از کلاس درس تا میدان همدلی

ملارد(پانا)-تجمعات شبانه، فرصتی برای تجربه همدلی و وحدت میان مردم است؛ شب‌هایی که دانش‌آموزان در کنار درس و دغدغه‌های روزمره، با امید به آینده، پایبندی به باورهایشان و همراهی با مردم، از روزهایی روشن‌تر برای ایران می‌نویسند.

کد مطلب: ۱۷۴۹۶۷۹
لینک کوتاه کپی شد
از کلاس درس تا میدان همدلی

شب که می‌شود، خیابان‌ها حال‌وهوای دیگری پیدا می‌کنند. آدم‌هایی از سنین مختلف کنار هم جمع می‌شوند؛ از پدر و مادرها گرفته تا جوان‌ها و نوجوان‌هایی که شاید روزشان را با درس و امتحان گذرانده باشند، اما هنوز دلشان می‌خواهد ساعتی را در کنار مردم باشند. وقتی به این جمعیت نگاه می‌کنم، بیشتر از هر چیز، حس کنار هم بودن به چشمم می‌آید؛ اینکه با وجود همه تفاوت‌ها، باز هم می‌توانیم در کنار هم بایستیم و به همدلی فکر کنیم.

ما هم دانش‌آموزیم؛ صبح‌ها راهی مدرسه می‌شویم، درس می‌خوانیم، امتحان می‌دهیم و برای آینده‌مان آرزوهای زیادی داریم. با این حال، زندگی فقط به کلاس درس و کتاب‌های مدرسه ختم نمی‌شود. ما هم نسبت به اتفاقات اطرافمان بی‌تفاوت نیستیم و دوست داریم در کنار مردم باشیم. برای ما، حضور در این شب‌ها فقط آمدن به یک جمع نیست؛ فرصتی است برای نشان‌دادن همراهی، حفظ وحدت و پایبندی به باورهایمان. ما رهنمودهای رهبرمان را می‌شنویم و تلاش می‌کنیم در کنار آگاهی و شناخت، به آن‌ها توجه داشته باشیم.

شاید قشنگ‌ترین تصویر این شب‌ها، همین کنار هم بودن آدم‌ها باشد؛ آدم‌هایی که هرکدام زندگی و دغدغه‌های خودشان را دارند، اما در این جمع، فرصتی برای همدلی پیدا می‌کنند. وقتی خانواده‌ها را در کنار نوجوان‌ها می‌بینم، با خودم فکر می‌کنم که چه خوب است اگر یاد بگیریم در روزهای مختلف زندگی، بیشتر هوای هم را داشته باشیم. وحدت یعنی با وجود تفاوت‌ها، بتوانیم کنار هم بمانیم و فراموش نکنیم که مهربانی و همراهی، همیشه می‌توانند دل‌ها را به هم نزدیک‌تر کنند.

البته ما دانش‌آموزها می‌دانیم که درس و آینده‌مان هم اهمیت زیادی دارد. فردای ما با همین روزهای درس‌خواندن و تلاش‌کردن ساخته می‌شود. برای همین، سعی می‌کنیم زمانمان را طوری تنظیم کنیم که هم از حضور در جمع مردم غافل نشویم و هم از درس‌هایمان عقب نمانیم. به خدا توکل می‌کنیم و از او می‌خواهیم در این راه کمکمان کند؛ هم در حضور مسئولانه‌مان در کنار مردم و هم در درس‌خواندن و رسیدن به هدف‌هایمان. باور داریم که با تلاش و امید می‌توانیم از پس مسئولیت‌های امروزمان بربیاییم و برای فردایمان قدم‌های محکم‌تری برداریم.

شب بالاخره تمام می‌شود و صبح، دوباره صدای زنگ مدرسه را می‌شنویم. دفترهایمان را باز می‌کنیم و به درس‌هایمان برمی‌گردیم، اما شاید چیزی از آن شب‌ها در دلمان باقی بماند؛ حس خوب همدلی، خاطره کنار هم بودن و امید به روزهایی بهتر. ما هنوز در آغاز راهیم؛ راهی که قرار است با درس‌خواندن، تلاش، ایمان و مسئولیت‌پذیری ادامه پیدا کند. امیدوارم روزی برسد که بتوانیم با دانایی و کوشش خودمان، سهمی در ساختن ایرانی آبادتر داشته باشیم؛ ایرانی که در آن، همدلی میان مردم زنده بماند و امید به آینده، چراغ راه نسل ما باشد.

نویسنده : فاطمه عین آبادی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار