مشق ناتمام زیر آوار:
روایتی تلخ در «روز معلم»
تهران (پانا) - در الفبای خبرنگاری، خبر را با سه اصل میشناسند: کوتاهی، دقت و بیطرفی. اما خبرهایی هست که در هیچ کادر کوتاهی جا نمیشوند؛ خبرهایی که پشت هر واژهشان، تپش زندگیهایی نهفته است که ناگهان به سکوت بدل شد.
در میان هیاهوی گزارشهای روزانه، تلخترین تیتر این ماهها، نام مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در میناب بود. حادثهای که در نخستین ساعات درگیری رخ داد و ساختمانی را که کانون رویاهای کوچک بود، به تلی از خاکستر و خاطره بدل کرد.
روایتهای میدانی شاهدان، تصویری هولناک را ترسیم میکند: اصابت در زمانی که زنگ مدرسه، دانشآموزان و معلمان را در آغوش حیاط جمع کرده بود. همانجا که هر صبح با طنین خندههای معصومانه جان میگرفت، در چند ثانیه به آواری سنگین بدل شد.
گزارشها از عروج دانشآموزانی حکایت دارند که کیفهایشان هنوز بوی نوی دفتر مشق میداد. اعدادی که در خبرها ردیف میشوند، در واقعیت، نامهایی بودند با نیمکتهایی مشخص؛ کودکانی که شاید آخرین تکلیفشان در دفترهای نیمهکاره، تا ابد ناتمام ماند. امدادگران، جستوجو در میان ویرانهها را «سختترین ماموریت عمرشان» میخوانند؛ جایی که شناسایی پیکرها دشوار بود و نام یک «مفقودالاثر»، هنوز چشمهای خانوادهای را میان بیم و امید خیره به آوار نگه داشته است.
در این میان خبرنگار بودن یعنی گاهی مجبور هستی راوی واژههایی باشی که از خود حادثه سنگینترند؛ واژگانی چون «آوار»، «پیکر» و «شناسایی». کلماتی که خواندنشان ثانیهای زمان میبرد، اما برای شاهدان عینی، به اندازه یک عمر طول میکشد.
آنچه این مرثیه را جانسوزتر میکند، تقویم است. تنها چند گام تا «روز معلم» باقی مانده؛ روزی که قاعدتاً باید با بوی گل مریم، کارت تبریکهای دستساز و دستخطهای لرزان «معلم عزیزم روزت مبارک» پر میشد. اما امسال در میناب، این جمله طعم دیگری دارد. کلاسهایی که باید با گچ و تختهسیاه، الفبای زندگی را تمرین میکردند، حالا در ادبیات خبر با واژههایی مثل «تخریب ۱۰۰ درصدی» توصیف میشوند.
برای من که در مرز میان «علوم تربیتی» و «خبرنگاری» ایستادهام، این فقط یک گزارش ساده نیست. مدرسه برای ما صرفاً یک بنای سیمانی نیست؛ معبدی است که آینده در آن متولد میشود. هر نیمکت، نقطه عزیمت یک آرزوست و هر معلم، چراغی که معبر نسلها را روشن میکند. وقتی مدرسهای فرو میریزد، فقط یک ساختمان آسیب نمیبیند؛ بخشی از آینده یک سرزمین زخمی میشود.
با این حال، در میان این غبار اندوه، نام «معلم» همچنان میدرخشد. معلمانی که تا آخرین لحظه، حصار امن دانشآموزان خود ماندند و ثابت کردند رسالتشان، بسیار فراتر از کلمات کتابهای درسی است.
روز معلم امسال، ضیافت گل و لبخند نیست؛ لحظهای سکوت است به احترام ایستادگی. خبرنگاران معمولاً میکوشند احساس را پشت کلمات پنهان کنند، اما برخی خبرها چنان لبریز از دردند که حتی از میان سطرهای خشک و رسمیشان نیز بوی بغض به مشام میرسد.
خبر مدرسه «شجره طیبه» میناب شاید در شلوغی اخبار جهان گم شود، اما در حافظه وجدانهای بیدار، بهعنوان سندی از مظلومیت دانش و معصومیت کودکی باقی خواهد ماند. در هفته معلم، باید از مدرسههایی یاد کنیم که هنوز نبضشان میزند و به امید روزی بنویسیم که خبرهای مدرسه، تنها روایتگر زنگ تفریح، موفقیت و صدای بلند خنده باشد؛ نه آوار و سکوت.
ارسال دیدگاه