پانا درباره ضرورت تابآوری در بحران گزارش میدهد
از تحمل بحران تا تولد دوباره؛ تفاوت «تابآوری» و «رشد پس از سانحه»
تهران (پانا) - در سالهای اخیر، همزمان با افزایش فشارهای روانی، بحرانهای فردی و اجتماعی، مفاهیمی مانند «تابآوری» و «رشد پس از سانحه» بیش از گذشته وارد ادبیات روانشناسی و حتی گفتوگوهای روزمره شدهاند؛ مفاهیمی که اگرچه هر دو به مواجهه انسان با بحران مربوط میشوند، اما تفاوتهای عمیقی با یکدیگر دارند.
فرشته رضا، در گفتوگو با پانا درباره تفاوت تابآوری و رشد پس از سانحه مفهوم اظهار کرد: «تابآوری به معنای تحمل بحران برای بقا است، اما رشد پس از سانحه زمانی رخ میدهد که فرد، واقعیت درد و بحران را بپذیرد و از مرحله “چرا من؟” عبور کند.تابآوری به افراد کمک میکند پس از شکستها، ناکامیها و بحرانهای زندگی، استقامت نشان دهند و به زندگی ادامه دهند. همانگونه که بدن در برابر بیماریها مقاومت میکند، ذهن انسان نیز در برابر فشارهای روانی و بحرانها توان تحمل دارد.»
وی افزود: «تابآوری یعنی فرد بتواند فشار، اضطراب، ترس و بحران را تحمل کند تا زنده بماند و زندگی ادامه پیدا کند؛ اما این به معنای پذیرش بحران نیست.»
در تابآوری هدف اصلی «فرو نپاشیدن» و حفظ توان ادامه دادن است؛ به همین دلیل ممکن است فرد همچنان درگیر درد، اضطراب یا خشم ناشی از بحران باشد اما تلاش کند عملکرد روزمره خود را حفظ کند.
مرز میان تابآوری و رشد پس از سانحه
این روانشناس بالینی با اشاره به تفاوت میان تابآوری و رشد پس از سانحه گفت: «رشد پس از سانحه زمانی اتفاق میافتد که فرد، بحران یا تروما را بپذیرد و پس از پذیرش، برای ادامه زندگی تصمیم بگیرد. اما در تابآوری، فرد ممکن است هنوز درگیر خشم، انکار و پرسشهایی مانند “چرا برای من؟” باشد.»
وی تأکید کرد که مرز اصلی میان این دو مفهوم، «پذیرش» است و افزود: «اگر فرد واقعیت بحران را بپذیرد، همان بحران میتواند زمینه رشد او را فراهم کند؛ اما نپذیرفتن بحران، خشم و مقاومت درونی ایجاد میکند و مانع رشد میشود.»
اگر تابآوری را «نشکستن در بحران» بدانیم، رشد پس از سانحه را میتوان «ساخته شدن دوباره پس از بحران» توصیف کرد؛ مرحلهای که فرد نهتنها به وضعیت پیشین بازنمیگردد، بلکه تغییراتی عمیق در نگرش، روابط اجتماعی و معنای زندگی تجربه میکند.
بحران همیشه به رشد ختم نمیشود
هر تجربه تلخی الزاماً به رشد روانی منجر نمیشود. بسیاری از افراد پس از بحران، تنها تلاش میکنند شرایط را تحمل کنند و به زندگی عادی بازگردند.
رضا نیز با اشاره به این موضوع گفت: «رشد روانی زمانی اتفاق میافتد که فرد بتواند ظرفیت تحمل تعارضها و احساسات دشوار را در خود افزایش دهد، نه اینکه بخشهای منفی وجودش را انکار کند.سختترین و در عین حال شفابخشترین مواجهه، روبهرو شدن انسان با خویشتن واقعی خود است؛ مواجههای بدون نقاب و سانسور.»
نقش خشم و مکانیسمهای دفاعی در بحران
این رواندرمانگر در ادامه با اشاره به نقش مکانیسمهای دفاعی در مواجهه با بحرانها توضیح داد: «وقتی فرد نتواند احساس خشم ناشی از شکست یا ناکامی را مدیریت کند، معمولاً یا آن را سرکوب میکند یا به شکل پرخاشگری و برونریزی نشان میدهد. هر دو حالت، اضطراب تولید میکند و فرد را از رشد دور میسازد.»
وی تصریح کرد: «سرکوب احساسات به معنای از بین رفتن آنها نیست؛ احساسات تجربهنشده همچنان در روان باقی میمانند و میتوانند آسیبزا باشند.»
PTSD چگونه شکل میگیرد؟
رضا درباره اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) نیز توضیح داد: «هر بحران یا اتفاق ناگواری الزاماً به PTSD منجر نمیشود. این اختلال معمولاً پس از تجربه یا مشاهده مستقیم مرگ، تهدید به مرگ، آسیب شدید یا خشونت ایجاد میشود.»
او ادامه داد: «فلشبک، کابوس، اجتناب از یادآوری حادثه، بیلذتی، احساس گسست از زندگی، بیخوابی و گوشبهزنگی شدید از مهمترین علائم اختلال استرس پس از سانحه است.»
به گفته این روانشناس، افرادی که ظرفیت تحمل روانی پایینتری دارند، بیشتر در معرض ابتلا به این اختلال قرار میگیرند؛ زیرا مکانیسمهای دفاعی آنها در برابر بحران دچار اختلال میشود.
تفاوت «درد» و «رنج»
رضا در بخش دیگری از سخنان خود میان «درد» و «رنج» تفاوت قائل شد و افزود: «درد، بخشی از واقعیت زندگی است؛ اما رنج زمانی شکل میگیرد که انسان واقعیت درد را نپذیرد.»
او با ذکر مثالی توضیح داد: «داشتن بیماری، بحران اقتصادی یا اعتیاد یکی از اعضای خانواده درد است؛ اما انکار این واقعیتها، درد را به رنجی فرساینده تبدیل میکند.»
قربانی بودن؛ مانعی برای رشد
این رواندرمانگر همچنین درباره ذهنیت قربانی بودن هشدار داد و اظهار کرد: «افرادی که دائماً خود را قربانی میدانند، معمولاً به دنبال تأیید و دلسوزی دیگران هستند و ناخودآگاه در همان نقش باقی میمانند؛ زیرا از آن سود روانی دریافت میکنند.حرکت از نقش قربانی به سمت عاملیت، زمانی ممکن میشود که فرد بپذیرد چگونه خود نیز در تداوم وضعیتش نقش داشته است.»
شفا از مسیر دیده شدن
وی با اشاره به اهمیت همدلی در مواجهه با افراد آسیبدیده گفت: «وقتی کسی در میان ویرانههای زندگیاش ایستاده، نخستین قدم درمان این است که درد و ویرانی او دیده و شنیده شود، نه اینکه با امیدهای سطحی نادیده گرفته شود.»
رضا خاطرنشان کرد: «انسانها باید در همان موقعیتی که هستند دیده شوند؛ همین دیده شدن و فهمیده شدن، آغاز شفا و امید است.»

ارسال دیدگاه