز میتواند کاهش پیدا کند.
لاروئی نیز درباره این مسئله هشدار داده است که اگر نوجوان به جای تجربه روابط واقعی، به شکل مداوم برای دریافت پاسخ عاطفی به هوش مصنوعی مراجعه کند، ممکن است مواجهه با پیچیدگیهای روابط انسانی برای او دشوارتر شود؛ روابطی که در آنها همیشه پاسخ فوری وجود ندارد و گاهی نیازمند صبر، گفتوگو و پذیرش اختلاف نظر است.
هوش مصنوعی وارد زندگی اجتماعی نوجوانان شده است
استفاده از هوش مصنوعی برای مسائل شخصی، نشانه دیگری از گستردهتر شدن نقش این فناوری در زندگی نوجوانان است. طیبی در همین زمینه میگوید: «این اتفاق نشان میدهد کاربرد این فناوری در حال عبور از حوزه آموزش است و به حوزههای مختلف زندگی اجتماعی وارد شده است.»
به اعتقاد او، یکی از دلایل این تغییر، ناهماهنگی برخی نهادهای سنتی با تحولات جدید است؛ نهادهایی که اگر نتوانند متناسب با تغییرات جامعه و نیازهای نسل جدید خود را بازتعریف کنند، ممکن است به تدریج بخشی از اعتماد و اثرگذاری خود را از دست بدهند.
این موضوع برای مدرسه اهمیت ویژهای دارد. مدرسه دیگر فقط محلی برای انتقال اطلاعات نیست؛ در شرایطی که دانشآموز میتواند بخش زیادی از اطلاعات را از اینترنت و هوش مصنوعی دریافت کند، نقش مدرسه بیش از گذشته به ایجاد تجربه اجتماعی، تقویت تفکر انتقادی، آموزش مهارتهای ارتباطی و فراهم کردن فضای امن برای گفتوگو گره میخورد.
خانواده نباید در برابر هوش مصنوعی قرار بگیرد
در چنین شرایطی، واکنش خانواده نیز اهمیت زیادی دارد. برخورد صرفاً سلبی و تلاش برای حذف کامل فناوری، لزوماً باعث کاهش استفاده نوجوان از هوش مصنوعی نمیشود؛ بلکه ممکن است تنها باعث شود نوجوان شیوه استفاده خود را از والدین پنهان کند. راهکار مؤثرتر میتواند شناخت نوع استفاده نوجوان و ایجاد امکان گفتوگو درباره تجربه او باشد.
والدین باید بدانند نوجوان دقیقاً برای چه کاری به هوش مصنوعی مراجعه میکند؛ آیا از آن برای انجام تکالیف استفاده میکند؟ برای یادگیری مهارت؟ برای پیدا کردن اطلاعات؟ یا درباره موضوعات شخصی و عاطفی نیز به طور مداوم با آن گفتوگو میکند؟
مرزگذاری میان این موارد به خانواده کمک میکند به جای ترس از فناوری، شیوه استفاده سالمتر از آن را به نوجوان آموزش دهد.
در همین زمینه، لاروئی تأکید دارد که بهتر است هوش مصنوعی برای حوزههایی مانند یادگیری و کسب اطلاعات به کار گرفته شود، اما در مسائل عاطفی و ارتباطی، انسانهای واقعی همچنان مرجع اصلی نوجوان باشند.
یک شکاف جدید؛ چه کسی به هوش مصنوعی دسترسی دارد؟
بحث درباره رابطه نوجوانان و هوش مصنوعی فقط به موضوع ارتباط و آموزش محدود نمیشود. دسترسی به این فناوری نیز میتواند به مسئلهای اجتماعی تبدیل شود. طیبی درباره احتمال شکلگیری نوع تازهای از نابرابری اجتماعی در نتیجه دسترسی نابرابر نوجوانان به هوش مصنوعی گفت: «در آینده وابستگی افراد به فناوری افزایش پیدا خواهد کرد و هوش مصنوعی در کنار نقش ابزاری، در تسهیل زیست اجتماعی نیز نقش پررنگتری خواهد داشت.»
او افزود: «در چنین شرایطی، نداشتن دسترسی یا دسترسی محدود به این فناوری میتواند بخشی از افراد را از رقابت عقب بیندازد و زمینه شکلگیری شکاف اجتماعی جدیدی را فراهم کند.»
بنابراین، مسئله آینده فقط این نیست که نوجوانان چقدر از هوش مصنوعی استفاده میکنند؛ بلکه این پرسش نیز مطرح است که آیا همه نوجوانان فرصت برابر برای استفاده مؤثر و آگاهانه از این فناوری دارند یا خیر.
خانواده و مدرسه باید خودشان را تغییر دهند
ورود هوش مصنوعی به زندگی نوجوانان، خانواده و مدرسه را نیز با یک ضرورت تازه روبهرو کرده است: سازگار شدن با فناوری به جای نادیده گرفتن آن. طیبی معتقد است: «نخستین اقدام این است که نهادهای سنتی خود را با تحولات تکنولوژیک منطبق کنند و در درون خود تحول ایجاد کنند.»
او با اشاره به گستردهتر شدن حضور فناوری در زندگی انسان میگوید هر تحول اجتماعی در ابتدا با چالشهایی همراه است و جامعه برای سازگار شدن با آن به تجربه و آزمون و خطا نیاز دارد.
این نگاه میتواند مسیر مواجهه با هوش مصنوعی را از «ممنوعیت» به سمت «سواد استفاده» تغییر دهد؛ یعنی نوجوان یاد بگیرد چه اطلاعاتی را باید بررسی کند، در چه موضوعاتی میتواند از هوش مصنوعی کمک بگیرد، چه زمانی پاسخ آن ممکن است قابل اعتماد نباشد و چه زمانی لازم است برای یک مسئله با یک انسان متخصص یا فرد مورد اعتماد خود صحبت کند.
آیندهای که در آن انسان و فناوری کنار هم قرار میگیرند
هوش مصنوعی قرار نیست از زندگی نوجوانان حذف شود. همانطور که اینترنت، تلفن همراه و شبکههای اجتماعی در سالهای گذشته به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شدند، ابزارهای هوش مصنوعی نیز احتمالاً حضور گستردهتری پیدا خواهند کرد.
به همین دلیل، مسئله اصلی آینده نه حذف فناوری، بلکه تعیین جایگاه درست آن در زندگی انسان است. طیبی درباره آینده روابط انسانی معتقد است: «مفهوم روابط انسانی ثابت و ایستا نیست و همزمان با تحولات اجتماعی تغییر میکند. بنابراین با گسترش فناوری، شکل و نوع این روابط نیز دستخوش تغییر خواهد شد، اما روابط انسانی همچنان به عنوان یکی از مؤلفههای اساسی جامعه انسانی به حیات خود ادامه خواهد داد.»
شاید به همین دلیل، سؤال اصلی درباره آینده نوجوانان این نباشد که «هوش مصنوعی جای انسان را میگیرد یا نه»، بلکه این باشد که انسانها چگونه میتوانند کیفیت روابط خود را در عصر هوش مصنوعی حفظ کنند.
نوجوان همچنان به دوست نیاز دارد؛ به کسی که بتواند با او بخندد، اختلاف نظر داشته باشد، تجربه مشترک بسازد و حتی گاهی او را به چالش بکشد. همچنان به والدینی نیاز دارد که شنونده باشند و مدرسهای که فقط محل انتقال درس نباشد، بلکه فضایی برای تجربه زندگی اجتماعی باشد.
هوش مصنوعی میتواند به نوجوان کمک کند بهتر یاد بگیرد، بهتر فکر کند و سریعتر به اطلاعات دسترسی پیدا کند؛ اما اگر قرار باشد جای گفتوگو، دوستی و ارتباط انسانی را بگیرد، مسئله دیگر فقط «استفاده از فناوری» نیست، بلکه درباره تغییری عمیق در سبک زندگی و روابط اجتماعی یک نسل صحبت میکنیم.
در نهایت، شاید بهترین تعریف از رابطه نوجوان با هوش مصنوعی این باشد: هوش مصنوعی میتواند یک ابزار قدرتمند برای فکر کردن باشد، اما نباید تنها جایی باشد که نوجوان در آن احساس شنیده شدن میکند.
ارسال دیدگاه