گزارش پانا از کارنامه رکوردشکن دولت چهاردهم در سپردن مناصب اجرایی به بانوان؛
چگونه دولت چهاردهم سقف شیشهای پاستور را شکست؛ نقشآفرینی بیسابقه بانوان در معماری نوین مدیریتی ایران
تهران (پانا) - حضور زنان در ساختار تصمیمگیری کلان ایران دههها در چارچوب تعارفات سیاسی، جایگاههای نمادین و وعدههای انتخاباتی محصور مانده بود. در اکثر ادوار گذشته، سهم زنان از بدنه اجرایی کشور به مشاغل ستادی کماثر یا نهایتا یک معاونت در حوزه زنان و خانواده محدود میشد و سطوح حاکمیتی و امنیتی مانند فرمانداریها، استانداریها و وزارتخانههای زیربنایی، حوزههایی تقریبا دستنیافتنی برای مدیران زن تلقی میشدند.
با روی کار آمدن دولت چهاردهم به ریاست دکتر مسعود پزشکیان و اتکا به گفتمان «وفاق ملی»، شاهد یک دگرگونی ملموس و عملیاتی در الگوی توزیع قدرت اجرایی بودیم و هستیم. این دولت نهتنها از سقف شیشهای عبور کرد، بلکه بهکارگیری زنان شایسته، متخصص و دانشگاهی را از یک «امتیاز سیاسی» به یک «ضرورت توسعهای و ملی» بدل ساخت. بررسی موشکافانه انتصابات از پاستور تا دورافتادهترین فرمانداریها و بخشداریها، گواه شکلگیری زنجیرهای بههمپیوسته از اعتماد حاکمیتی به توانمندی بانوان ایرانی است.
۱. هسته مرکزی قدرت؛ شکستن تابوهای تاریخی در کابینه و پاستور
نقطه عطف این رویکرد، انتخاب نخستینها و واگذاری جایگاههای سخت، زیربنایی و راهبردی به زنان بود؛ حوزههایی که پیش از این صرفا در انحصار مردان قرار داشت:
شکستن طلسم وزارتخانههای ثقیل عمرانی: انتصاب فرزانه صادق مالواجرد در راس وزارت راه و شهرسازی، مهمترین نماد شجاعت مدیریتی دولت چهاردهم بود. برخلاف ادوار گذشته که زنان در صورت ورود به کابینه، وزارتخانههایی چون بهداشت را در دست میگرفتند، سپردن وزارتی که قلب تپنده مسکن، توسعه زیرساختهای ریلی، هوایی، جادهای و ترانزیتی کشور است به یک زن متخصص در حوزه شهرسازی و معماری، معادلات سنتی را برهم زد و نشان داد نگاه دولت به تخصصگرایی، عاری از هرگونه خطکشی جنسیتی است.
صدای رسمی دولت در انحصار یک زن متخصص: انتخاب فاطمه مهاجرانی بهعنوان نخستین زن در جایگاه سخنگوی دولت جمهوری اسلامی، چهره رسانهای و تریبون رسمی دولت را بازآفرینی کرد. توان پاسخگویی دقیق، آرامش حرفهای و احاطه علمی ایشان به مسائل کلان، کارآمدی الگوی اعتماد به زنان در خط مقدم ارتباطات حاکمیت با جامعه را اثبات کرد.
ریاست سازمانهای راهبردی و فرابخشی:
شینا انصاری، با تکیه بر سالها تجربه بدنه تخصصی و شناخت عمیق از معضلات اکوسیستم، سکان معاونت رئیسجمهور و ریاست سازمان حفاظت محیط زیست را به دست گرفت تا یکی از بحرانیترین و حساسترین پروندههای کشور (آب، هوا و فرونشست) را مدیریت کند.
زهرا بهروزآذر، با تحصیلات و سوابق درخشان در حوزه کارآفرینی و مطالعات اجتماعی، در قامت معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده، ماموریت یافت رویکرد حمایتی صرف را به توانمندسازی اقتصادی و بسترسازی برای شکوفایی پایدار زنان تغییر دهد.
فرزانه انصاری در جایگاه رئیس سازمان ملی استاندارد ایران، ناظر عالی کیفیت کالا و خدمات کشور شد؛ جایگاهی با اقتدار نظارتی فراگیر بر چرخه تولید و صنعت.
بر اساس تحلیل شاخصهای کابینه، سهم نزدیک به ۱۵ درصدی زنان در حلقه مشاوران ارشد و اعضای هیئت دولت، بالاترین رکورد ساختار اجرایی پس از انقلاب بهشمار میرود.
۲. رده میانی و تخصصی؛ اعتماد به زنان در اقتصاد، آموزش و زیرساخت
دولت چهاردهم صرفا به ویترین کابینه بسنده نکرد، بلکه لایههای زیرین وزارتخانهها را نیز با حضور زنان متخصص نوسازی کرد. حضور بالغ بر ۶۴ بانو در قامت معاون وزیر یا همتراز معاون وزیر، جریان تازهای به بوروکراسی تخصصی کشور تزریق کرد:
زهره عالیپور؛ احیای تخصص در اقتصاد کلان: انتصاب ایشان بهعنوان معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی و رئیس کل سازمان خصوصیسازی، پیامی قاطع از سوی دولت بود. عالیپور که پیش از این نیز سابقه درخشانی در بدنه اجرایی داشت، در یکی از پرچالشترین و فنیترین گرههای اقتصادی کشور، یعنی اجرای اصل ۴۴ و واگذاریهای کلان دولتی، وظیفه ایجاد شفافیت و عدالت را بر عهده گرفت.
آموزش و پرورش و زیرساخت: بازگشت و حضور مدیرانی چون رضوان حکیمزاده در معاونت آموزش ابتدایی، بازتابدهنده توجه به تخصصگرایی در پایهایترین مقطع تحصیلی کشور بود. همچنین در حوزه راه و شهرسازی، مسئولیتهای کلانی نظیر ریاست مراکز تحقیقاتی راه، مسکن و شهرسازی به چهرههای دانشگاهی و تخصصی بانوان سپرده شد.
نظارت عالی بر بازارهای مالی: راهیابی بانوانی چون کوثر یوسفی و الهام غلامی به ساختارهای نظارتی کلیدی نظیر هیئت نظارت بانک مرکزی، حضور زنان نخبه اقتصادی را از لایه تحلیلگر به لایه ناظر بر انضباط پولی و مالی کشور ارتقا داد.
آمارهای ثبتشده نشان میدهد حدود ۵۷۰ مدیر ارشد و بالغ بر ۵ هزار و ۷۰۰ زن در سطوح مختلف مدیریتی در سراسر بدنه اداری کشور مشغول خدمت هستند؛ رقمی که حکایت از یک حرکت همگانی برای توانمندسازی سرمایه انسانی زنان دارد.
۳. دیپلماسی بینالمللی؛ تصویر زن ایرانی در عرصه جهانی
در عرصه سیاست خارجی، دولت چهاردهم با باور به ظرفیت زنان در هنر گفتگو و حل منازعات دیپلماتیک، گامهای راهبردی و محکمتری برداشت. تداوم حضور چهرههای صاحبنامی چون مرضیه افخم بهعنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در اسلوونی، نشان از ثبات در این رویکرد داشت.
اما نقطه عطف این دیپلماسی در پاییز ۱۴۰۵ رقم خورد؛ جایی که زهرا ساعی (نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی و مشاور پیشین وزیر امور خارجه در امور بانوان) با تصمیم دستگاه دیپلماسی و در راستای تقویت حضور زنان در خط مقدم سیاست خارجی، به عنوان سفیر جدید جمهوری اسلامی ایران در قرقیزستان منصوب شد. این انتصابهای هدفمند، پیام روشنی از تعادل، کارآمدی و ارتقای جایگاه دیپلماتهای زن ایرانی در مناسبات منطقهای و بینالمللی مخابره میکند.
۴. انقلاب در مدیریت محلی؛ از فرمانداریهای مرزی تا بخشداریها و روستاها
شاید بزرگترین و امیدبخشترین شاخص دگرگونی در دولت رییسجمهور مسعود پزشکیان، گسترش دایره اعتماد به دور از پایتخت، یعنی در استانها، شهرستانها، بخشها و روستاها باشد. جایی که ساختارهای محلی همواره با نگاههای سنتی و مقاومتهای عرفی همراه بودهاند، وزارت کشور دولت چهاردهم با همراهی رئیسجمهور، تاریخیترین ارقام حضور زنان در جایگاههای حاکمیتی محلی را به ثبت رساند:
ثبت رکورد کمنظیر با انتصاب نزدیک به ۲۸ فرماندار زن: انتصاب فرماندارانی که بهطور مستقیم مسئولیت امنیت، توسعه و هماهنگی دستگاههای اجرایی شهرستانها را بر دوش دارند، نماد بارز شجاعت سیاسی دولت بود.
سروه (سودابه) ضرغامنژاد؛ فرماندار دهگلان (کردستان): انتصاب نخستین فرماندار زن در تاریخ استان کردستان؛ اقدامی که بهطور همزمان دو مولفه «سرمایه انسانی زنان» و «نگاه ویژه به اقوام و مناطق اهلسنت» را در چارچوب وفاق ملی معنا بخشید.
بلقیس حسینی در خوزستان: مدیریت شهرستانی در استانی حیاتی و صنعتی مانند خوزستان، بازتابدهنده باور به توانمندی مدیریتی بانوان در اقلیمهای پیچیده بود.
بتول معلم در سروستان (فارس)، عصمت محمددوست در خمام و سمیرا حسنی در رودبار (گیلان)، فروغ هاشمی در اوز، خدیجه جشنپرور در روانسر (کرمانشاه)، شادی فضلی در کوهپایه (اصفهان)، و ریحانه شریعتاصل در مهولات (خراسان رضوی)؛ همگی نمونههایی عینی از توزیع جغرافیایی عادلانه این انتصابات در تمام پهنه ایران هستند.
شبکه گسترده بخشداریها و مدیریت روستایی: بیش از ۹۰ زن سکاندار بخشداریهای کشور شدهاند. این گستره بزرگ، نهتنها زنان را در بطن رسیدگی به مطالبات مردم و روستاییان قرار داده، بلکه کادرسازی مطمئنی برای آینده مدیریتی ایران شکل داده است. زنانی که امروز بخشداریها و دهیاریها را اداره میکنند، مدیران کل، فرمانداران و وزیران فردای این کشور خواهند بود.
سطوح ارشد استانداری: حضور معاونان استاندار زن در استانهایی نظیر کرمان و زنجان و تکیه زدن دهها بانو بر کرسی مدیرکلی در استانداریهای کشور، چرخه مدیریت محلی را از بنبست تکجنسیتی خارج کرد.
۵. پیامدهای راهبردی؛ بازسازی اعتماد اجتماعی و بهرهگیری از سرمایه نامرئی
تمرکز دولت چهاردهم بر این استراتژی، چند دستاورد عمیق و راهبردی برای ساختار اداره کشور به همراه آورده است:
انطباق حاکمیت با واقعیتهای جامعه ایرانی: در شرایطی که بیش از ۶۰ درصد فارغالتحصیلان دانشگاهی کشور را زنان توانمند، پژوهشگر و کارشناس تشکیل میدهند، حذف موانع اداری و اعتماد به آنها، همگرایی بین «جامعه تحصیلکرده» و «بدنه تصمیمگیر حاکمیت» را بازسازی کرده و حس اثربخشی را به نسل جوان بانوان بازگردانده است.
ارتقای سلامت اداری و شفافیت: تجارب مدیریتی و گزارشهای مکرر حکمرانی ثابت کرده است که حضور بانوان در پستهای اجرایی، حسابرسی و مالی با حساسیت، وجدان کاری و کاهش معنادار فساد اداری همراه است؛ عاملی که در حوزههایی چون خصوصیسازی، شهرسازی و مدیریت شهری اهمیت دوچندان مییابد.
تغییر فرهنگ اداری و الگوسازی برای آینده: وقتی دختری در دورافتادهترین روستای کردستان، گیلان، فارس یا خوزستان میبیند که فرماندار یا بخشدار منطقه یک زن متخصص و اهل همان بوم است، افق امید و انگیزه او برای درسخواندن، رشد و تصدی مسئولیتهای بزرگ متحول میشود.
دولت چهاردهم با هدایت دکتر مسعود پزشکیان، مسئله حضور زنان را از لایههای صرفا فانتزی و شعارهای دورهای تبلیغاتی بیرون کشید و آن را به یک سیاست قطعی، عملیاتی و ارزیابیپذیر در میدان واقعیت تبدیل کرد. ثبت آمار بیسابقه در هیئت دولت، حضور پرشمار در سطح معاونان وزیر، ورود معنادار به حوزه سفارتخانهها و گستردگی بینظیر بیش از صد فرماندار و بخشدار زن، پیامی صریح و امیدبخش دارد: «شایستگی و تعهد، جنسیت نمیشناسد؛ و توسعه پایدار ایران بدون بهرهگیری کامل از خرد، دانش و انگیزه نیمی از پیکره جامعه ناممکن است.» این جهتگیری بدون تردید یکی از درخشانترین و تحولآفرینترین فصول کارنامه اجرایی دولت چهاردهم در مسیر پیوند دولت و ملت تلقی میشود.
ارسال دیدگاه